هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
80 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1651

ديروز : 2563

كاربران فعال : 56

پرونده
  امتياز : 27  
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
22 تيرماه 1378 در راه گرگان به مشهد يك خودروي سواري با يك ميني بوس تصادف كرد. در ميان چند نفري كه در اين تصادف كشته شدند، يكي علي صفايي حايري بود. تهران غرق بحران كوي دانشگاه بود كه بعد از 18 تير شعله ور شده بود و روزنامه‎‎ها جا نداشتند تيتر بزنند، استاد علي صفايي حايري يا عين صاد(ع.ص)... اما استاد علي صفايي حايري را كسي از روزنامه‎‎ها و تلويزيون نشناخته بود تا در سكوت اين رسانه‎‎ها، از داغ رفتن حاج شيخ بي خبر بمانند. دور از هياهوي رسانه‎اي خبر در تمام كشور منتشر شد و در ده‎‎ها شهر كشور مردمي كه شيخ را مي شناختند، عزادار شدند. در غم مردي كه زندگي اش بي سكون بود و بسياري از جماعت ‎هاي متنوع با سليقه‎‎ها و سطوح اجتماعي مختلف از وجود شيخ بهره برده بودند و با رفتنش سوختند. صفايي اهل تفكر و انديشه بود و بر اساس آن‎چه مي‎انديشيد و به آن رسيده بود، عمل مي‎كرد. صفايي در تعليم و تربيت، فرهنگ، سياست، اقتصاد، هنر و ادبيات و علوم اسلامي و رفتار ورود داشت و سخت معتقد بود بايد بين يافته‎‎هاي مسلمانان و اسلام تفاوت قايل شد و هربار بايد يافته‎‎ها را با قرآن تطبيق داد و طرحي‎نو درانداخت. صفايي در ادبيات و به كار‎گيري اصطلاحات در حوزه‎‎هاي مختلف از واژه‎‎ها و تعبير‎هاي ديني وام مي گرفت و چهارچوبي كه ساخته بود همه از همين جنس، مصالح داشت. ادبيات و مفاهيم و واژه‎‎هاي چپ رايج در آن روز در آن راهي نداشت. رفتار، منش و سبك زندگي صفايي نيز او را از تئوري پردازان ديگر متمايز مي كرد. او اگر از روش رسول الله(ص) در ياري دادن مؤمنان مي گفت، خود ياري گر مؤمنان بود و اگر مي گفت: رسول خدا طبيب دوار به طبه است خود نيز اين‎گونه بود و لازمه چنين بودن تواضعي بيش از حد بود كه پاي آن هم ايستاد؛ حتي به قيمت متهم شدن به شكستن حرمت لباس روحانيت و اتهام‎‎هاي ديگر. ويژگي ‎هاي رفتاري و انديشه‎‎هاي مستقلِ شيخ، گروهي را از او دور مي كرد و در عوض طيف رنگارنگي از

محتويات پرونده
براي تمام فصل ها
چشمه جاري
چراغ راه
ياد استاد
يك قدم جلوتر بيا
انديشه بدون تاريخ مصرف
دست در دست ولي خدا
معجزه يك آدم معمولي
بي قراري در جمع
رفتن او را نخواستم باور كنم
خودش جلوتر از نامش بود
پيام آور زندگي
گشودن راز هفت بند هنر
وظيفه اي دور از توجيه و تضعيف
از زبان قم تا زبان قوم
4.5/5 ستاره ها (6)
نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن


 1  
به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب