هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 57
شماره مجله 57
  پر امتیازترین مطالب
4.9 سفياني مدرن  
4.8 روزگار فضل الله  
3.3 استراتژي وحدت  
3.2 سلام نامه  
3.2 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  پر بیننده ترین مطالب
534 سفياني مدرن  
470 وحدت فقط عكس گرفتن با لبخند نيست  
464 مغالطه هاي اصلاح‎طلبانه  
309 روزگار فضل الله  
234 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1588

ديروز : 2828

كاربران فعال : 60

  امتياز : 16  
نگاهي به يك رمان با موضوع حجاب

دكتر محمد رضا زائري


در رمان خواندني و زيباي «رنده عبدالفتاح» با نام «آيا سرم با اين گنده مي شه؟» يك دختر مسلمان استراليايي كه از پدر و مادري فلسطيني زاده شده است و در حومه ملبورن زندگي مي كند، بزرگترين تصميم زندگي‎اش را مي گيرد.
«أمل» تصميم مي گيرد كه حجاب را به‎عنوان پوشش دائم خود انتخاب كند. وي بر خلاف برخي دختران يا زنان مسلمان كه يا به شكل سنتي و براساس عادت، حجاب دارند يا اين پوشش را گاهي رعايت مي كنند و گاهي نه - و در رمان پارت تايم! خوانده مي شوند - براساس باور و عقيد‎ه اي دروني و پس از درگيري ‎هاي طولاني ذهني و فكري به اين تصميم مي رسد.
آيا پايداري بر اين تصميم در محيطي كه همه عناصر و اجزاي آن، عليه باور‎ها و مؤلفه‎‎هاي هويت ديني مسلمانان همدست هستند، ممكن است؟ او در اين راه با چه مشكلات و چالش‎‎هايي روبه‎روست؟
اين رمان 360 صفحه‎اي كه در 45 فصل و توسط يك ناشر بسيار معتبر و مشهور بين‎المللي منتشر شده و در آمريكا به چاپ رسيده است، به‎خوبي اين فرآيند و جزييات آن را نشان مي دهد.
نويسنده اين رمان - خانم عبدالفتاح - يك فعال اجتماعي و مدافع حقوق مردم فلسطين است كه اكنون با همسر و دختر كوچكش در سيدني زندگي مي كند و به وكالت مشغول است. او تاكنون دو رمان ديگر با عنوان ‎هاي «ده چيزي كه درباره خودم از آن‎‎ها متنفرم» و «جايي‎كه خيابان ‎ها اسم داشت» را منتشر كرده است.
اظهار‎نظر و تحسين كارشناسان و مطبوعات درباره اين اثر و جوايزي كه به آن تعلق گرفته - جدا از بازخورد بسيار مثبت عمومي و ميزان فروش آن - نشان مي دهد كه نويسنده هم به‎دليل شناخت كامل فضاي فرهنگي و اجتماعي مخاطب توانسته با او ارتباط برقرار كند و هم به‎خاطر تجربه عميق و تنگاتنگ خويش از موضوع حجاب و مسائل دختران نوجوان، به‎خوبي از پس آن برآمده است.
داستان، بسيار واقعي و ملموس است و شرايط طبيعي زندگي امروزي يك دختر نوجوان را ترسيم مي كند. از نام شخصيت ‎هاي مشهور تا برنامه‎‎هاي تلويزيوني، در داستان به چشم مي خورند و در جاي‎جاي رمان، مسائل و مشكلات روزمره يك دختر جوان به‎دقت تحليل مي شود.
شخصيت اصلي داستان، دختري كاملا معمولي است. ساعت ‎ها جلوي آينه لباس‎هايش را امتحان مي كند و براي خريدن لباس ‎هاي جديد انتظار مي كشد. موقعي‎كه روزه مي گيرد، دلش براي شكلات محبوبش تنگ مي شود و چشم‎انتظار افطار مي ماند. وقتي با مادرش مشكل دارد به لطايف‎الحيل مي كوشد تا سر او را كلاه بگذارد و به مقصود خود برسد و در هنگام برخورد با هر مشكل، پيش از هرچيزي، گوشي تلفن را بر مي دارد تا با «ياسمين» يا «ليلا» نزديك‎ترين دوستان خود حرف بزند.
كتاب، مخاطب تعريف‎شده‎اي دارد و نويسنده با همزات پنداري دقيقي، شرايط واقعي او را به تصوير مي كشد تا مسير داستان را با همدلي او پيش ببرد و از اين روي هم پيام خود را به دختران مسلمان كه دغدغه حجاب دارند مي رساند و هم با مخاطبان غيرمسلمان خود سخن مي گويد و در فضاي تبليغي و رسانه‎اي پس از يازده سپتامبر تصويري متفاوت از مسلمانان ارائه مي كند.
داستان از جايي شروع مي شود كه «أمل» با تي‎شرت «ويني پوه» و شلوارك «آديداس» در حال تمرين روي تردميل است و براي نوزدهمين بار، تكرار قسمتي از سريال «فرندز» را تماشا مي كند. ناگهان ديالوگي از «جنيفر آنيستون» او را تحت تأثير قرار مي دهد و او احساس مي كند كه مي خواهد قدم نخست را در راه محجبه شدن بردارد.
رمان، علاوه‎بر بيان دقيق شرايط روحي و رواني دختري نوجوان، روابط طبيعي و عادي اين دختر با محيط اطراف مخصوصا پدر و مادرش را به‎زيبايي تصوير مي كند و مسائل آنان را به‎خوبي مي كاود. پدر او دكتر و مادرش دندانپزشك و هر دو از «بيت لحم» فلسطين هستند كه در دانشگاه با هم آشنا شده و با هم ازدواج كرده‎اند.
اين داستان همچنين مسائل و مشكلات يك شهروند مسلمان در بستر اجتماعي و روابط فرهنگي يك محيط غير‎اسلامي را به‎خوبي تشريح كرده و به‎ علت‎يابي كنش ‎ها يا واكنش ‎هاي چنين فردي در اين محيط پرداخته است.
از همه اين‎‎ها مهم‎تر، ريشه‎يابي دغدغه‎‎هاي يك دختر نوجوان در موضوع حجاب و تحليل انگيزه‎ها، نگراني‎ها، موانع و مشكلات او در اين راه است.
چرا حتي وقتي پس از مدت ‎ها تحصيل در يك مدرسه مسيحي (1) به مدرسه‎اي اسلامي مي رود - كه حجاب جزيي از يونيفورم مدرسه است - هنگام خروج از مدرسه در اولين فرصت مقنعه خود را درمي آورد؟ چرا از تنها سوار شدن بر قطار در مسيري طولاني با حجاب مي ترسد و چگونه نگراني از واكنش ديگران و استهزاء و فشار همسالان (2) او را دچار نگراني و ترديد مي كند؟
همچنين احساسات و عواطفي از درون او مورد توجه نويسنده قرار مي گيرد و نشان داده مي شود كه چگونه مثلا نسبت به دختر‎ها يا زن‎‎هايي كه علي‎رغم فشار‎هاي مختلف و سختي ‎هاي گوناگون به حجاب خود پاي‎بند هستند، احساس احترام مي كند و حتي به همين‎خاطر به آن‎‎ها حسادت مي ورزد.
يا مثلا وقتي قبل از اتخاذ تصميم نهايي، فهرستي كامل از افراد مختلف تهيه مي كند و آن‎‎ها را در دو گروه موافقان و مخالفان احتمالي قرار مي دهد، خواننده به‎خوبي احساس مي كند كه در چنين حالي در ذهن اين دختر نوجوان چه مي گذرد.
يكي از مهم‎ترين ويژگي‎‎هاي اين كتاب، گذشته از بيان موضوع در قالب هنر اين است كه نشان مي دهد مسئله حجاب اولا تنها موضوعي اعتقادي نيست و ابعاد فرهنگي، اجتماعي و... آن بسيار قابل‎توجه هستند و ثانيا مسئله به هيچ‎وجه مسئله ساده و بسيطي نيست، بلكه بيش از تصور ما پيچيدگي و عمق دارد.
از اين گذشته با ظرافت به‎رابطه شخصي اين دختر نوجوان با خدا اشاره مي‎شود و اين نكته به‎عنوان عاملي كه مي تواند در مقابل همه فشار‎ها و سختي ‎هاي ضدحجاب مقاومت كند، معرفي مي شود.
در بخشي از فصول ابتدايي كتاب اين رابطه در قالب مثالي محسوس و تعبيري قابل‎فهم عرضه مي شود. نويسنده مي گويد مثل اين است كه يك جوك را فقط شما دو نفر بلد باشيد و در ميان يك جمع بزرگ شما با يك تجربه خاص و راز اختصاصي با هم ارتباط برقرار كنيد.
يكي از اصولي كه كتاب به ظرافت مورد اشاره قرار مي دهد و آن را در ذهن مخاطب ماندگار مي كند، در قالب ضرب‎المثل معروف «NO PAIN, NO GAIN» عرضه شده است. با بيان مضمون «‎نابرده رنج گنج ميسر نمي شود» يا «هر كسي را فيل خواهد جور هندوستان كشد» و... مخاطب قانع مي شود كه رعايت حجاب لازمه دستيابي به وعده‎‎هاي خلاف‎ناپذير الهي است و اگر كسي برخورداري از هويت ديني و انتساب به اين مجموعه اجتماعي و لوازم آن را مي خواهد، بايد هزينه آن را هم بپردازد.
داستان با اعلام نمرات پايان ترم و قبولي «أمل» با نمره A كه با عيد فطر همزمان شده است، پايان مي يابد. جزييات زندگي يك خانواده مسلمان در محيط غيراسلامي حتي غذا‎ها و سالاد‎هاي سفره افطار و عبادت ‎هاي روزانه و شبانه خانواده نيز ذكر و در لابه‎لاي رمان، مسئله حجاب مطرح مي شود.
بيان هنرمندانه ارزش ‎ها و باور‎ها در قالب هنر، ضرورتي است كه پيش از همه و بيش از هركسي مقام معظم رهبري بر آن اصرار داشته‎اند. شايد اگر به جاي برخورداري از اين همه امكانات و فرصت ‎ها و دارا بودن اين جمعيت و قدرت، ما هم اقليتي بوديم كه براي حفظ هويت خود دچار نگراني و خطر مي شديم و براي ثابت كردن خود بايد مي جنگيديم و... شايد آن‎وقت ما هم به جاي برخي روش ‎هاي ديگر مجبور بوديم از يك رمان خواندني براي انتقال حرف‎هاي‎مان استفاده كنيم. (3)
بي‎ترديد تجربه «‎رنده عبدالفتاح» نيز مانند همه تلاش ‎هاي ديگر در اين مسير، كامل و بي‎نقص نيست، اما برداشتن چنين گام‎‎هايي هرچند پراكنده و كوتاه، راه بسيار مبارك و وسيعي را مي گشايد كه مي تواند بسياري از گمشدگان را به مقصد آرامش و امنيت برساند.
شايد كتاب به‎دليل فضاي خاص و مخاطب ويژه‎اي كه دارد، براي ترجمه به فارسي مناسب نباشد (4) اما لااقل براي كارشناسان و اهل فن به‎عنوان يك تجربه و نمونه، ارزش بررسي و مطالعه دارد و نمونه‎‎هايي از اين دست مي تواند الگوي مناسبي براي توليد آثار بومي براي مخاطب جوان ايراني باشد
(1) بعضي صحنه‎‎ها بسيار ماهرانه توصيف شده است؛ مثل وقتي كه با ديگر دانش‎آموزان براي اعتراف به نزد كشيش رفته و نوبت به او مي رسد و در مقابل دريچه اعتراف دچار ترديد مي شود و در نهايت، سكوت مي كند و حرفي نمي زند.
(2) شايد اين موضوع در مورد حجاب بيش از ساير ظواهر ديني و مناسك مانند نماز و روزه اهميت داشته باشد و بتوان گفت براي حل مشكل حجاب، پيش از هر عنصر ديگر، بايد درباره فشار هم‎سالان بحث و بررسي كرد و چاره‎‎هاي كاربردي و عملي براي حل آن انديشيد.
(3) سزاوار است كه در عين استفاده از ظرفيت ‎هاي مختلف - مانند اقدام قانوني و طي روال رسمي براي برخورد با مفاسد اجتماعي به‎عنوان ضرورت و لازمه حاكميت - از ظرفيت‎‎هايي چنين نيز استفاده شود و كار قضايي و انتظامي در واقع كار فرهنگي را كامل كند، اما دريغ كه معمولا بخشي از كار انجام مي شود و بخش ديگر بر زمين مي ماند.
(4) شايد نويسنده كه خود نيز محجبه نيست، كتاب را به قصد ترويج حجاب و با رويكرد تبليغ مذهبي ننوشته باشد - كه چنين انتظاري هم از او نمي رود - و انگيزه او به‎عنوان يك شهروند استراليايي، بيشتر تبيين هويت فرهنگي خود در آن محيط باشد.
3.2/5 ستاره ها (5)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب