هفته نامه خبري تحليلي پنجره - مرداد دوم - 52
شماره مجله 52
  پر امتیازترین مطالب
5 مردي كه رؤياهايش صادق بود  
5 آمريكا حمله نظامي به ايران را عملي نمي‎كند؛ چرا؟  
5 نگاهي به يك رمان با موضوع حجاب  
4 آژيرها به صدا در مي آيند  
4 مردم شناسي استاد علامه شيخ فضل‎الله  
  پر بیننده ترین مطالب
166 عكس احمدي‎نژاد و سيمون بوليوار در اتاق مارادونا  
118 مردي كه رؤياهايش صادق بود  
108 نگاهي به يك رمان با موضوع حجاب  
64 اعزام دانشجو با كدام معيار؟  
63 ذكر صالحان رحمت خدا را نازل مي كند  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 341

ديروز : 2979

كاربران فعال : 29

  امتياز : 16  
بازار قيل و قال و رهزني فلسفه

سعيد قبا


بازار قيل و قال و رهزني فلسفه
سعيد قبا

دانشمندان اسلامي در اقبال به گزاره‎هاي ديني و فهم آن‎ها، رهيافت‎هاي گوناگوني اتخاذ كرده‎اند‎؛ چنان‎كه هركدام از اين رهيافت‎ها به اقتضاي ماهيت خود، منطق و روش خاصي را در فهم آموزه‎هاي ديني رقم زده‎اند. از جمله اين رهيافت‎ها به موارد زير مي‎توان اشاره كرد:
الف) رهيافت فلسفي: حكماي اسلامي با تمسك به برهان عقلي در جست‎وجوي علت و لزوم معتقدات اسلامي برآمده‎اند. دو مقاله واپسين «الاهيات شفا» و «المبدا و المعاد» جناب بوعلي (عليه‎الرحمه) را مي‎توان نمونه‎اي از اين رهيافت قلمداد كرد.
ب) رهيافت كلامي: متكلمان اسلامي بدون محدود كردن خود در برهان به‎عنوان ابزار، با بهره جستن از حداكثر امكانات در پي دليلي براي عقايد ديني بوده‎اند. فرقه‎هاي متعدد كلامي چون شيعي، معتزلي، اشعري، ماتريدي، كرامي و... نمونه‎هايي از تلاش هزارساله متكلمان در توجيه باور‎هاي ديني هستند.
ج) رهيافت درون‎ديني صرف: اينان عده‎اي از دانشمندان ديني هستند كه راه يافتن حقايق ديني را در عطف توجه به متون ديني منحصر مي‎كنند و در اين امر به ماثورات فلسفي و كلامي اعتنايي ندارند. جريان سلفي نمونه‎اي از اين رهيافت در ميان اهل سنت است. از معاصرين و در ميان اهل تشيع مي‎توان به جريان تفكيك – كه موضوع اين مقال است – اشاره كرد.
«مكتب تفكيك»، «مكتب معارف» يا «مكتب مشهد» همه عناويني هستند كه بر نظام فكري سلسله‎اي از شاگردان مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) اشاره دارند؛ نظامي كه تحت تأثير درس‎هاي آن مرحوم در مشهد شكل گرفت و گسترش يافت. شيخ محمود حلبي، شيخ مجتبي قزويني، ميرزا جواد آقا تهراني، آيه‎الله مرواريد و... (رحمه‎الله عليهم) همه از پرورش‎يافتگان و بزرگان اين مكتب بودند كه اكنون سالياني است، چهره در نقاب خاك كشيده‎اند. حجه‎الاسلام سيدان و استاد حكيمي از چهره‎هاي شاخص و در قيد حيات اين مكتب هستند. در سال‎هاي گذشته استاد حكيمي با نگارش آثار متعددي چون‎: «الاهيات الاهي و الاهيات بشري»، «مكتب تفكيك»، «مقام عقل»، «اجتهاد و تقليد در فلسفه» و... نقش عمده و مؤثري را در معرفي اين مكتب به جامعه ايفا كرده‎اند.
همان‎طور كه پيش از اين نيز گذشت، اين حضرات را روشي است خاص در اقبال به گزاره‎هاي ديني به اين معنا كه: «فهم و تبيين عقايد ديني به صرف مراجعه به كتاب و سنت، امري است ممكن و راه يافتن مفاهيم فلسفي و كلامي در اين فرآيند رهزن خواهد بود و مخاطبان شريعت را از فهم خالصانه آن بازمي‎دارد.» آن‎چنان‎كه از اين روش برمي‎آيد، براي در پيش گرفتن چنين فرآيندي و يا حداقل اثبات رهزني معارف فلسفي در فهم شريعت، راهي نخواهد بود جز آن‎كه با فلسفه درهم پيچيد و گلاويز شد و دست در پيراهن عقل برهاني زد تا آن را در تنش چاك‎چاك كرد. اين مطلبي است كه در ماثورات مرحوم اصفهاني(ره) به‎وفور به‎چشم مي‎خورد؛ چنان‎كه ايشان مي‎فرمايند: «فلاسفه الاسلام هادمون للاسلام و ليسوا بخادمين له.» و حقا كه سخناني از اين دست بي‎انصافي بزرگي است كه در شأن مرحوم اصفهاني نيست!!!
اين سخنان را نبايد هرگز به‎حساب هم‎ساني جهان‎بيني مكتب تفكيك با سلفي‎ها گذاشت بلكه در اين‎جا آن‎چه كه منظور نظر ماست، روش اين حضرات در كندوكاو معارف ديني است.
هرچند مخالفت تند سلف حضرات تفكيكي در آثار متأخرين آن‎ها نفي و طرد مي‎شود و ايشان ادعاي عدم مخالفت با عقل و فلسفه در پيش مي‎گيرند، لكن ثمره عيني مدعيات آن‎ها چيزي جز عبارات سلفشان نيست.
باري، ستيز با عقل و فلسفه چنان دراز‎دستي است كه نمي‎توان آن را در كوتاه‎آستين عبارات زيبا پنهان كرد. شايد عقب‎نشيني اين قوم را از مواضع سلف خويش سر در آن باشد كه اينان متفطن اين نكته شده‎اند: «براي رد فلسفه بايد به فلسفه توسل جست و با اسلحه غيرفلسفي نمي‎توان به جنگ و پيكار با فلسفه رفت.»
همان‎طور كه گفتيم در سال‎هاي اخير، مواضع اين مكتب در جامعه ديني و فكري كشورمان بيش از پيش طرح شد. اما در اين ميان، افرادي هم به نقد آراي ارايه شده از سوي اين مكتب پرداختند كه حاصل آن كتب و مقالات متعددي است كه در اين باب به رشته تحرير در‎آمده‎اند. البته نبايد از نظر دور داشت كه «تفكيك پژوهي» امري است كه دشواري‎هاي مختص به خود را داراست و از آن‎ها مي‎توان به موارد زير اشاره كرد:
- آثار اسلاف مكتب تفكيك كه در شناسايي اين مكتب طبيعتا اصالت خواصي را دارا هستند، مانند آثار مرحوم اصفهاني و شاگردان بلاواسطه ايشان، عمدتا در گنجينه نسخ خطي نگهداري مي‎شوند و در انتظار تصحيح و تحقيق‎اند؛ مانند: «معارف‎القرآن»، «غايه‎المني»، «معارف القرآن» و...
- ابتناي مباحث تفكيك بر مفاهيم ابهام‎آلود نيز از جمله معضلاتي است كه دشواري اين مسير را دامن مي‎زنند. طرح مفاهيمي مانند: فطرت نوري، عقل دفائني، منطق نوري و... بدون ارايه توضيحي درباره آن‎ها، به حصار‎هايي مي‎مانند كه مقصود اهالي تفكيك را احاطه كرده‎اند و كمتر كسي را در اين‎زمينه به خود راه مي‎دهند.
- متأسفانه اهالي تفكيك تابه‎حال مباحث خود را به يك نظم منطقي سامان نداده‎اند، به اين معني كه هر مبحث از دل مبحث قبلي بيرون آيد و مسايل بر هم ترتب نتيجه داشته باشند. اين بي‎ساماني و هرج و مرج در طرح مسايل موجب آن شده است تا مخاطبان سردرگم شوند و نتوانند به‎راحتي در منزل فهم مقصود آن‎ها مستقر شوند.
- اهالي مكتب تفكيك مدعي ارايه نظامي از جهان‎بيني هستند كه جوشيده از معارف وحياني و كلمات نوراني حضرات معصومين(ع) است به‎طوري كه در آن هيچ ناخالصي نتوان يافت. همين مدعا باعث آن شده است تا حومه‎نشينان شهر تفكيك، ايراد هرگونه نقد به مكتب تفكيك و معتقدات ساكنان اهالي آن اقليم را تلقي به سخن‎گويي خلاف شريعت مقدس اسلام نمايند و...
مسلما پژوهندگاني در اين امر موفق بوده‎اند كه توانسته باشند بر معضلات فوق فايق آيند.
ما در اين‎جا به معرفي دو اثر در نقد مكتب تفكيك مي‎نشينيم:

1. آيين و انديشه
مؤلف كتاب كه ساليان درازي در محضر استاد علامه سيد جلال‎الدين آشتياني، زانوي تلمذ زده است، با تسلطي كافي بر فلسفه اسلامي به نقد و بررسي ديدگاه‎هاي مكتب تفكيك نشسته است. كتاب كه در دو بخش كلي به رشته تحرير در آمده‎، مشتمل بر 14 فصل است‎. مؤلف در بخش اول تحت عنوان «معرفي مكتب تفكيك» در دو فصل به ارايه كلياتي درباره مكتب تفكيك پرداخته است كه از جمله آن‎ها معرفي چهره‎هاي بارز اين مكتب است.
اين بخش كه در 12 صفحه ارايه شده است، در نظر قدري كوتاه مي‎آيد و بهتر بود كه نويسنده محترم در فصل اول از اين بخش براي تشحيذ اذهان قدري تفصيل در كار مي‎كرد و در ارايه مختصات كلي از تفكر اين حضرات شتاب نمي‎فرمود.
نويسنده پس از اين بخش، در بخش دوم تحت عنوان «مباني» در طي 12 فصل به طرح تفصيلي آراي اهالي مكتب تفكيك و نقد آن‎ها پرداخته است. از جمله توفيقات نسبي نويسنده در اين كتاب، دادن نظمي نسبي به مطالب بي‎سامان مكتب تفكيك است. در اين فصول 12گانه، نويسنده كوشيده است تا با مراجعه به منابع اصيل و پايه مكتب تفكيك به فحص در كلمات آن حضرات بنشيند؛ به گونه‎اي كه مقصود دقيق آن حضرات را استخراج نمايد و به‎طور منطقي بر آن‎ها ترتيب استدلال دهد. از ابتكارات نگارنده اين كتاب، يكي آن است كه با توجه به خطي بودن اكثر مصنفات سلف تفكيك، به نقل عين عبارات آن حضرات در پاورقي‎ها پرداخته است تا بدين‎وسيله هم وحدت زبان اثر خود را حفظ كند و هم با رعايت اخلاق پژوهش، حافظ انديشه‎هاي افراد همان‎گونه كه هستند، باشد.
تقدم مباحث معرفت‎شناسي بر بقيه فصول 12‎گانه بخش دوم، حكايت از مبنايي بودن مباحث در نقد و بررسي افكار تفكيكي دارد؛ به عبارت بهتر، بايد گفت كه نويسنده از مبنايي‎ترين مسئله در تحليل يك منظومه فكري شروع كرده است. ايشان در اين فصل در پي كشف مقصود اهالي تفكيك از معرفت فطري برآمده و سپس مواضع تند مرحوم اصفهاني را در بطلان علوم بشري پيش كشيده است و از آن جناب، كلمات بسياري را در پاورقي‎ها نقل مي‎نمايد. (نك: صص 48 – 45)
ايشان پس از طرح مباحثي چند در اين فصل به نقدي مشفقانه و عادلانه ناظر بر مدعيات مكتب تفكيك مي‎پردازد: «ما نيز اميدواريم كه تفكيكيان معاصر و شاگردان مرحوم ميرزاي اصفهاني (قدس سره) به صراحت، اين نقطه مبهم و تاريك را روشن كنند...» (ص 65)
از نكات نابي كه در جاي جاي اين كتاب قابل رصد كردن است و از توفيقات نويسنده بزرگوار آن محسوب مي‎گردد، همانا طهارت قلم ايشان است. در هيچ‎يك از مباحث كتاب، ايشان از ادبيات شايسته پژوهش‎هاي انتقادي خروج نكرده‎اند. در حقيقت هم اين طهارت قلم است كه بر كرامت آن مقدم است؛ چه كه اين قلم طيب و طاهر جناب خواجه نصير‎الدين طوسي (عليه‎الرحمه) در «تلخيص المحصل»، «شرح الاشارات»‎، «تعديل المعيار» و... بود كه كرامت آفرين شد و سال‎ها باب گفت‎وگو و تبادل‎نظر علمي را ميان عالمان فرق مختلف اسلامي گشود. نويسنده كتاب در مواضع متعدد به ابراز ارادت و تقديم احترام به جانب بزرگان تفكيك پرداخته است. (براي نمونه. نك: صص30 – 28)
نويسنده كتاب به مباحث ناب فلسفي در نظام صداريي عنايت داشته است و در فصول متعدد به توضيح مواضع حكماي الهي پرداخته و با طرح مسايل مطروح از جانب متصديان امر تفكيك به نقد و بررسي آن‎ها نشسته است. به‎عنوان مثال، در فصل‎هاي پنج و شش و هفت به‎ترتيب مباحث اشتراك معنوي وجود، اصالت وجود و وجود ذهني را در پيش كشيده است.
در انتهاي كتاب با عبارات مصنف اين‎گونه مواجه مي‎شويم: «ادعاي ايشان بهره‎مندي از عقل صحيح و نقل بود، اما همان‎گونه كه در فصول مختلف كتاب گذشت، انصاف آن است كه نتوانستند بسياري از مدعيات خويش را با براهين صحيح عقلي ثابت كنند؛ اگرچه بعضي از آن مدعيات با ظواهر برخي ادله نقلي تطابق داشت (اما در اثبات معارف ديني از متون ديني، اخذ به ظاهر كافي نيست)... با وجود احترامي كه براي تمام بزرگان و عالمان متخلق مكتب تفكيك قايلم، اما نمي‎توانم از آن‎چه حق تشخيص داده‎ام و موافق مذهب حقه اهل بيت(ع) مي‎دانم، دفاع نكنم. البته ادعا اين نيست كه همه آن‎چه كه تفكيكيان به آن رفته‎اند باطل، و همه آن‎چه كه در كتب فلسفه و عرفان آمده، صحيح مي‎باشد.» (ص 408)
اين عبارات بالاخص عبارت پاياني، حكايت از نقدي منصفانه دارد كه نويسنده در جاي‎جاي كتاب در پي مراعات آن بوده است.
اين كتاب شريف كه شايسته مطالعه‎اي دقيق است، به قلم آقاي سيد محمد موسوي در 434 صفحه نگاشته شده است و با قيمت 4500 تومان توسط انتشارات حكمت در دسترس علاقه‎مندان قرار گرفته است.

2) نقد و بررسي نظريه تفكيك
يكي ديگر از پژوهش‎هاي موفق درباره مكتب تفكيك، كتاب «نقد و بررسي نظريه تفكيك» اثر دكتر محمدرضا ارشادي‎نيا ا‎ست. اين كتاب نسبتا حجيم – 753 صفحه‎اي – از جهات مختلفي قابل بررسي و تحليل است.
نويسنده در اين اثر تلاش كرده است تا نظم قابل‎قبولي به مباحث بدهد؛ به عبارتي كمال آن نظم نسبي كه در كتاب پيش‎گفته به آن اشاره شد، در اين اثر قابل رؤيت است. مطالب كتاب در شش فصل كلي سامان يافته است: شناخت‎شاسي، هست‎شناسي، جهان‎شناسي، معرفت نفس، معاد‎شناسي و خدا‎شناسي به‎ترتيب عناوين فصول شش‎گانه كتاب را تشكيل مي‎دهند. تنسيق مطالب كتاب در اين هيئت، حكايت از توجه نويسنده به‎سنت فلسفه اسلامي دارد. جدا‎سازي مباحث شناخت‎شناسي از ساير مباحث و تقديم بر آن‎ها از جمله محاسني است كه در اين اثر نيز مشهود است.
مراجعه جابه‎جا به آثار اصيل فلسفه اسلامي و تلاش براي فهم دقيق آن‎ها از طرفي و مراجعه به ماثورات مكتب تفكيك جهت نشان‎دادن مقصود آن حضرات از طرف ديگر، موجب آن شده است تا تبييني درخور از نظرات مكتب تفكيك و نقدي مناسب و متكي به سنتي غني در اين اثر رقم بخورد.
نويسنده كتاب در مقدمه خويش در‎پي جست‎وجو از آرمان‎ها و اهداف مكتب تفكيك برآمده و در تمامي فصول كتاب نشاني از خود به‎جاي گذاشته است؛ به اين معنا كه نگارنده در مباحث مختلف پس از طرح آراي تفكيكيان به بررسي ميزان توفيق آن‎ها در رسيدن به اهدافشان نشسته است.
نكته جالب ديگر آن‎كه گاه نويسنده سري هم به فلسفه غرب مي‎زند و از مباحث دانشوران آن ديار غافل نمي‎نشيند.
به‎عنوان مثال در فصل چهارم كه در معرفت نفس منعقد است، به مناسبت بحث در نظريه ماترياليستي درباره روح سخن به ميان مي‎آورد.
از ابتكار‎عمل‎هاي به‎كار گرفته شده در اين اثر، يكي آن است كه نويسنده در پايان هر فصل، مطالبي را جهت جمع‎بندي مباحث، تحت عنوان «نتايج» به‎ميان مي‎آورد تا هم از تشويش احتمالي مطالب در ذهن خواننده جلوگيري كرده باشد و هم دامنه بحث را به اين طريق جمع نمايد.
آن‎چه در اين كتاب به‎نظر مي‎رسد‎، اين است كه نويسنده محترم با تسلطي كافي به‎سراغ اقوال اهل تفكيك رفته است؛ لكن غفلت از اقوال فقها و اصوليون در نقد مكتب تفكيك امري است غيرقابل اغماض؛ چه كه اين حضرات را ادعا بر آن منعقد است كه از موضع فقيهانه سخن مي‎گويند!
اين كتاب كه توسط مؤسسه بوستان كتاب قم و با همكاري دفتر تبليغات اسلامي خراسان با قيمت 5200 تومان به زيور طبع آراسته شده است، جهت مطالعه اهل فن پيشنهاد مي‎گردد.
4/5 ستاره ها (4)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
شاگرد قريب(وي‍ژه نامه شماره 49)
همه قربانيان عالي‎جناب(ويژه نامه شماره 48)
پيوندها
پاتوق كتاب