دانشمندان اسلامي در اقبال به گزارههاي ديني و فهم آنها، رهيافتهاي گوناگوني اتخاذ كردهاند؛ چنانكه هركدام از اين رهيافتها به اقتضاي ماهيت خود، منطق و روش خاصي را در فهم آموزههاي ديني رقم زدهاند. از جمله اين رهيافتها به موارد زير ميتوان اشاره كرد:
الف) رهيافت فلسفي: حكماي اسلامي با تمسك به برهان عقلي در جستوجوي علت و لزوم معتقدات اسلامي برآمدهاند. دو مقاله واپسين «الاهيات شفا» و «المبدا و المعاد» جناب بوعلي (عليهالرحمه) را ميتوان نمونهاي از اين رهيافت قلمداد كرد.
ب) رهيافت كلامي: متكلمان اسلامي بدون محدود كردن خود در برهان بهعنوان ابزار، با بهره جستن از حداكثر امكانات در پي دليلي براي عقايد ديني بودهاند. فرقههاي متعدد كلامي چون شيعي، معتزلي، اشعري، ماتريدي، كرامي و... نمونههايي از تلاش هزارساله متكلمان در توجيه باورهاي ديني هستند.
ج) رهيافت درونديني صرف: اينان عدهاي از دانشمندان ديني هستند كه راه يافتن حقايق ديني را در عطف توجه به متون ديني منحصر ميكنند و در اين امر به ماثورات فلسفي و كلامي اعتنايي ندارند. جريان سلفي نمونهاي از اين رهيافت در ميان اهل سنت است. از معاصرين و در ميان اهل تشيع ميتوان به جريان تفكيك – كه موضوع اين مقال است – اشاره كرد.
«مكتب تفكيك»، «مكتب معارف» يا «مكتب مشهد» همه عناويني هستند كه بر نظام فكري سلسلهاي از شاگردان مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) اشاره دارند؛ نظامي كه تحت تأثير درسهاي آن مرحوم در مشهد شكل گرفت و گسترش يافت. شيخ محمود حلبي، شيخ مجتبي قزويني، ميرزا جواد آقا تهراني، آيهالله مرواريد و... (رحمهالله عليهم) همه از پرورشيافتگان و بزرگان اين مكتب بودند كه اكنون سالياني است، چهره در نقاب خاك كشيدهاند. حجهالاسلام سيدان و استاد حكيمي از چهرههاي شاخص و در قيد حيات اين مكتب هستند. در سالهاي گذشته استاد حكيمي با نگارش آثار متعددي چون: «الاهيات الاهي و الاهيات بشري»، «مكتب تفكيك»، «مقام عقل»، «اجتهاد و تقليد در فلسفه» و... نقش عمده و مؤثري را در معرفي اين مكتب به جامعه ايفا كردهاند.
همانطور كه پيش از اين نيز گذشت، اين حضرات را روشي است خاص در اقبال به گزارههاي ديني به اين معنا كه: «فهم و تبيين عقايد ديني به صرف مراجعه به كتاب و سنت، امري است ممكن و راه يافتن مفاهيم فلسفي و كلامي در اين فرآيند رهزن خواهد بود و مخاطبان شريعت را از فهم خالصانه آن بازميدارد.» آنچنانكه از اين روش برميآيد، براي در پيش گرفتن چنين فرآيندي و يا حداقل اثبات رهزني معارف فلسفي در فهم شريعت، راهي نخواهد بود جز آنكه با فلسفه درهم پيچيد و گلاويز شد و دست در پيراهن عقل برهاني زد تا آن را در تنش چاكچاك كرد. اين مطلبي است كه در ماثورات مرحوم اصفهاني(ره) بهوفور بهچشم ميخورد؛ چنانكه ايشان ميفرمايند: «فلاسفه الاسلام هادمون للاسلام و ليسوا بخادمين له.» و حقا كه سخناني از اين دست بيانصافي بزرگي است كه در شأن مرحوم اصفهاني نيست!!!
اين سخنان را نبايد هرگز بهحساب همساني جهانبيني مكتب تفكيك با سلفيها گذاشت بلكه در اينجا آنچه كه منظور نظر ماست، روش اين حضرات در كندوكاو معارف ديني است.
هرچند مخالفت تند سلف حضرات تفكيكي در آثار متأخرين آنها نفي و طرد ميشود و ايشان ادعاي عدم مخالفت با عقل و فلسفه در پيش ميگيرند، لكن ثمره عيني مدعيات آنها چيزي جز عبارات سلفشان نيست.
باري، ستيز با عقل و فلسفه چنان درازدستي است كه نميتوان آن را در كوتاهآستين عبارات زيبا پنهان كرد. شايد عقبنشيني اين قوم را از مواضع سلف خويش سر در آن باشد كه اينان متفطن اين نكته شدهاند: «براي رد فلسفه بايد به فلسفه توسل جست و با اسلحه غيرفلسفي نميتوان به جنگ و پيكار با فلسفه رفت.»
همانطور كه گفتيم در سالهاي اخير، مواضع اين مكتب در جامعه ديني و فكري كشورمان بيش از پيش طرح شد. اما در اين ميان، افرادي هم به نقد آراي ارايه شده از سوي اين مكتب پرداختند كه حاصل آن كتب و مقالات متعددي است كه در اين باب به رشته تحرير درآمدهاند. البته نبايد از نظر دور داشت كه «تفكيك پژوهي» امري است كه دشواريهاي مختص به خود را داراست و از آنها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
- آثار اسلاف مكتب تفكيك كه در شناسايي اين مكتب طبيعتا اصالت خواصي را دارا هستند، مانند آثار مرحوم اصفهاني و شاگردان بلاواسطه ايشان، عمدتا در گنجينه نسخ خطي نگهداري ميشوند و در انتظار تصحيح و تحقيقاند؛ مانند: «معارفالقرآن»، «غايهالمني»، «معارف القرآن» و...
- ابتناي مباحث تفكيك بر مفاهيم ابهامآلود نيز از جمله معضلاتي است كه دشواري اين مسير را دامن ميزنند. طرح مفاهيمي مانند: فطرت نوري، عقل دفائني، منطق نوري و... بدون ارايه توضيحي درباره آنها، به حصارهايي ميمانند كه مقصود اهالي تفكيك را احاطه كردهاند و كمتر كسي را در اينزمينه به خود راه ميدهند.
- متأسفانه اهالي تفكيك تابهحال مباحث خود را به يك نظم منطقي سامان ندادهاند، به اين معني كه هر مبحث از دل مبحث قبلي بيرون آيد و مسايل بر هم ترتب نتيجه داشته باشند. اين بيساماني و هرج و مرج در طرح مسايل موجب آن شده است تا مخاطبان سردرگم شوند و نتوانند بهراحتي در منزل فهم مقصود آنها مستقر شوند.
- اهالي مكتب تفكيك مدعي ارايه نظامي از جهانبيني هستند كه جوشيده از معارف وحياني و كلمات نوراني حضرات معصومين(ع) است بهطوري كه در آن هيچ ناخالصي نتوان يافت. همين مدعا باعث آن شده است تا حومهنشينان شهر تفكيك، ايراد هرگونه نقد به مكتب تفكيك و معتقدات ساكنان اهالي آن اقليم را تلقي به سخنگويي خلاف شريعت مقدس اسلام نمايند و...
مسلما پژوهندگاني در اين امر موفق بودهاند كه توانسته باشند بر معضلات فوق فايق آيند.
ما در اينجا به معرفي دو اثر در نقد مكتب تفكيك مينشينيم:
1. آيين و انديشه
مؤلف كتاب كه ساليان درازي در محضر استاد علامه سيد جلالالدين آشتياني، زانوي تلمذ زده است، با تسلطي كافي بر فلسفه اسلامي به نقد و بررسي ديدگاههاي مكتب تفكيك نشسته است. كتاب كه در دو بخش كلي به رشته تحرير در آمده، مشتمل بر 14 فصل است. مؤلف در بخش اول تحت عنوان «معرفي مكتب تفكيك» در دو فصل به ارايه كلياتي درباره مكتب تفكيك پرداخته است كه از جمله آنها معرفي چهرههاي بارز اين مكتب است.
اين بخش كه در 12 صفحه ارايه شده است، در نظر قدري كوتاه ميآيد و بهتر بود كه نويسنده محترم در فصل اول از اين بخش براي تشحيذ اذهان قدري تفصيل در كار ميكرد و در ارايه مختصات كلي از تفكر اين حضرات شتاب نميفرمود.
نويسنده پس از اين بخش، در بخش دوم تحت عنوان «مباني» در طي 12 فصل به طرح تفصيلي آراي اهالي مكتب تفكيك و نقد آنها پرداخته است. از جمله توفيقات نسبي نويسنده در اين كتاب، دادن نظمي نسبي به مطالب بيسامان مكتب تفكيك است. در اين فصول 12گانه، نويسنده كوشيده است تا با مراجعه به منابع اصيل و پايه مكتب تفكيك به فحص در كلمات آن حضرات بنشيند؛ به گونهاي كه مقصود دقيق آن حضرات را استخراج نمايد و بهطور منطقي بر آنها ترتيب استدلال دهد. از ابتكارات نگارنده اين كتاب، يكي آن است كه با توجه به خطي بودن اكثر مصنفات سلف تفكيك، به نقل عين عبارات آن حضرات در پاورقيها پرداخته است تا بدينوسيله هم وحدت زبان اثر خود را حفظ كند و هم با رعايت اخلاق پژوهش، حافظ انديشههاي افراد همانگونه كه هستند، باشد.
تقدم مباحث معرفتشناسي بر بقيه فصول 12گانه بخش دوم، حكايت از مبنايي بودن مباحث در نقد و بررسي افكار تفكيكي دارد؛ به عبارت بهتر، بايد گفت كه نويسنده از مبناييترين مسئله در تحليل يك منظومه فكري شروع كرده است. ايشان در اين فصل در پي كشف مقصود اهالي تفكيك از معرفت فطري برآمده و سپس مواضع تند مرحوم اصفهاني را در بطلان علوم بشري پيش كشيده است و از آن جناب، كلمات بسياري را در پاورقيها نقل مينمايد. (نك: صص 48 – 45)
ايشان پس از طرح مباحثي چند در اين فصل به نقدي مشفقانه و عادلانه ناظر بر مدعيات مكتب تفكيك ميپردازد: «ما نيز اميدواريم كه تفكيكيان معاصر و شاگردان مرحوم ميرزاي اصفهاني (قدس سره) به صراحت، اين نقطه مبهم و تاريك را روشن كنند...» (ص 65)
از نكات نابي كه در جاي جاي اين كتاب قابل رصد كردن است و از توفيقات نويسنده بزرگوار آن محسوب ميگردد، همانا طهارت قلم ايشان است. در هيچيك از مباحث كتاب، ايشان از ادبيات شايسته پژوهشهاي انتقادي خروج نكردهاند. در حقيقت هم اين طهارت قلم است كه بر كرامت آن مقدم است؛ چه كه اين قلم طيب و طاهر جناب خواجه نصيرالدين طوسي (عليهالرحمه) در «تلخيص المحصل»، «شرح الاشارات»، «تعديل المعيار» و... بود كه كرامت آفرين شد و سالها باب گفتوگو و تبادلنظر علمي را ميان عالمان فرق مختلف اسلامي گشود. نويسنده كتاب در مواضع متعدد به ابراز ارادت و تقديم احترام به جانب بزرگان تفكيك پرداخته است. (براي نمونه. نك: صص30 – 28)
نويسنده كتاب به مباحث ناب فلسفي در نظام صداريي عنايت داشته است و در فصول متعدد به توضيح مواضع حكماي الهي پرداخته و با طرح مسايل مطروح از جانب متصديان امر تفكيك به نقد و بررسي آنها نشسته است. بهعنوان مثال، در فصلهاي پنج و شش و هفت بهترتيب مباحث اشتراك معنوي وجود، اصالت وجود و وجود ذهني را در پيش كشيده است.
در انتهاي كتاب با عبارات مصنف اينگونه مواجه ميشويم: «ادعاي ايشان بهرهمندي از عقل صحيح و نقل بود، اما همانگونه كه در فصول مختلف كتاب گذشت، انصاف آن است كه نتوانستند بسياري از مدعيات خويش را با براهين صحيح عقلي ثابت كنند؛ اگرچه بعضي از آن مدعيات با ظواهر برخي ادله نقلي تطابق داشت (اما در اثبات معارف ديني از متون ديني، اخذ به ظاهر كافي نيست)... با وجود احترامي كه براي تمام بزرگان و عالمان متخلق مكتب تفكيك قايلم، اما نميتوانم از آنچه حق تشخيص دادهام و موافق مذهب حقه اهل بيت(ع) ميدانم، دفاع نكنم. البته ادعا اين نيست كه همه آنچه كه تفكيكيان به آن رفتهاند باطل، و همه آنچه كه در كتب فلسفه و عرفان آمده، صحيح ميباشد.» (ص 408)
اين عبارات بالاخص عبارت پاياني، حكايت از نقدي منصفانه دارد كه نويسنده در جايجاي كتاب در پي مراعات آن بوده است.
اين كتاب شريف كه شايسته مطالعهاي دقيق است، به قلم آقاي سيد محمد موسوي در 434 صفحه نگاشته شده است و با قيمت 4500 تومان توسط انتشارات حكمت در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
2) نقد و بررسي نظريه تفكيك
يكي ديگر از پژوهشهاي موفق درباره مكتب تفكيك، كتاب «نقد و بررسي نظريه تفكيك» اثر دكتر محمدرضا ارشادينيا است. اين كتاب نسبتا حجيم – 753 صفحهاي – از جهات مختلفي قابل بررسي و تحليل است.
نويسنده در اين اثر تلاش كرده است تا نظم قابلقبولي به مباحث بدهد؛ به عبارتي كمال آن نظم نسبي كه در كتاب پيشگفته به آن اشاره شد، در اين اثر قابل رؤيت است. مطالب كتاب در شش فصل كلي سامان يافته است: شناختشاسي، هستشناسي، جهانشناسي، معرفت نفس، معادشناسي و خداشناسي بهترتيب عناوين فصول ششگانه كتاب را تشكيل ميدهند. تنسيق مطالب كتاب در اين هيئت، حكايت از توجه نويسنده بهسنت فلسفه اسلامي دارد. جداسازي مباحث شناختشناسي از ساير مباحث و تقديم بر آنها از جمله محاسني است كه در اين اثر نيز مشهود است.
مراجعه جابهجا به آثار اصيل فلسفه اسلامي و تلاش براي فهم دقيق آنها از طرفي و مراجعه به ماثورات مكتب تفكيك جهت نشاندادن مقصود آن حضرات از طرف ديگر، موجب آن شده است تا تبييني درخور از نظرات مكتب تفكيك و نقدي مناسب و متكي به سنتي غني در اين اثر رقم بخورد.
نويسنده كتاب در مقدمه خويش درپي جستوجو از آرمانها و اهداف مكتب تفكيك برآمده و در تمامي فصول كتاب نشاني از خود بهجاي گذاشته است؛ به اين معنا كه نگارنده در مباحث مختلف پس از طرح آراي تفكيكيان به بررسي ميزان توفيق آنها در رسيدن به اهدافشان نشسته است.
نكته جالب ديگر آنكه گاه نويسنده سري هم به فلسفه غرب ميزند و از مباحث دانشوران آن ديار غافل نمينشيند.
بهعنوان مثال در فصل چهارم كه در معرفت نفس منعقد است، به مناسبت بحث در نظريه ماترياليستي درباره روح سخن به ميان ميآورد.
از ابتكارعملهاي بهكار گرفته شده در اين اثر، يكي آن است كه نويسنده در پايان هر فصل، مطالبي را جهت جمعبندي مباحث، تحت عنوان «نتايج» بهميان ميآورد تا هم از تشويش احتمالي مطالب در ذهن خواننده جلوگيري كرده باشد و هم دامنه بحث را به اين طريق جمع نمايد.
آنچه در اين كتاب بهنظر ميرسد، اين است كه نويسنده محترم با تسلطي كافي بهسراغ اقوال اهل تفكيك رفته است؛ لكن غفلت از اقوال فقها و اصوليون در نقد مكتب تفكيك امري است غيرقابل اغماض؛ چه كه اين حضرات را ادعا بر آن منعقد است كه از موضع فقيهانه سخن ميگويند!
اين كتاب كه توسط مؤسسه بوستان كتاب قم و با همكاري دفتر تبليغات اسلامي خراسان با قيمت 5200 تومان به زيور طبع آراسته شده است، جهت مطالعه اهل فن پيشنهاد ميگردد.