هفته نامه خبري تحليلي پنجره - بهمن اول - 30
شماره مجله 30
  پر امتیازترین مطالب
5 امروز؛ نوبت ماست  
4.9 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
4.8 اول راهيم  
4.5 تا مبارزه هست، ما هستيم  
4.5 هرمنوتيك عاشورا  
  پر بیننده ترین مطالب
359 مردم ايران آيت‎الله را مي‎خواهند  
270 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
243 تا مبارزه هست، ما هستيم  
192 امروز؛ نوبت ماست  
190 اول راهيم  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 884

ديروز : 2555

كاربران فعال : 71

  امتياز : 91  
كلاه بزرگي به‎نام «روزنامه‎نگاري حرفه‎اي»


محمدحسين بدري
«روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» عنوان پر سروصدايي است كه كاركردهاي مختلفي دارد. مي‎گويند «روزنامه‎نگار حرفه‎اي» و منظورشان مرده‎شويي است كه در برابر پول، از هر جنازه‎اي پادشاه مي‎سازد. مي‎گويند «روزنامه‎نگار حرفه‎اي» و هركس را كه رأي و نظري يا معيار و مبنايي براي سنجيدن اخبار و اطلاعات داشته باشد، از اين دايره خارج مي‎كنند. براي اين عنوان ميان گيومه، مصداق‎هايي هم دست و پا كرده‎اند و مثل آيه‎هاي وحي از قداست آن مراقبت مي‎كنند.تا 10- 15 سال پيش، وقتي به اين عنوان نزديك مي‎شديد، حداكثر چند مصداق مي‎شد يافت به حدود انگشت‎هاي يك دست و هركس مي‎خواست «روزنامه‎نگار حرفه‎اي» به حساب آيد، بايد از مشرب و رويه آن‎ها پيروي مي‎كرد. اين جماعت حتي حوزه آموزش روزنامه‎نگاري را هم در انحصار خود گرفته بودند و در سال‎هايي كه سخن گفتن از احتمال اشتباه در پروژه فلان سد نزديك تهران، «تضعيف نظام» به‎حساب مي‎آمد، با كمال ملاحت شاخه‎اي به نام «روزنامه‎نگاري توسعه» تعريف كرده بودند كه كار آن توجيه صددرصد كارهايي بود كه در قالب برنامه‎هاي اول و دوم توسعه اتفاق مي‎افتاد.سر كلاس اين شاخه جعلي از آموزش روزنامه‎نگاري، مي‎گفتند روزنامه‎نگار حق اجتهاد، اظهارنظر و حتي تشخيص درباره موضوع توسعه ندارد. مي‎گفتند «راه مي‎افتيد و همراه گروهي كه در معيت آقاي فلان براي بريدن روبان پروژه‎اي جمع شده‎اند، مي‎رويد و از خوبي‎هاي طرح سخن مي‎گوييد» و براي مثال چند گزارش از بولتن‎هاي فلان وزارتخانه سوئد، فنلاند و نروژ را معرفي مي‎كردند و به روزنامه‎هاي ايران و همشهري آن سال‎ها ارجاع مي‎دادند كه روزنامه‎نگاري توسعه يعني اين. همان سال‎ها اگر دانشجويي پيدا مي‎شد كه به اصل اين روش اشكال مي‎گرفت، او را فاقد مشخصات روزنامه‎نگاري حرفه‎اي مي‎ناميدند و تقريبا با همين روشي كه امروز هم دارند با او برخورد مي‎كردند؛ تحقير و حذف.

«روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» چه فايده‎اي دارد؟
استفاده از يك عنوان دهان پركن، فايده‎هاي زيادي همراه مي‎آورد. در همين سال‎ها كه آپارتايد «روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» بر بيشتر مطبوعات ايراني حاكم بوده، كساني پيدا شده‎اند كه با حفظ قداست(!) همان عده انگشت‎شمار و روش و رويه آن‎ها، سبكي از اشرافي‎گري براي خود دست و پا كرده‎اند. چنان‎كه هر مجله و روزنامه‎اي منتشر كنند، بايد مصداق «روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» به‎حساب آيد و بدنه همراه آن‎ها اين محصولات را با طلبكاري به فضاي مطبوعات ايران تحميل كند. اين جماعت حتي وقتي كسي مثل كاظم معتمد‎نژاد كه از پيرمردهاي مطبوعات است و به روزنامه‎اي كه منتشر مي‎كنند، ايراد مي‎گيرد و آن را يك هفته‎نامه روزانه مي‎خواند، تحمل نمي‎كنند و بر او مي‎تازند.

تأثيرگذاري در قلمرو خيال!
در انتخابات رياست‎جمهوري سال 1384، علاوه‎بر تعداد فراوان روزنامه‎هايي كه در خدمت يك شبكه سياسي فعاليت مي‎كردند و به‎ويژه در مرحله دوم همگي به تبليغ و ترويج يك طرف مي‎پرداختند، روزنامه شرق با صرف چند ميليارد تومان هزينه، مياندار رفتار رسانه‎اي شبكه سياسي خاص بود. اين روزنامه‎ در دوره اول انتشار توانست مخاطب متوسطي را به خود جلب كند. اما اواخر سال 1382 و با نزديك شدن انتخابات مجلس هفتم، روشي به‎شدت سياست‎زده در پيش گرفت و پس از شكست حاميان سياسي خود، مردم را نا‎آگاه و فريب‎خورده ناميد و آن‎ها را به رفتار گله‎اي متهم كرد. غرض، توجه به رفتار اين روزنامه‎ در سال‎هاي 82 و 83 نيست. مهم‎تر، تمركز بخش عمده‎اي از همكاران مدعي «روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» در روزنامه شرق است كه رفتاري ويژه در انتخابات رياست‎جمهوري از خود نشان دادند. روزنامه شرق با استفاده از معروف‎ترين بخش «روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» با تعريفي كه تاكنون گفته‎ايم – و صرف ميلياردها تومان پول، توانست در مرحله دوم انتخابات از مشهورترين كانديداي اين دوره، چهره‎اي شكست‎خورده بسازد. ارزيابي كارنامه همين گروه حرفه‎اي(!) در – مطابق نتايج اعلام شده - انتخابات رياست‎جمهوري اخير هم كسب كمتر از يك درصد از آراي مردم به كانديداي حزبي است كه بيشتر از چهار سال از فعاليت انتخاباتي آن مي‎گذرد. حالا ما از كدام حرفه و حرفه‎اي‎گري حرف مي‎زنيم؟ همين مدلي كه كار در حوزه رسانه را صرفا براي دريافت پول انجام مي‎دهد و با درست و غلط آن‎چه مي‎نويسد و تبليغ مي‎كند، كاري ندارد؟

روزنامه‎نگاري حرفه‎اي چيست؟
ما كه از روزنامه‎نگاري حرفه‎اي حرف مي‎زنيم، منظورمان پرداختن آدم‎هاي كاربلد و باسواد به‎كار روزنامه‎نگاري است. اما در همه 15 – 20 سال گذشته، كساني پيدا شده‎اند كه روزنامه‎نگاري را ملزم به فرار از محتوا، ايدئولوژي، اعتقاد و مبنا تعريف كرده‎اند و همزمان روزنامه‎هايي كه منتشر كرده‎اند، تا مغز استخوان به ايدئولوژي و مبناي حذف دين، حركت و انقلاب از رسانه‎ها و مطبوعات پايبند بوده‎اند. اما اين عبارت چنان به قامت معناي اصطلاحي خاص درآمده كه از آن در همين معناي مبتذل رايج استفاده مي‎كنيم.همه «روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» به‎معناي رايج، پرورش انسان‎هاي بي‎آرمان و بدون هدف در بدنه روزنامه‎نگاري است كه مثل كارگر معدن به فرمايشات(!) همان عده انگشت‎شمار عمل كند كه آپارتايد رسانه‎اي راه مي‎اندازند؛ تلاش براي ادامه انحصار رسانه‎اي و حتي آموزشي در ميان عده‎اي معدود از همين ريشه آب مي‎خورد.توجه به اسم و رسم آدم‎هايي كه همچنان به‎عنوان «روزنامه‎نگار‎هاي حرفه‎اي» مشهورند، نشان مي‎دهد بيشتر رسانه‎هاي جريان وابسته و متعلق به انقلاب كه به اصول‎گرا معروف شده‎اند، توسط همين عده و يا روشي كه ترويج مي‎كنند، اداره مي‎شود.

تجديد مطلع روزنامه‎نگاري ايراني
در همين فاصله 10 – 15 سال گذشته، نسلي پيدا شده‎اند كه تعلق خاطري به روش‎هاي سنگواره‎اي ندارند. طبيعي است كه اين جماعت در سال‎هاي اول دهه هفتاد، به‎دليل حاكميت اشرافيت رسانه‎اي، ميدان‎هاي كمتري براي بروز يافته‎اند و كم‎كم منش و رويه آن‎ها به نسل‎هاي جوان‎ترشان هم سرايت كرده است. حالا در سال‎هاي آخر دهه هشتاد، نمي‎شود چهره‎هاي جدي و تواناي اين جريان رسانه‎اي و مطبوعاتي را انكار كرد. اگرچه شبكه روشنفكري – اشرافي روزنامه‎نگاري ايران همچنان با اين جماعت به روش سكوت و نفي برخورد مي‎كند. اما اندك‎اندك ناگزير از پي‎گيري و توجه به كار نسلي است كه حدود 20 سال براي شكل نگرفتن آن تلاش كرده است. جريان تنزه‎طلب روشنفكري، همچنان كه در حوزه‎هاي ديگر فرهنگ و هنر و انديشه و جامعه هرچه غير خود را انكار مي‎كند، در روزنامه‎نگاري هم – و در اين ميدان بيشتر – روزنامه‎‎نگار‎هاي نسل انقلاب اسلامي را انكار مي‎كند. اما از مقايسه حاصل و خروجي دو جريان اصلي روزنامه‎نگاري، چيزي غير از هدف اشرافي‎گري مطبوعاتي حاصل مي‎شود.يك شبكه كه از همه تلاش و توان سرمايه‎داري اقتصادي و تبليغاتي بهره مي‎برد و مثلا سابقه‎اي طولاني در «روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» دارد و يك جريان جوان و فعال كه صاحب سواد و سوداي حفظ آن چيزي است كه لااقل در 30 سال گذشته، براي سركوب آن تلاش شده است: «روزنامه‎نگاري انقلاب اسلامي.»«روزنامه‎نگاري حرفه‎اي» جز اين كه يك «حرفه – كاسبي» در آشفته‎بازار مطبوعات ايران باشد، چيز زيادي در دست ندارد و تفاخر به سابقه و عقبه و سرمايه هم چيز دندان‎گيري براي مقابله با «روزنامه‎نگاري انقلاب اسلامي» به‎دست اين جماعت نمي‎دهد. جريان روزنامه‎نگاري انقلاب هم حالا صاحب تجربه و عده و عده‎اي شده و اگرچه همچنان جوان است، به‎شدت مشغول توليد ميان نسل‎هاي بعدي خود در فضاي دهه چهارم انقلاب اسلامي است.
4.1/5 ستاره ها (22)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

ميراث متفكران ماندگار(پرونده شماره 31)
براي غزه(پرونده شماره 30)
مصيبت نامه(پرونده شماره 29)
بحران هاي بي پايان(پرونده شماره 28)
برداشتي بديع از حيات علامه طباطبايي(پرونده شماره27)
هشدارهاي سه گانه رهبري(پرونده شماره ٢٦)
پيوندها
پاتوق كتاب