|
78
79
|
| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
از مداحي تا موضعگيري سياسي در گفتوگو با حاج سعید حدادیان
بزرگترین انقلابیون قرن بیستم به کربلا نگاه ميكنند/ فائقهالسادات ميرصمدي – سيدمحمد حسين حسيني
حاج سعيد از سال 1376 به مسجد دانشگاه تهران آمد. قبل از آن مدیر آموزش در کارخانههاي داروسازی لقمان و سقزسازی بوده، و پيشتر هم معلم. از 17 سالگی جزو آموزش و پرورشیها محسوب ميشده، بعد در مؤسسه فرهنگی هدایت که آقایان قرائتی و علمالهدی، آیتالله مهدوی کنی و تهرانی متولي آن بودند؛ در نقاط محروم فعالیتهای فرهنگی و علمی و ایدئولوژیک میکردهاست.
حضور و شركت در جمع و جور كردن فتنه عاشوراي 88، از افتخارات سعيد حداديان است كه با شور و حرارت از آن تعريف ميكند.
ميگويد مطالعه جنبي زيادي دارد و تا مقطع كارشناسي ارشد در رشته علوم قرآن و حديث، درس دانشگاهي خوانده است.
كار در دانشگاه تهران را چطور شروع كرديد؟
از سال 1376 که وارد دانشگاه شدم با اینکه از لحاظ نوع نگاه، بنده جزو دومخردادیها حساب نمیشدم، اما در دانشگاه تهران تعامل بسیار قوی با همه طیفها داشتم.
از سال 76 در مسجد دانشگاه تهران بودهام و جریان روضه را طوري در دانشگاه تهران راه انداختيم كه حتي زمان جنگ هم اینطور نبود. محرمی که اینجا داشتیم در جنگ نديدم. آقای زاکانی مدیر مسجد بود. آقای حیدری، آقای متولیان بودند، آقای ابوترابی مسئول نهاد هم حضور داشتند. خیلی از آقایانی که الان مسئولیتی در نظام دارند، جزو خدمتگزاران مسجد دانشگاه تهران بودند. در آن هشت سال بچههاي بسیج، انجمن، جامعه و... روضههای محرم، اعتکاف و بقيه مراسم مسجد را میگرداندند. توانسته بودیم همه اینها را کنار هم داشته باشیم. همهشان برای من احترام قائل بودند.
وقتي آقای احمدینژاد شهردار شد، خیلی خوشحال شدم. بارها سر کار از حال میرفت. خیلی زحمت میکشید. شهرداری تنها جایی بود که میدیدیم یک مسئول مملکتی بهجای اینکه دائم از مردم پول بگیرد؛ به آنها تخفيف میدهد. ما این مهندسی اجتماعی و ترمیم زخمهای مردم را لازم داشتیم. لازم بود به مردمی تخفیف دهیم که مالی و جانی و قدمی و درمی ایثار میکنند. این راه بسیار خوبی بود. بعد هم به او گفتیم برای رییسجمهوری جلو بیاید. کم نبودند کاندیداهايي که جلسه میگذاشتند و نظر مرا میشنیدند. منظورم این است که از سال 1384 نگاه خاص داشتم و داخل این فضاها بودم.
در مسجد دانشگاه تهران چهکار میکردید؟
برگزاری مراسم روضه، اعتکاف، شبزندهداریها و عزاداریها به رشدی رسیده بود که گرایش مردم به اینجا زیادتر شده بود. البته حضور سخنران عزيز جلسه، آقای پناهیان تأثير فوقالعادهاي داشت. زير سايه ايشان جلسه رونق روزافزوني داشت. اما اگر قرار بود بعد از ایشان کسی دعا بخواند که توانایی لازم را نداشت، بازهم عقبه کار میلنگید. خب ما این فضا را داشتیم. روضهداری ما در مسجد دانشگاه تهران از 1376 تا 1388 میشود 12 سال. بزرگترین پیروزی زندگیام، عاشورای 1388 است.
وقتی در جبهه بودیم میگفتیم همهجا در همه گردانها، پرچم هیأت رزمندگان را داشته باشیم. آنوقت تصور اینکه 20 سال دیگر در مسجد دانشگاه تهران این پرچم را داشته باشیم، سخت بود. به فضل خدا این پرچم را نگه داشتیم. گردانهای مختلف در روزهای هفته به نام هیأت رزمندگان برنامه دارند. الان الحمدلله حدود هزار هیأت رزمندگان قوی داریم. فضایی که مدنظرمان بود؛ درست شد.
حالا شما بگوييد از آن طرف میدان امام حسین تا این طرف میدان انقلاب چند هیأت داریم؟
زیاد.
کدامیک توفیق پیدا کرد جریان فتنه را ناکام کند. در فضای دانشگاه این اتفاق افتاد، آنهم بهدست گروهی که لمپن نیستند، مستضعف فکری و اندیشهای نیستند. از بزرگترین مرکز اندیشهگرای عالم تشیع، یعنی دانشگاه تهران و بزرگ معبد دانشجویی، یعنی مسجد دانشگاه تهران و از اتفاق هیأت با مسجد؛ آدمهایی بیرون میآیند که نمیتوانید بگویید چکمهپوشند، لمپن یا نظامیهای لباس شخصیاند. به همین دلیل که هیچچیز نمیتوانند بگویند، فرار میکنند. چه بگویند؟ بگویند ما مقابل قشر فرهیخته و متفکر جامعه ایستادیم!
درس عاشورای 1388، درس بسیار بزرگی است. عملا نشان دادیم همه این سینهزنیها و روضهخوانیها مقدمهاي است برای دفاع از دین. این سینهزنی، سینهچاکی و آمادگی است برای سینه سپر کردن و جانبازی. اینها به منصه ظهور میرسد. رعب دانشجویان و استادان، دشمنی را میگیرد که سرسپرده اجانب است و با هیچ مقدساتی میانه خوشی ندارد. بعضی از مطبوعات ما که اصلا چیزی در اینباره ننوشتند. 30 سال بعد که بخواهیم تاریخ مملکت را بخوانیم؛ مطبوعات را مطالعه میکنیم. فلان مجله که اسمش مال امام حسین است؛ هیچچیز درباره 9 دی و عاشورای 88 ننوشته است.
اینجا یک سؤال داریم؛ چهموقع بایدساکتین در فتنه را به چالش در مباحثه بکشانیم؟ مگر اندیشه عاشورا همین را نمیگوید؟ چرا باید یک عده وجهه و تشخص دینی بگیرند، برای امام حسین قیافه هم بگیرند و طواف هم بروند، اعتراض هم بکنند که چرا تو عرفات و منا نمیآیی؟ ساکتین ما از این دسته هستند. کسی نیست این اندیشه را پاسخ دهد. ساکتین در فتنه چهزمانی باید به ملت پاسخگو باشند؟ چهموقع یک نفس راحت از دست جریانهای فتنه و انحراف میکشیم كه بتوانیم شش ماه سر فرصت، بعضی را تکتک به تلویزیون بیاوریم و صحبت کنیم. بگوییم شما که فلان پست را در این مملکت دارید، سکوتتان در فتنه چه معنایی داشت.
بعد هم 9 دی و انعکاس آن را ببینید. حضرت آقا درباره 9 دی چه میگویند و ما چه میکنیم! داریم از کنار 9 دی میگذریم كه کمروزی نبوده.
وقتی وسط سینهزنی اعلام میکنیم برویم بیرون، سینهزنی ما در خیابان است. یعنی همه این روضه مقدمهاي بود که ما همیشه آماده باشیم تا كسي به حریم سیدالشهدا (علیهالسلام) تعدی نکند. و عاشورا بود و عدهای به این حدود تعدی کردند. این برای من یک افتخار بزرگ است.
عاشورای 88 را شرح میدهید؟ از سینهزنی تا به خیابان رفتن شما چقدر طول کشید.
همینجا که نشستید، بچههای بسیج نشسته بودند و گریه میکردند که اجازه دهم از اول وقت بیرون بروند.
از صبح خبر داشتید که قرار است شلوغ شود؟
بله. بچهها میدانستند بیرون چه خبر است، من آدم تشکیلاتی هستم. باید از چند چیز مطمئن باشم. 1- حضور ما بیرون، کمک نیروهای امنیتی است یا مخل فعالیت آنها؟ 2- اگر از اینجا بیرون رفتیم خون از دماغ کسی آمد، چهکسی پاسخگوست؟ بهعنوان کسیکه اینجا میخواند؛ نسبت به جان بچهها مسئول هستم.
با بعضی بچهها که در خیابان بودند تماس گرفتم؛ گفتند هنوز لازم نیست. برنامه را در مسجد شروع کردیم. داشتم میخواندم که دیدم بعضی از دوستان اشاره کردند که بیرون اوضاع بههم ریخته. متوجه شدم الان وقتش است. پشت میکروفن اعلام کردیم دیگر نوحه نمیخوانیم. روضه بس است؛ برویم بیرون.
در سه مرحله بیرون رفتیم. عدهای همان لحظه به خیابان ریختند، گروه دوم با فاصله کوتاهی رفتند و گروه سوم که سن و سال بیشتری داشتند، پس از نماز جماعت رفتند.
گروه اول به بطن درگیریها رفتند. گروهی را فرستادم که سر خیابان فلسطین بایستند، چون وظیفه داشتیم راههای ورودی به بیت را ببندیم. نباید آنجا را خالی ميگذاشتيم. همانجا ماندیم تا کل قضیه منتفی شد و بچهها به مسجد برگشتند. یکی دو نفر بهطور سطحی مجروح شده بودند.
چند سؤال دارم. «امور مساجد» در واكنش به اين كار ما چه کرد؟ آیا این اتفاق را در مطبوعات و تبلیغات خودش به رخ کشید که ما مسجدي داریم و این عملیات را انجام داده؟ حوزه هنری و وزارت ارشاد چیزی گفتند؟ اما صدا و سیما تا شب چندبار در گزارشها به مسجد دانشگاه تهران اشاره کرد. بعضی از مطبوعات برای سکوت آن روزها باید پاسخ بدهند. در جمع بچههای ما در عاشورای 88 تحصیلکردههای رده دکترا بودند.
بنا به گفته امام گریه بر اباعبدالله، گریه سیاسی است. گریه برای سیدالشهدا ضمن اینکه ما را تزکیه میکند؛ از مهمترین ابزار برای تقرب به درگاه حق تعالي است. از دل این گریه خیلیچیزها بيرون میآید که مهمترین آن، حماسه است.
میخواستیم بگوییم مسجد دانشگاه تهران میتواند هیمنه اشک و عزاداری را داشته باشد، در ضمن اینکه مبانی روشنفکری قصه را هم دارد. به این خروجی هم رسیدیم که در عاشورای1388 نشان دادیم.
تنها روزی که خوشحال شدم هنوز شهید نشدم؛ عاشورای 1388 و نهم دی بود.
من از 9 دی برای خودم پیراهنی ندوختم! تأکید میکنم كه اتفاق عظیمی افتاد. برای اولینبار مردمی آمدند كه دیگر عکس رییسجمهوری را با خودشان نیاوردند و فقط به عشق حضرت آقا آمدند. یک همایش عظیم بود. جمعیت در حوالي میدان انقلاب بینظیر بود. بعد از راهپیماییهای زمان انقلاب، چنین جمعیتی را نداشتیم. آن روز مردم یک «یا حسین» گفتند که آن بالا متحیر ماندم. اینهمه «یا حسین» شنیده بودم در جبهه و در صبحگاه لشکرها؛ اما این «یا حسین» با همه فرق میکرد. این مهم است.