| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
نگاهی به سیر تاریخی آرشیو فیلم در ایران
روزی روزگاری سینما/ زهرا عباسی
«کانون ملی فیلم» و در واقع هسته اولیه «فیلم خانه ملی ایران» آذرماه سال 1328 به همت دوست و شاگرد هانری لانگوا (بنیانگذار سینماتک پاریس) یعنی فرخ غفاری، در مکانهایی همچون موزه ایران باستان، تالار فرهنگ و هنرستان هنرپیشگی تهران راهاندازی شد که به گفته خود غفاری با استقبال خوبی هم روبهرو شد. از اهداف غفاری برای تأسیس چنین مرکزی، جدای از نمایش فیلمهای برتر، حفظ و نگهداری اسناد و فیلمهای کلاسیک و در واقع ایجاد یک «آرشیو سینمایی» بود. آن روزها هنوز سینما در میان مردم ایران جای خود را باز نکرده بود و همه به همان رادیو و روزنامههایشان دلخوش بودند. پس تنها قشر اندکی از افراد طبقه بالای جامعه به این هنر هفتم تمایل نشان داده و چه در عرصه ساخت و چه در زمینه علاقمندی، خود را سپر بلایی در برابر سیل مخالفتها قرار دادند. فرخ غفاری هم بر اساس همین فکر نسبت به نمایش و آرشیو سینمایی ایران، دلسوزی نشان داد و تجربه دوست فرانسوی خود را به ایران آورد. کمی بعدتر و در نتیجه همین فعل و انفعالات، اولين فيلم ناطق ايراني یعنی «دختر لر» توسط اردشير ايراني و عبدالحسين سپنتا ساخته شد تا همه را با «جعفر» گفتنهایش جذب سینما کند. این کانون باید در همین زمان کار آرشیو خود را آغاز میکرد، اما متأسفانه به دلایلی چون عدم توجه سردمداران فرهنگی در آن زمان و هم چنین تمایل هنرمندان ما به آثار جهانی برای یادگیری و الگوگیری، این مهم چندان عملی نشد و بر اساس اعلام مسئولان «فیلم خانه ملی ایران» تنها 23 درصد از آثار پیش از انقلاب اسلامی در آرشیو فیلم امروز، موجود است.
نادانی بقالان سینمایی!
خاطره فیلمهایی چون «گاو» داریوش مهرجویی، «دایی جان ناپلئون» ناصر تقوایی، «قیصر» مسعود کیمیایی و... امروزه با دیدن cdهای نه چندان با کیفیت زنده میشود که طبعا از حوصله نسل امروز که به سینمای دیجیتال و تکنولوژیهای معاصر سینما عادت کردهاند، خارج است. در این میان باید ارضای حس کنجکاوی ناشی از یادآوری بسیاری از فیلمهای اولیه ساخته شده در ایران را به فراموشی سپرد، چراکه در «فیلم خانه ملی ایران» و در آرشیو کارگردان و تهیهکننده نیز وجود ندارند. بازیگران هم که خود از بازآفرینی خاطراتشان با دیدن اوضاع آرشیو فیلم پشیمان میشوند. این شرایط روزهایی را تصویر میکند که برخی از دغدغهمندان سینمای ایران، فارغ از تحریم سینما خصوصا از سوی افراد خوشگذران درباری، به فکر راهاندازی «فیلمخانه ملی ایران» افتادند. در همان زمان «فیلمخانه ملی ایران» به عضویت «فدراسیون بینالمللی اسناد فیلمی پاریس» درآمد و در جهت اثبات علاقمندی به فعالیت در این حوزه، نشریه «دایره نمایش چیست؟» توسط فرخ غفاری به چاپ رسید که در آن گفته بود: «بقالان سینمایی نمیدانند که حفظ فیلم برای مطالعه تاریخ سینما اهمیت بسیار دارد. آنها نمیدانند که اینگونه آثار را میتوانند نزد کانونها و «فیلمخانه»های مخصوصی (که یکی از آنها خوشبختانه هفت ماه پیش در تهران تأسیس شدهاست) امانت گذارند تا همانند موزه و کتابخانههای ممالک شرقی دیگر، مجموعه گرانبهایی گردآوریم...» این دریغ گفتنها و ندانستن بقالان سینمایی، امروزِ سینمای ما را به جایی رساند که 77 درصد از آثار پیش از انقلاب اسلامی نابود شد و حتی در سالهای بعدتر هم گرفتار بیفکری شده و نتوانستیم حداقل تا یک دهه پس از انقلاب، آرشیو کاملی از تولیدات سینمای ایران داشته باشیم. بر اساس اطلاعات موجود، جلسات «کانون ملی فیلم» تا خرداد سال 1330 ادامه یافت و از این پس به مدت شش سال و در نتیجه سفر غفاری به پاریس، خبری از جلسات نمایش فیلم نبود. تا این که با راهاندازی دوباره آن، بالاخره کانون، صاحب اساسنامه شد. در کنار مواردی چون ترویج هنر در میان مردم، همکاری فکری و علمی با مؤسسات سینمایی، تشویق هنرمندان، انتشار و پخش فیلم، این کانون در تأسیسات خود صاحب موزهای شد تا اشیا و آثار مربوط به سینما را گردآوری کند و در این بین رسما هیچ مادهای به عنوان تهیه آرشیو از سینمای ایران، در اساسنامه وجود نداشت و بدین ترتیب انتظار برای زنده نگاه داشتن تاریخ سینمای ایران با داشتن نسخههای اصل، به یک رویا تبدیل شد. این مسأله در حاشیه ماند تا سرانجام فرخ غفاری با هاشم خردمند؛ (مدیر اداره کل امور سینمایی کشور در سال 51) بر سر انتقال «آرشیو فیلم ایران» به اداره کل مذبور، توافق کرد تا فعالیت آرشیو فیلم گستردهتر شود. در آن زمان فیلمخانه حدود 203 فیلم 35 و 16 میلیمتری را که 108 نسخه خارجی و 95 نسخه ایرانی بود، در آرشیو خود جای داده بود که بعد از کار انتقال، قرار شد 43 فیلم از فرانسه و 16 فیلم از ژاپن خریداری شود. از زمان امضای این توافقنامه به بعد، فیلمخانه موظف شد عهدهدار جمعآوری و حفظ فیلم و نوار اعم از نگاتیف و پوزتیف در هر اندازه و نوع، برابر با موازین و استانداردهای تصویب شده توسط فدراسیون بینالمللی آرشیوهای فیلم، شود. در کنار این مورد «فیلمخانه ملی ایران» یا همان آرشیو فیلم سینماتک، وظایفی چون جمعآوری و حفظ کتب و مجلات و رسالات سینمایی، اشیا و اسناد و مدارک سینمایی، فیلمهای آرشیو به منظور نمایش در سینماتک، توسعه و ترمیم کانونها و کلوبهای فیلم در سراسر کشور، تهیه مطالب و اطلاعات سینمایی و نشر و توزیع آنها، برگزاری نمایشگاه و جشنواره و تجلیل از شخصیتهای سینمایی، تشکیل سمینارها و کنگرههای سینمایی و تماس دائم با آرشیوهای فیلم در جهان را عهدهدار شد. و اما محل آرشیو «فیلمخانه ملی ایران» هم چون سیر تحول سینما و آرشیو آن، دوره پر حادثهای را گذارند. عملا در سینمای آن روز با وجود توجه اهالی فیلمخانه به مقوله آرشیو، محلی به منظور نگهداری آثار سینمایی طراحی نشده بود و در کمال بیفکری، زیر مجموعه اداره تحقیقات در طبقه هم کف ساختمان جشنواره جهانی فیلم تهران در خیابان تخت جمشید (طالقانی) محل فعلی هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران، به این آرشیو اختصاص داده شده بود که آن هم در یک عملیات غیرمسئولانه دیگر دستخوش تغییر شد و خرابیهای زیادی را به بار آورد.
از پارکینگ تا ناهارخوری!
این آرشیو نه چندان پربار را در یک اقدام شتابزده و بدون اطلاع و مشورت قبلی، تخلیه کردند و چون فضای مناسبی برای انتقال موجودی آرشیو فیلمخانه نداشتند، آثار یادگار سینمای آن دوران را به شکل ناباورانهای به پارکینگ سینما سیلورسیتی (فرهنگ) که در دست ساخت بود، بردند و فیلمها را در فضای باز و به شکلی نامناسب، روی هم انباشتند. ماهها بعد با اقدام مدیر کل وقت اداره تحقیقات و روابط سینمایی، زیرزمین ساختمان جدید وزات فرهنگ و آموزش عالی که قرار بود بهعنوان ناهارخوری(!) استفاده شود، به آرشیو فیلمخانه اختصاص یافت. همه این نقل و انتقالات نتیجهای جز این نداشت که آرشیوی که به زحمت، نام آرشیو گرفته بود، تا مرز نابودی پیش رفت. اما مدیریت جدید علاوهبر منظم کردن موجودی فیلمخانه، جمعآوری فیلم (کوتاه و بلند داستانی و مستند خبری) از مراکز مختلف و اشخاص علاقمند را هم در برنامه خود قرار داد و طی حدود چهارسال، موجودی فیلمخانه را بدون بودجه خرید فیلم، تقریبا به سه برابر موجودی آن در پایان سال 1357 رساند که این خود شاهکاری در عرصه آرشیو فیلم ایران محسوب میشد. «فیلمخانه ملی ایران» ضمن اداره جلسات نمایش، مندرجا اهدافی را که مدعی انجامش بود، عملی ساخت. برای نخستینبار دارای مکان و تأسیسات شد تا فیلمها در شرایط مناسبی نگهداری و حفاظت شود. تعداد فیلمهای «فیلمخانه ملی ایران» در این دوران از حدود 300 فیلم، بعد از انقلاب اسلامی به بیش از یک هزار و 100 فیلم رسید.
یک جهش انقلابی
فعالیتهای «فیلمخانه ملی ایران» در طول دهه 60 بر تعمیر، مرمت و طبقهبندی فیلمها، متمرکز شد تا در نهایت در سال 68، انتشار فصلنامه «نامه فیلمخانه ملی ایران» به سایر اقدامات آن اضافه شود. محمدعلی پورصالح؛ مدیر داخلی «فیلمخانه ملی ایران» در دومین شماره فصلنامه ضمن اشاره به تغییرات این مرکز؛ فهرستبرداری از فیلمهای موجود، تعویض قوطیهای فیلمها، مجزا کردن محل نگهداری آثار، تمهیداتی برای جلوگیری از خطرات احتمالی نابودی فیلمها، تهیه شناسنامه از آرشیو، گردآوری فیلم از منابع مختلف، ایجاد آرشیو از آنونس فیلمها، گردآوری یک نسخه از آثار سینمایی پس از انقلاب و... را از فعالیتهای جدید فیلمخانه معرفی میکند. ذکر این نکات نقطه امیدی در آرشیو سینمای ایران بود، اما این مهم زمانی میتوانست محقق شود که علاوهبر امکانات، واقعا نسخههایی از آثار وجود داشته باشد که این مسأله خود جای تأمل داشت، چراکه ما در دهه اول پس از انقلاب هم نتوانستیم به آرشیو 100 درصدی دست یابیم. از خرداد ماه سال 63 کار بازسازی «فیلمخانه ملی ایران» با محدودترین امکانات، لوازم و تجهیزات و نیروی انسانی آغاز شد و تا حدود سال 82 ادامه داشت و در این مدت به دلیل آسیب دیدن برخی از نسخهها، از حدود 20 عنوان فیلم، کپی دوم تهیه شد. این روند با فهرستنویسی از فیلمها و طبقهبندی آنها ادامه یافت و سپس به تهیه نمونه فیلمها رسید و بر اساس آخرین گزارشها، 964 آنونس، 1 هزار و 734 پوستر فیلم ایرانی و هزار و 179 عکس از فیلمهای ایرانی در این آرشیو وجود دارد. به دنبال این تلاشها این مرکز تلاش خود را برای ایجاد مرکز ملی اسناد سینمایی و تصویری کشور آغاز کرد که اقدامات قانونی آن رسما از آبان ماه 82 شروع شد و در نهایت به تدوین اساسنامه انجامید.
و اما آرشیو امروز...
سینما یکی از جلوههای فرهنگ و جامعه هر روزگار است، آینه تمام نمایی از آن چه که مردم هستند و یا آن چه میخواهند باشند. تصویری از تمام تفکرات، مشکلات، رمز خوشبختی و یا روابط اجتماعی هر منطقه. از همینرو نسخههای فیلمهای سینمایی گنجینه گرانبهایی هستند که باید حفظ شوند. نه فقط به دليل هزینههایی که میکنند و به دلیل هنر سازندگانشان (که هر یک از اینها خود میتواند دلیل محکمی برای داشتن آرشیو باشد) بلکه مهمتر از همه به منظور اشراف بر سیر تحول تاریخ و فرهنگ کشور. ما تا به امروز به جایی رسیدهایم که نسخههای 35 میلیمتری را از آثار سینماییمان گردآوری کرده و در کنار آنونس، پوستر و عکسهای فیلمها نگهداری میکنیم، اما باید توجه داشت که این وضعیت، با توجه به تکنولوژیهای روز سینمایی دنیا، هیچ ارزشی ندارد، چراکه بحث آرشیو فیلم در دنیا با ورود به دنیای دیجیتال، از حالت سنتی خود و نگهداری نسخههایی که امکان هرگونه حادثهای بر آنها میرود، درآمده است. ایران بهعنوان یکی از معدود کشورهای صاحب صنعت سینما، متأسفانه هنوز از حیث امکانات و تکنولوژی فیلم از استانداردهای روز عقب است. ضررِ نداشتن آرشیو در پیش از انقلاب، نابودی 77 درصد از آثار بود و به طور حتم نرسیدن به حد استاندارد و به روز نشدن این مسأله، در آینده ضررهای جبرانناپذیری را به سینمای ما وارد میکند. باید توجه داشت که در آینده با گسترش سینمای دیجیتال در ایران، وجود آرشیو دیجیتال از آثار سینمایی نیز بیش از پیش اهمیت پیدا میکند که این مهم، بدون تخصص، محقق نخواهد شد