| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
سیری در اندیشه سیاسی امام خمینی (رحمتاللهعلیه) و رهبر معظم انقلاب درباره اخلاق در سیاست
سیاست ما عین اخلاق ماست/ ابوذر علویتبار
یکی از مهمترین مؤکدات در دین اسلام بهعنوان کاملترین دین الهی، تكيه بر تقوا و رعایت اخلاق در همه شئون زندگی بهویژه در حوزههایی است که تأثیر بيشتری بر جامعه دارند.
ایمان، تقوا، تزکیه
امام خمینی (رحمتاللهعلیه) بهعنوان رهبر انقلاب اسلامی ایران در دوران زعامت خود به کرات بر رعایت تقوای سیاسی تأکید داشتند. ایشان در سخنرانیهای خود همواره بر لزوم رعایت اخلاق سیاسی برای مسئولان نظام اسلامی تأکید داشتند و سه اصل ایمان، تقوا و تزکیه را اصول بنیادین اخلاق سیاسی مسئولان میدانستند. منظور از اصول بنیادی اخلاقی مسئولان، صفات و ویژگیهایی است که در اخلاق و رفتار مدیران و مسئولان نظام اسلامی نقش اساسی دارد و در سخنان امام خمینی نیز بر آنها تأکید شده و لزوم داشتن آنها برای مسئولان حکومتی توصیه شده است.
امام خمینی (رحمتاللهعلیه) ایمانی را کامل میدانند که باعث اصلاح امور و کارها شود و مسئولان نظام اسلامی لازم است به آن آراسته باشند، تا گرفتار فساد و انحراف نشوند. از نظر امام، از آنجا که عالم محضر الهی است، کسی که ایمان نداشته باشد، محال است در خدمت مردم باشد. حضرت امام (رحمتاللهعلیه) درباره تقوای سیاسی نیز میفرمایند: «تقوا برای همه لازم است و برای کسانیکه متصدی امور کشور هستند لازمتر است. آنهایی که متصدی امور نیستند، تقوا یک امری است که برای شخص خودشان و احیانا هم برای یک عدهای که با او تماس دارند مؤثر است... اما متصدیان امور، بهحسب تصدی که دارند، اگر خدای نخواسته تقوا نداشته باشند، یک وقت میبینید که اینهایی که در رأس امورند، اگر تقوی نداشته باشند، این به همه کشور سرایت میکند، همه کشور را یک وقت خدای نخواسته به باد میدهد... همه این اختلافات که میبینید گاهی پیش میآید، همانطوری که اختلافاتی که در دولتهای بزرگ پیش میآید، برای اینکه تقوی ندارند، تقوای سیاسی ندارند، تقوای اجتماعی ندارند.»1
امام خمینی (رحمتاللهعلیه) تزکیه نفس را زیربنایی دیگر برای اخلاق سیاسی مسئولان میدانند و از آن با عنوان جهاد نفس یاد کرده و میفرمایند که جهاد نفس «عبارت است از غلبه کردن انسان بر قوای ظاهره خود و آنها را در تحت فرمان خالق قرار دادن و مملکت را از لوث وجود قوای شیطان و جنود آن خالی نمودن...»2 ایشان همچنین هدف نهایی بعثت انبیا را تزکیه بشر میدانستند و میفرمودند: «دولتی که بخواهد مردم را وادار بهکار خوب بکند، باید تزکیه بکند خودش را»3
امام خمینی (رحمتاللهعلیه) عدم رعایت اخلاق در سیاست را موجب بسیاری از نابهسامانیها میدانست و بهطور مشخص ایجاد تفرقه و برهمزدن وحدت آن را بهعنوان عواقب مشخص ناشی از عدم رعایت اخلاق توسط مسئولان و دستاندرکاران نظام برشمردهاند.
اخلاق سیاسی و تقوای جمعی در کلام رهبری
رهبر معظم انقلاب که جانشین برحق و شایستهای برای امام خمینی بوده، همواره همچون ایشان، مسئولان کشور را دعوت به اخلاق سیاسی و تقوای جمعی کردهاند. رهبر انقلاب در اوج بیاخلاقهای سیاسیای که در دوران اصلاحات و علی الخصوص در زمان مجلس ششم، از سوی مسئولان وقت انجام شد؛ تعریف دقیقی از تقوای سیاسی ارائه کردند و همگان را به رعایت آن دعوت کردند: «پایه همه خیرات در جامعه، تقواست. تقوای فردی؛ یعنی هر کس بین خود و خدا، سعی کند از جاده صلاح و حق تخطی نکند و پا را کج نگذارد. تقوای سیاسی؛ یعنی هر کس که در کار سیاست است، سعی کند با مسائل سیاسی صادقانه و دردمندانه و از روی دلسوزی برخورد کند. سیاست به معنای پشت هم اندازی و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومی مردم، مطلوب اسلام نیست. سیاست یعنی اداره درست جامعه؛ این جزو دین است. تقوای سیاسی، یعنی انسان در میدان سیاست، صادقانه عمل کند»4
ایشان بارها در نقاط حساسی که جامعه، به تبعیت از بیاخلاقی سیاسیون دچار خمودگی و دلسردی میشد، مسئولان را به رعایت تقوا و اخلاقمداری دعوت کردند؛ چراکه اصلاح کار امور هر جامعهای در اصلاح رفتار مسئولان آن جامعه است. بهطور مثال رهبر انقلاب در یکی از سخنرانیهای عمومی که در فضای غبارآلود فتنه بعد از انتخابات 88 انجام گرفت، با اشاره به رابطه تنگاتنگ میان اخلاق و سیاست در سیره ائمه معصومین فرمودند: «سلوک سیاسی امیرالمؤمنین از سلوک معنوی و اخلاقی او جدا نیست؛ سیاست امیرالمؤمنین هم، آمیخته با معنویت است، آمیخته با اخلاق است، اصلا منشأ گرفتهی از معنویت علی و اخلاق اوست. سیاست اگر از اخلاق سرچشمه بگیرد، از معنویت سیراب بشود، برای مردمی که مواجه با آن سیاستند، وسیله کمال است، راه بهشت است؛ اما اگر سیاست از اخلاق جدا شد، از معنویت جدا شد، آن وقت سیاستورزی میشود؛ یک وسیلهای برای کسب قدرت، به هر قیمت؛ برای کسب ثروت، برای پیش بردن کار خود در دنیا. این سیاست میشود آفت؛ برای خود سیاستورز هم آفت است، برای مردمی هم که در عرصه زندگی آنها این سیاست ورزیده میشود هم آفت است.»5
در اندیشه سیاسی رهبر انقلاب همیشه یکی از خطرهایی که مرتبا به عموم جامعه علیالخصوص نخبگان توصیه میشود، خطر بزرگ جدایی دین از سیاست است که عدهای آن را در دنیای امروز اسلام ترویج میکنند. هوشیاری در برابر ترویج سکولاریسم بهوسیله هجوم فرهنگی غرب نکتهای است که رهبر انقلاب بسیار بر آن تأکید داشته و دارند. با نگاهی به سیر ادبیات رهبری در مواجه با این پدیده، در مییابیم که شرایط ما در دوره منتهی به حال، هر روز بدتر از گذشته میشود؛ چراکه در ادبیات رهبر انقلاب از شبیخون فرهنگی آغاز شده و بسته به قوت یافتن جنگ فرهنگی دشمن، به تهاجم فرهنگی و این اواخر جنگ نرم دشمن تعبیر میشود.
رهبر انقلاب معتقد هستند، وقتیکه سیاست از دین جدا شد، از اخلاق و معنویت جدا خواهد شد. در نظامهای سکولاریستی، اخلاق در اغلب نزدیک به همه موارد، از بین رفته است، چراکه وقتی دین از سیاست جدا شد، سیاست میشود عملی مبتی بر رفتارهای غیراخلاقی که در آن هر فرد به محاسبات مادی و نفعطلبانه میپردازد.
رهبر انقلاب، راه برونرفت از فضای بیاخلاقی را دست بهکار شدن عموم مردم، خصوصا قشر جوان میداند و از جوانان میخواهد که با سلاح تقوا وارد عرصههای گوناگونی همچون میدان علم، عمل و سیاست شوند.6
یکی از آخرین توصیههای رهبر انقلاب به تقوای سیاسی برمیگردد به دیداری که خردادماه سال جاری با و نمایندگان مجلس شورای اسلامی داشتند که در آن بیانات، اشاره دوبارهای به لزوم رعایت اخلاق فردی و تقوای جمعی کردند. ایشان در دیدار با نمایندگان مجلس بهعنوان یکی از مصداقهای بارز کارهای تشکیلاتی که لزوم رعایت تقوا و اخلاق در آن بهشدت ضروری است، فرمودند: «مجموعهها و جمعها و جریانها، علاوهبر تقوای فردی اعضای خود، باید در نگاه کلان از تقوای جمعی نیز برخوردار باشند، چراکه در غیر این صورت، افراد متقی حاضر در این جریانها نیز، به علت خطای عمومی جمع، به انحراف و خطا میافتند.» ایشان با ذکر مثالی در این زمینه افزودند: «جریانیکه اوایل انقلاب به جریان چپ مشهور بود و شعارهای خوبی میداد با وجود داشتن آدمهای با تقوا، از مراقبت و تقوای جمعی غافل شد و کار بهجایی رسید که «فتنهگران ضدامام حسین (علیهالسلام) و ضداسلام و امام»، به آنها تکیه کردند که این واقعیت نشان میدهد غفلت از تقوای جمعی، خطری بسیار بزرگ است.»
بهنظر میرسد با توجه به آنکه جامعه فعلی ما یک بیاخلاقی بسیار بزرگ را که در پی شکست یک جریان سیاسی در انتخابات 88 آغاز شد، پشت سر نهاده و مقطع حساس انتخابات مجلس نهم در پیش است، مردم و سیاسیون ما باید بیش از گذشته هوشیار باشند و نگذراند بیاخلاقیهای گذشته در قالبهای جدیدتر بروز و ظهور پیدا کند. لازمه این هوشیاری نیز حفظ اتحاد و وحدت کلمه و تأکید بر نکات اشتراک در عین وجود نقاط افتراق است
پینوشت:
1- صحیفه امام، ج 17، ص 122 ـ 123.
2- شرح چهل حدیث، صفحه 6.
3- صحیفه امام، ج 14، ص 134.
4- بخشی از بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نماز جمعه تهران (16 فروردین 81).
5- بخشی از بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نماز جمعه تهران (20 شهریور 88).
6- خطبههای نماز جمعه تهران (28 مرداد 84).
بررسی رابطه میان اخلاق و سیاست بهعنوان ابزار و هدف
اخلاق به مثابه هدف/ دکتر مسعود گودرزی
ارتباط میان اخلاق و سیاست از دو منظر قابل بررسی است. مفهوم کلی که از معانی تحت اللفظی و محتوایی اینها برداشت میشود این است که سیاست نوعی وابستگی به قدرت و تدبیری است برای امور گذران زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی. اخلاق هم مسألهای است فردی و دارای تأثیرات گسترده بر نهادهای اجتماعی، از جمله خانواده و اجتماع. اخلاق یک حالت بنیادی، پایهای و اساسی دارد و سیاست یک حالت روحی دارد. اخلاق یک حالت علی دارد، ولی سیاست فرایندی است که از علت نشأت گرفته است. اگر بخواهیم رابطه این دو را بررسی کنیم نمیتوان این دو را در عرض هم قرار داد. اینکه اخلاق مشخصا چهچیزی است و چه مسائلی را در بر میگیرد دایره وسیعی دارد؛ اما اگر بخواهیم مصداقی درباره اخلاق صحبت کنیم، باید به نکات زیر بپردازیم:
اولین فضیلت اخلاقی که در جامعه میتوان از آن بحث کرد عبور از منیت و پرهیز از مطلقگرایی است. جامعه اخلاقی اسلامی، جامعهای است که فرد در محور آن قرار ندارد و میان انسان و جامعه اصالت با انسان نیست، بلکه اصالت با جامعهای است که به حقوق تمام افراد توجه دارد و بیشتر جمعگرایانه است.
مورد دوم که میتوان عنوان کرد، بحث وفای به عهد و پرهیز از پیمانشکنی است. مکررا در قرآن و احادیث به این نکته اشاره شده است. اگر انسان وعدهای در جامعه سیاسی بدهد، اخلاق ایجاب میکند که هر مسئولی برای انجام وعده تلاش کند و اگر در زمانی متعهد به انجام فعلی است، آن فعل را براساس قولی که داده انجام دهد. حتی اگر تلاش فرد به بروز عملی منجر نشد نیز باید به اطلاعرسانی نسبت به کارهای انجام شده از انجام نشدن وعده عذرخواهی کند. یکی از رذایل اخلاقی که در هر جامعهای مورد نکوهش است، وفای به تعهدات و وعدهاست که متأسفانه در فضای قبل از انتخابات ریاستجمهوری دوره نهم و مجلس هشتم، شاهد این پیمانشکنیها و ارائه لیستهای جداگانه در میان اصولگرایانی بودیم که با هم پیمان وحدت بسته بودند.
فضیلت بعدی اخلاقی که در سیاست نمود جدی دارد، صداقت است. همه مقولههای اخلاقی را تحت عنوان سرمایه اجتماعی میتوان در نظر گرفت، ولی بهزعم من صداقت سلطان سرمایه اجتماعی است. صداقت صرفا بهمعنای دروغ نگفتن نیست، بلکه در موقعیتهایی ایجاب میکند که از راست نیز دفاع کنیم. همچنانکه سیره ائمه ما و دین ما هم دروغ نگفتن اما بیتفاوت بودن و در برابر هر فوجی محافظهکاری کردن و در بعضی از جاها تأیید کردن و یا خنثی بودن را نمیپذیرد. این بهمعنای یک سجیه اخلاقی نیست، بلکه سیاستمدار باید در مواردی از یک راستی هم که در جامعه گفته میشود ولو آن راست تلخ هم باشد دفاع کند.
مورد بعدی سعهصدر است که در سیره دینی ما هم به آن توجه زیادی میشود و آمده است «رب اشرح لی صدری» آنجاییکه حضرت موسی میخواهد خدا در برابر سختیها به او سعه صدر و تحمل در برابر مشکلات عطا کند. در این سعهصدر دایره دوستیها افزایش و دشمنیها کاهش پیدا میکند و این سیاست رهبری که باید در فضای کشور جذب حداکثری و دفع حداقلی جریان داشته باشد، اجرایی میشود. در چنین فضایی میتوانیم افرادی که در جامعه سیاسی در دایره اصول قرار دارند و فارغ از جهتگیری در ریزمسائل سیاسی، نظری متفاوت از ما دارند، با رأفت و رحمت در مقابل دشمنان همگرا کنیم.
این نکاتی که عرض شد همگی جزو بنیانهایی هستند که در جامعه اصالت دارند. اخلاق فارغ از زمان و مکان است و در برخی از موارد فارغ از قدرت است. یعنی قدرت با تمام اهمیت خود ذاتا اصالت ندارد و زمانی ارزشمند است که نشأت گرفته و با لحاظ اخلاق باشد، ولی اخلاق در همه شرایط و در همه زمینهها اصالت دارد و محفوظ است و در جامعه باید به آن توجه کرد. با این حال شاهدیم عدهای در عرصه سیاسی اخلاق ماکیاولیستی را بهعنوان روشی برای تدبیر سیاست کارآمدتر در پیش گرفتند؛ و مسئولی که دارای قدرت است، هر فعل اخلاقی مذمومی را با یک روکش در ظاهر مقبول و پسندیده به مردم عرضه میکند. این نوع نگاه ناشی از یک مثال معروف است که میگوید: «هدف وسیله را توجیه میکند»
در دنیای سیاست اخلاقی چنین روشی پسندیده و پذیرفتنی نیست؛ بلکه اخلاق و سیاست بهعنوان دو موضوع مرتبط و تودرتو باید بررسی شوند، به این صورت که اخلاق بهعنوان مبنا و سیاست بهعنوان برون داد، این محتوای اخلاقی در نظر گرفته شود و کسانیکه قطعا شعارشان این است که هدف وسیله را توجیه میکند، بزرگترین دشمنان رابطه اخلاق و سیاست هستند.
اگر چه در دین اسلام آمده که کذب و دروغ را بهعنوان رذیلت اخلاقی برشمارید، ولی در روایات داریم که اگر برای اصلاح امور مسلمین و رفع یک مفسده، دروغ مصلحتآمیز گفته شود، پسندیده است. البته این دروغ مصلحتآمیز در جایی موضوعیت دارد که خیر جمعی در میان باشد، ولی مخاطب اخلاق ماکیاولی اخلاق جمعی نیست و همهچیز را در حکمران تعریف میکند. یعنی حفظ حکومت و حفظ موقعیت حکمران، مهمتر از خیر عمومی است، ولی در اسلام برای ما خیر عمومی مهم است. برای کسانیکه ماکیاولیستی فکر میکنند چه مذهبی و چه غیرمذهبی بهجای هدف، وسیله مهم است. مثل این است که بگویند شما سفری به مشهد داشته باشید با هدف زیارت، هدف زیارت است منتها ابزار رسیدن به هدف یک خودروست، ولی خودرو را در عالم مادی به ما میدهند. ما اگر چنین فردی باشیم که وسیله برای ما مهم باشد و هدف را فراموش کنیم هیچوقت به هدف نخواهیم رسید.
یک انسان اخلاقی هم تقریبا به این صورت عمل نمیکند. سیاست و قدرت ابزار است کسانیکه برای حفظ ابزار تلاش میکنند، اخلاق ماکیاولیستی دارند.
علاوهبر این عدهای هم هستند که در ظاهر به اخلاق سیاسی معتقدند و شاید خود نیز نمیدانند که رفتارشان برخلاف اخلاق سیاسی است. متأسفانه این عده نادانسته تحت عنوان دین، انقلاب و مصلحت سوءاستفاده میکنند. سوءاستفاده آنها در واقع یک نوع کلاه شرعی گذاشتن بر یک مسأله غیراخلاقی و غیرشرعی است.
در رابطه میان اخلاق و سیاست، اگر سیاست را تدبیر امور جامعه در نظر بگیریم، هدف باید خدمت به مردم باشد. در تاریخ ثابت شده کسانیکه پیش از این در قدرت بودهاند و بهعنوان وسیله برای خدمت به مردم به ابزارهای قدرت نگاه کردهاند، در اذهان جاویدان شدند. ائمه معصومین (علیهمالسلام) ما مصادیق بارزی از این مثال هستند. در تاریخ معاصر ما نیز نمونههای زیادی داریم. امام خمینی (رحمتاللهعلیه) و امیرکبیر از کسانی هستند که با هدف خدمت از وسیله قدرت استفاده کردند و در تاریخ ایران ماندگار شدند