| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
روند شكلگيري اصولگرايي با حضور نيروهاي جوان درگفتوگو با حسين فدايي
ظهور اصولگرایی از میان دو گفتمان شکستخورده/علی رجبی
سؤالی که برای همیشه بیپاسخ ماند و آقای هاشمی و اطرافیانش باید به آن پاسخ بدهند، این بود که چرا در رأیآوری آقای خاتمی مؤثر بودند؟ و آقای ناطق را حذف کردند؟ چرا در زمین بازی تقلب که توسط جناح چپ طراحی شده بود، ایفای نقش کردند؟ ما فکر میکنیم نزدیکان و همراهان آقای هاشمی این فکر را همراهی و توسعه دادند. با اینحال وقتی آقای خاتمی وارد صحنه رقابت شد، شعارهایی مبنی بر تغییر مشی آقای هاشمی، در چهارچوب ارزشها، انقلاب، اسلام و رهبری داد و جملات امام (رحمتاللهعلیه) را تیتر و مطرح میکردند. یعنی بهعنوان ادامهدهندگان خط امام، رهبری، شهدا و ارزشها و در چهارچوب گفتمان انقلاب اسلامی ورود پیدا کردند. مردم هم استقبال کردند و رأی دادند.
بسیاری از افراد از جمله فائزه هاشمی معتقدند که دوران آقای خاتمی ادامه دوران آقای هاشمی بود. چگونه میتوان بین دولت آقای هاشمی با گفتمان توسعه اقتصادي و دولت آقای خاتمی با گفتمان توسعه سیاسی ارتباط قائل بود؟
آقای خاتمی که روی کار آمد، اکثریت قریب به اتفاق نفرات اقتصادی دولت آقای هاشمی را بهکار گرفت. همان مشی و مرام دولت قبلی دنبال شد، ولی شعار اصلی دولت آقای خاتمی توسعه سیاسی بود. با اینحال میدانیم که مبانی این دو گفتمان اقتصادی و توسعهای یکی است و فقط اقدامات تاکتیکی تفاوت میکند. بهطور مثال، میتوان به این نکته اشاره کرد که آقای خاتمی که روی کار آمدند، اقرار کردند که ما در حوزههای مختلف مدیریتی از آقای هاشمی باید استفاده کنیم. در این دوران، تحت عنوان آزادی و توسعه سیاسی، اتفاقاتی افتاد که در عرصه فرهنگ و سیاست، سرعت اباحهگری و تسامح و تساهل زیاد شد. به بسیاری از کسانیکه اساسا هیچ پایبندیای به گفتمان انقلاب اسلامی نداشتند، میدان داده شد. روزنامههای زنجیرهای یکی پس از دیگری تأسیس شد. خط اصلی این روزنامهها به چالش کشیدن اصول اساسی انقلاب و تغییر مفاهیم اصلی گفتمان انقلاب اسلامی بود. اینها خط امام را بنابر سلیقه و خواستههای خودشان تفسیر و توجیه میکردند و بنابر آنچه که خود میپسندیدند، امام (رحمتاللهعلیه) و خط امام را تعریف میکردند. بهصورت یک زنجیره متصل، مفاهیم اساسی اسلام همچون توحید و معاد گرفته تا مسائل اجرایی مثل نوع اداره زندانها، جرم سیاسی و سایر بحثهای روز اجرایی کشور را با تعریف باب میل خود، تفسیر و تبیین میکردند.
اصلاحطلبان چگونه با استفاده از این اقدامات سلسلهوار درصدد رسیدن به اهداف خود بودند؟
در هیچکجای دنیا رقابت انتخاباتی برای نفی حاکمیت آن کشور نیست؛ بلکه رقابتها در چهارچوب حاکمیت و هنجارهای پذیرفته شده حکومت و نظام است. رقابت در بیرون از چهارچوب نظام، بدعتی است که در دوران دوم خرداد، در کشور شکل گرفت و مسئولین مؤثر در حوزه سیاسی و فرهنگی آقای خاتمی، به این وضعیت کمک کردند. مدلهای سیاسی - امنیتی متعددی برای ایجاد عملیات روانی در کشور در راستای استراتژی عمومی به چالش کشیدن اصول گفتمان انقلاب اسلامی طراحی شد. این مدلهای سیاسی - امنیتی شکلها و جلوههای مختلف داشت که یکی از این جلوههای بروز و ظهور، غائله 18 تیر سال 78 بود. ما در این مدل طراحی شده توسط همین آقایان، دیدیم که بخشی از دولت اصلاحات، بهعنوان نیروی انتظامی، برای جلوگیری از آشوب، وارد میدان شد و بخشی از دولت از آشوبگران حمایت کردند یعنی وزارت کشور. از داخل نهاد ریاست جمهوری به آشوبگران اطلاعات داده میشد تا بتوانند یک چالش جدی را بهوجود بیاوردند. پس از سخنرانی 21 تیر مقام معظم رهبری، نیروهای وفادار به نظام و مردم حزباللهی و بسیجی وارد صحنه شد و 23 تیر منجر به خنثی کردن این رفتار کودتاگونه از درون حاکمیت بر علیه حاکمیت که پشتوانه خارجی داشت، شد. باز هم در این شرایط شاهد درایت و هوشمندی رهبری بودیم. یکی از قربانیان این غائله، آقای فرهاد نظری فرمانده نیروی انتظامی که در منطقه با این قضیه برخورد میکرد، بود. گزارشی که توسط مسئولین نزدیک به آقای خاتمی داده شده بود، منجر به عزل ایشان شد. آقای نظری از ایشان شکایت کرد و با ارائه اسناد و مدارک ثابت کرد که نیروی انتظامی در این اتفاق، مظلوم واقع شده و این مسأله توطئه و کودتا بوده است. آقای خاتمی متوجه مطلب شدند و عذرخواهی کردند و مکتوب نوشتند که از آقای نظری دلجویی شود، ولی حاضر نشدند که این را علنا اعلام کنند. اما با این وجود این قضیه در افکار عمومی بهعنوان نوعی اغتشاش، ناامنی، ابهام و تشویش ثبت شد و هرگز ابعاد مسأله روشن نشد. در این میان، طبیعی است که چون مردم به رییسجمهوری رأی دادهاند، رهبری به احترام رأی مردم با مسئولین اجرایی مدارا میکند تا مدت مسئولیت آنها سپری شود.
پس از غائله 18 تیر، ما شاهد اتفاقات دیگری هستیم که در مجلس ششم روی داد. این شرایط را چگونه تحلیل میکنید؟
با شکلگیری مجلس ششم، اقداماتی صورت گرفت که بیانگر دیدگاهها و رویکردهای این جریان است. در ارائه لایحه برنامه چهارم، کتابی نوشته شد که مبانی نظری برنامه را ارائه میداد و در آنجا دیدگاههای خودشان را به این شکل بیان کردند که ما برای آنکه جزو کشورهای در حال پیشرفت قرار بگیریم، باید در هنجارهای ظالمانه نظام سلطه و نظم حاکم بر جهان، هضم شویم. اینگونه بود که مجلس ششم، مرکز تولید تنش و اضطراب و درگیری در کشور شد و بهسمت و سوی تصویب قوانین و لوایحی رفت که بازدارنده از توسعه گفتمان انقلاب اسلامی و پیشبرنده اندیشه لیبرال دموکراسی غربی بود.
کجرویهای کارگزاران و مشارکت چگونه باعث شد که گفتمانی به اسم اصولگرایی پدید بیاید؟
در مقطع حاکمیت کارگزاران، با زیرسئوال بردن اصول و گفتمان انقلاب اسلامی در حوزه اقتصادی مواجه بودیم که در دولت حزب مشارکت، این رویکرد غلط، علاوه بر حوزه اقتصادی در حوزه سیاسی، فرهنگی و بینالملل نیز ادامه و استمرار یافت. وابستگان به این دو دولت، همگی با تابلوی خط امام و انقلاب جلو آمده بودند؛ اما وقتی که به قدرت رسیده بودند، حرف خود را زدند. مردم و متدینین متوجه شدند که تنها با رسیدن به قدرت میتوانند دست این افراد را از دولت کوتاه کنند. رسیدن به قدرت در تغییر رفتار بعضیها تأثیر داشت، و گروه دیگری هم بودند که بعدها گفتند که از ابتدا اندیشه امام و انقلاب را قبول نداشتند. مردم رفته رفته متوجه تغییر رفتار این افراد شدند، بهدنبال راهحلی بودند. در مقام «چه باید بکنیم»، چند اتفاق افتاد. بعضی از سیاسیون که آدمهای خوبی بودند اما فریب خوردند، تحلیلشان این شد که مذاق جامعه و مردم عوض شده و امکان برگشت به ارزشها وجود ندارد و عزلتنشینی پیشهکردند. دسته دیگری نیز بودند که این وضع که عدهای به نام امام و ارزشها با اساس اسلام و ارزشها برخورد کنند، برایشان غیرقابلتحمل شد که بعضا برخوردهای تندی هم انجام دادند که بعدها اینها را بهعنوان آدمهای افراطی مذمت میکردند. عدهای از جوانها هم نشستند، فکر کردند و از مجموعه راهبردها و مفاهیمی که رهبری در حوزه ادبیات سیاسی کشور در دهه 70 تولید کرده بودند، استفاده کردند و گفتند باید فصل جدیدی را رقم بزنیم. باید بهسمت و سوی احیای گفتمان انقلاب اسلامی حرکت کنیم و چارهای کنیم تا این وضعیت که طی این 16 سال ایجاد شده را تغییر داده و بنیانهای اصلی انقلاب را به صحنه اجرا برگردانیم. این اعتقادات و باورها و بهاضافه چرایی موضوع که آسیبشناسی بود، در دستور کار این جوانان قرار گرفت و منتهی به طرحهایی برای برونرفت از این وضعیت شد و گفتمان اصولگرایی شکل گرفت.
چه آسیبهایی شما را ملزم کرد تا به شکلگیری و انسجام اصولگرایان مبادرت ورزید؟
آنچنانکه گفتیم ما در بین طیف متدین، پس از دوم خرداد با روحیه یأس و سؤال جدی مواجه شدیم؛ گروهی که مأیوس شدند با حاشیهنشین شدن بهتدریج کنار رفتند و گروه دیگر در بهت و حیرت بودند که این تغییر و تحول، زیر سؤال بردن اصل گفتمان اسلامی است. نیروهای جوان و ارزشی، خواستار آرایشی سیاسی و منطقی بودند، لذا مأیوس و سرخورده نشدند و عرصه سیاسی را نیازمند پرچمدارانی میدانستند که خط امام و رهبری را پیروی کنند و روحیه عدالتخواهی و اصلاحطلبی داشته باشند. این فکر، بهخاطر داشتن زمینه مناسب، بهسرعت جا باز کرد؛ البته زمینهساز و طراح اصلی این موضوع مقام معظم رهبری بودند. اگر شما ادبیات دهه دوم انقلاب را بررسی کنید، میبینید که ایشان مفاهیم جدیدی را وارد ادبیات سیاسی کشور کردند که بسیار ابداعی و کارگشا بود. مفاهیم مبنایی مثل بحث خودی و غیرخودی، اصلاحطلبی اسلامی و انقلابی و تفاوت آن با اصلاحطلبی آمریکایی، عدالتخواهی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، بحث عزت و حکمت و مصلحت در عرصه بینالملل، بحث عوام و خواص، خواص طرفدار حق و دهها مفهوم دیگر که در آن مقطع مطرح شد و مورد تبیین قرار گرفت. اینها مفاهیم جدیدی بودند که با داشتن بستر سیاسی مناسب، وارد ادبیات سیاسی کشور شد و بهسرعت، نیروهای ارزشی این مفاهیم را جذب کردند و با توسعه این دیدگاه کارگروه وفاق بین طیف متدین شکل گرفت.
گروه وفاق در چه سالی شکل گرفت؟
بعد از تیرماه سال 78 بود. گروه وفاق، تجمع نیروهای انقلابی مبتنی بر سیره و روش امام و رهبری بود.
در جریان وفاق لایههای سنتی جریانات گذشته مشاهده میشود، ولی شما میگویید جریان وفاق موجی نو بود که پرچمداری اقشار اجتماعی را به عهده داشت؟
بحث گروه سیاسی نبود، عناصر سیاسی - ارزشی که از چپ و راستِ متعارف، انتقاد داشت، حاضر به همکاری بودند. در این مجموعه افرادی همکاری میکردند که حاضر به احیای گفتمان انقلاب اسلامی بودند که در ابتدا تعلق خاطر حزبی آنها کمتر از گرایشات اصیل انقلابیشان بود. پس از مدتی، گروه وفاق به شورای هماهنگی نیروهای انقلاب تبدیل شد.
اسم این شورا را چه کسی مطرح کرد؟
پیشنهاد همه بود که در جلسهای مطرح و تصویب گشت و در اولین خبرنامه چاپ شد. همه تلاش ما در مجموعه بچههای انقلاب این بود که چهارچوبهای خشک و بسته چپ - راست را بشکنیم که متأسفانه بعدها بهدلیل سهمخواهی برخی، این شورا دچار آسیب و از همپاشیدگی شد. اما در شوراهای دوم و مجلس هفتم، افراد زیادی از اقشار و سنین مختلف جمع شدند تا هر قشر احساس کند، نماینده خود را در مجلس دارد. بهنظر من دستآورد بسیار بزرگی بود و این دستآورد سرمایه بزرگی برای انتخابات آتی شد
گفتوگو با احمد سالک سخنگوی جامعه روحانیت مبارز
وحدت زیر چتر اصول/ سیدمهدی حسینی
این روزها در فضای سیاسی-رسانهای کشور، صحبت از وحدت اصولگرایان است. همراه با حجتالاسلام احمد سالک، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز، به بررسی موضوع وحدت اصولگرایان پرداختیم:
با توجه به شاخصههای اصولگرایی در اندیشه رهبر معظم انقلاب، در حال حاضر مهمترین معیاری که باید از سوی نیروهای اصولگرا دنبال و پیگیری شود چیست؟
معیارهای اصولگرایی در قالب منشور اصولگرایی مطرح شده و در آن به اصول اساسی: اسلام ناب محمدی، جمهوری اسلامی، قانون اساسی، سیره امام خمینی (رحمتاللهعلیه) و ولایت فقیه تأکیده شده است. البته علاوهبراین چهار اصل، اصولگرایان باید از ارزشهای انقلاب دفاع کنند، چراکه ارزشها یکی از مهمترین شاخصههای اصولگرایی است. التزام عملی به ولایت فقیه نیز یکی دیگر از شاخصههایی اصولگرایی است. البته همانطور که اشاره شد، جایگاه ولایت فقیه بهعنوان یک اصل اساسی و مهم در منشور اصولگرایی آمده است، اما باید بهجایگاه و فصلالخطاب بودن معظمله التزام داشت، و اگر کسی به فصلالخطاب بودن رهبر معظم انقلاب اعتقاد نداشته باشد، اصولگرا نیست.
علاوهبر معیارهایی که عنوان کردید، حفظ وحدت چه رابطهای با شاخصههای اصولگرایی دارد؟
وحدت و اتحاد همواره برای اصولگرایان مهم بوده و در تمامی دورها تلاش خود را برای ایجاد وحدت و اتحاد به کار بستهاند به همین دلیل حفظ وحدت نیز از شاخصههای اصولگرایی است.
یکی از مسائل مهم پیشرو در فضای سیاسی کشور، انتخابات مجلس نهم است. نقش جامعه روحانیت مبارز برای وحدت در جریان اصولگرا را چگونه ارزیابی میکنید؟
اوایل سال 1389، پیشنهادی در جامعه روحانیت مبارز مطرح شد مبنی بر اینکه نیروهای اصولگرا در سراسر کشور نیاز به هدایت دارند و به این نتیجه رسیدیم که برای احیای این مسأله بین جامعتین جلساتی برگزار شود. ثمره این جلسات و بحثهای کارشناسی به بیانیه هشت مادهای و منشور اصولگرایان منجر شد. بیانیهای هشت مادهای بستر مناسبی را برای حفظ وحدت بین اصولگرایان آماده کرد، البته پس از آن منشور اصولگرایی هم منتشر شد و استقبال خوبی از آن صورت گرفت. سران اصولگرا در آن جلسه 16 - 17 نفره، با توافق درباره این مسأله نقطه نظرات خود را اعلام کردند و نور امید جدیدی در دل اصولگرایان دمیده شد. همچنین محور اصلی جامعتین برای حفظ وحدت، حول محور ولایت است. اگر اختلاف سلیقهای هم هست قابلبحث و گفتوگو است، اما آنچه برای ما اهمیت دارد، منشور اصولگرایی با پشتوانه بیانیه هشت مادهای است.
مبنای بیانیه هشت مادهای بر چه اساس تنظیم و اعلام شد؟
مبنای آن بیانیه 8 مادهای و منشور اصولگرایی از مجموع کلمات حضرت امام خمینی (رحمتاللهعلیه) و مقام معظم رهبری بیرون آمده است.
با توجه به تأکید جامعتین (جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) بر وحدت، مکانیزمهای که اصولگرایان برای ورود به انتخابات مجلس نهم طراحی کردهاند را چگونه ارزیابی میکنید؟
مکانیزم وحدت اصولگرایان، ثمره کار کارشناسی است و ساختار فعلی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد. گروه نخست که گروه هفت نفره نامیده شده است، از دو نماینده از هر کدام از جامعتین به اضافه سه نفر از آقایان غلامعلی حداد عادل، علیاکبر ولایتی و حبیبالله عسگر اولادی تشکیل شده است که این گروه اخیر، به گروه داوری و نظارت تغییر نام داده است. اگر اختلافی بین اصولگرایان ایجاد شود این گروه به داوری مینشیند و نظر نهایی خود را اعلام میکند. از طرف جامعه مدرسین، حجتالاسلام حسینی بوشهری و کعبی و از طرف جامعه روحانیت مبارز، حجتالاسلام سیدرضا تقوی و ابوترابی فرد، در کمیته هفت نفره بهعنوان نمایندگان جامعتین حضور دارند.
گروه هشت نفره نیز از نمایندگان تشکلها و احزاب تشکیل شده که هر تشکل سیاسی نماینده خود را برای پیوستن به این گروه معرفی کرده است. فعالیت آنها اجرایی است و به همین ساختاری که برای این دوره طراحی و تدوین شده است، میتواند در جهت اتحاد بین اصولگرایان مؤثر واقع شود.
به ساختار کمیته 8 + 7 اشاره کردید. چرا وحدت اصولگرایان فقط در ایام انتخابات مطرح میشود؟
بر این باورم که وحدت باید در طول سال ادامه پیدا کند و نباید آن را مقطعی تعریف کرد. بنابراین امیدوارم این حرکت برای همیشه ادامه یابد و تنها در آستانه انتخابات نقش ایفاء نکند. چرا که باید در مواردی مهم موضعگیری کرد و این موضع گیریها باید در چهارچوب وحدت مطرح شود.
منظور شما چهنوع موضعگیریهایی است؟
بیشتر موضعگیریهای کلان، بهویژه در خصوص ولایت فقیه و استکبارستیزی.
پس این ساختار بعد از انتخابات نیز ادامه خواهد یافت؟
باید برای بررسی اختلاف دیدگاهها، چهرههای شاخص ورود پیدا کنند و در جهت وحدت نقش ایفاء کنند، بنابراین امیدواریم این حرکت کماکان ادامه یابد و مقطعی تعریف نشود.
مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بر تقوای جمعی تأکید کردند. جنابعالی تقوی جمعی در فعالیتهای سیاسی را چگونه بررسی میکنید؟
حضرت حق پشتیبان جمع و گروهی است که تقوی را در کارها و فعالیتهای خود لحاظ میکنند، زیرا لازمه پیشرفت و رسیدن به اهداف، تقوی الهی است.
با توجه به حضور اصولگرایان در حاکمیت و اینکه این جریان در انتخابات مختلف مورد استقبال مردم قرار گرفته، آیا به باز تعریف مجدد اصولگرایی اعتقاد دارید؟ و اینکه آیا این باز تعریف میتواند به اصولگرایان کمک کند.
باز تعریف اصولگرایی موضوع جدیدی نیست. پیش از این نیز از طرف بعضی افراد غیرمسئول، این مسأله مطرح شده بود که نیاز به باز تعریف مجدد اصولگرایی داریم. تعریف اینها از اصولگرایی، آن است که نیروهای سنتی کنار روند که این تحلیل غلط است و نباید به این موضوع دامن زد. چرا که اصولگرایی از متن انقلاب شکل گرفته است، البته اختلاف سلیقههایی وجود دارد، اما با بازتعریف اصولگرایی معنایی ندارد.
عدهای معتقدند جامعتین بهویژه جامعه روحانیت مبارز، مخالف بازتعریف اصولگرایی است؟ پاسخ شما در قبال این نقطه نظراتی که در فضای سیاسی کشور مطرح میشود چیست؟
جامعتین از مصادیق بارز تشکلهای اصولگراست و امتحانات خود را در دوران مختلف، بهخصوص در جنگ سخت و نرم، بهخوبی پس داده و همواره بر حفظ اسلام ناب محمدی تأکید دارد، اما بعضی نقطه نظرات شخصی اعمال میشود که جهتدار است