|
2
3
|
| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
پاسخگوي عطش صادق مخاطبان باشيد/آیتالله عبدالله جوادیآملی
اغلب رسانهها در دنیای کنونی تلاش میکنند که اخبار و پدیدههای واقعی را دروغ و دروغ را واقعیت جلوه دهند، ظلم را عدل و عدل را ظلم نشان دهند، بیبند و باری را آزادی دانسته و وابستگی را استقلال معرفی کنند یا نیکی و زیبایی را زشت و زشتی را زیبایی نشان دهند و بالأخره حق را باطل و باطل را حق بدانند.
بر این اساس رسالت رسانهها در کشور اسلامی، تهیه دو عنصر اصلی صدق خبری و صدق مخبری است؛ یعنی هم خبرهای واقعی و راست را تحصیل کنند و هم واقعنگر و راستگو باشند. خبرهای راست را از راههای تخصصی آن، میتوان فراهم کرد چون یک کار علمی است؛ اما راست گویی را نمیتوان از راه علمی تحصیل کرد؛ یعنی ممکن نیست کسی بتواند در حوزه یا دانشگاه درس بخواند و تنها با درس راستگو شود. راستگویی را باید در مسجد و حسینیه و مناجات و نماز و زمزمه با خدا فراهم کرد.
علم و فن تهیه خبر و چگونگی اطلاعرسانی را با چند سال درس خواندن میتوان فراهم کرد؛ اما راستگو بودن کار آسانی نیست که انسان خود را نفروشد و در تهیه و پردازش و ارائه خبر پایش نلغزد و به انحراف کشیده نشود.
وظیفه رسانهها؛ پاسخگویی به عطش صادق مخاطبان
مسئولان هنر و رسانه اولا باید عطش مخاطب را بشناسند و ببینند صادق است یا کاذب تا متناسب با آن پاسخ دهند و ثانیا عطش صادق در مخاطب ایجاد کنند؛ زیرا هنگامی که عطش صادق در انسان ایجاد شود و دائما زیادتر گردد، چشمه آب از درون انسان جاری خواهد شد. مولوی در اینباره میگوید:
آب کم جو تشنگی آور بهدست/ تا بجوشد آبت از بالا و پست
آنهایی که بهدنبال آب هستند باید بدانند که آب با سراب و لعاب فرق دارد، لعب در فرهنگ قرآن یعنی بازی. واژه لعب و لعاب از یک ریشه است؛ لعاب گرچه نمی در دهان ایجاد میکند؛ اما کسی را سیر نمیکند. عدهای با لعاب دهان بازی میکنند، این بازی گرچه لذتی برای آنها دارد، ولی هیچ تشنهای با آن سیراب نمیشود. اصحاب رسانه باید بدانند هرکاری که نام خدا و یاد خدا در آن نباشد مثل لعاب دهان است که کسی را سیراب نمیکند.
اگر در کارهای رسانهای، نه در آغاز کار سخن از خدا بود و نه در انجام کار سخن از خدا بود و نه در مسیر سخن از خدا بود، آن کار نه تأثیرگذار خواهد بود و نه ماندگار؛ زیرا چنین حرکتی در حقیقت رکود و جمود است.
خودشناسی؛ وظیفه اصلی اصحاب رسانه و فرهنگ
هنر فرع بر هنرمند است، اگر هنرمند خود را نشناسد هرگز نمیتواند هنرآفرین باشد. سرمایه هنر در درون همه ما وجود دارد. اینکه در بیان نورانی امیر مؤمنان (سلاماللهعلیه) آمده است که انبیاء آمدهاند تا دفینهها و گنجینههای عقلی انسانها را شکوفا کنند، یکی از آن گنجینهها، گنجینههای هنری صادق است و شکوفایی هنر صادق به این است که محتوای آن با فطرت الهی انسان هماهنگ باشد و اگر مخالف آن بود، هنر کاذب خواهد بود.
هنر کاذب با ضعف و نابودی قوای جسمی انسان نابود، و در دوران پیری فرسوده خواهد شد. اینکه میبینید بعضی هنرمندان در دوران پیری واقعا پیر میشوند و برخی دیگر با گذشت زمان جوانتر میشوند و به تعبیر جناب فردوسی: به دانش دل پیر برنا شود؛ سرّش این است کسی که بهدنبال هنر کاذب برود، با افت جوانی سرمایه را از دست میدهد اما کسی که بهدنبال هنر صادق برود با رشد سن، عاقلتر و برازندهتر و هنرمندتر میشود، مطالب تازهتری عرضه میکند. چنین فردی اگر چه از نظر جسمی پیر شده اما آثار هنریاش روز به روز نوتر و جوانتر خواهد شد.
وظیفه هنر؛ شکوفا کردن عقل
هنر یا از وهم و خیال برمیخیزد یا از عقل. هنری که از وهم و خیال برخاسته است فقط تماشاچی تربیت میکند اما هنری که از عقل برمیخیزد، عبرتگیر تربیت میکند. هنر راستین وقتی از آبشار عقل شروع شد، وهم و خیال را سیراب میکند و از طریق وهم و خیال به حس میرسد و تماشاچی را عبرتگیر میکند. از طرف دیگر انسان را از حس به خیال و از خیال به عقل میبرد و عاقل تربیت میکند.
عاقل شدن مربوط به انسانهای عادی است؛ اما آن چیزی که مخصوص بزرگان و اولیای الهی است عاقل شدن نیست بلکه عاشق شدن است. همانگونه که میدانید عقل از بهترین نعمتهای خداست. عقل در مقابل عشق نیست؛ اگر کسی عاشق میشود پیش از آنکه عاشق شود، عاقل بوده است. این عاقل است که عاشق میشود. اگر عقل راکد و ساکن باشد راه بهجایی نمیبرد اما اگر چیزی باعث پرواز عقل شود، همین عقل است که عاشق میشود نه وهم و خیال و نه شهوت و غضب. نظامی میگوید:
عشق آینه بلند نور است/ شهوت ز حساب عشق دور است
مسئولیت خطیر اصحاب فرهنگ و رسانه
هنر، نعمت خدادادی است و این نعمت خداداد همراه با مسئولیت است. نعمتها، مأموران الهیاند لذا اگر کسی حقشناسی نکند و آن هنر را در راه صحیح بهکار نبرد ممکن است خدا او را با همین نعمت بگیرد؛ برای اینکه کل هویت انسان سرباز خداوند است. بیان نورانی حضرت امیر (سلامالله علیه) این است که فرمود: «و اعلموا عبادالله أن جوارحکم جنوده» بدانید اعضا و جوارح شما، زبان و دهان و چشم و گوش شما، سربازان خدایند. او اگر خواست شما را بگیرد، با حرفهای خودتان، با زبان خودتان شما را میگیرد. او از جای دیگر لشکرکشی نمیکند، بلکه کاری میکند که حرفی بزنید تا آبرویتان برود یا امضایی کنید که آبرویتان برود یا با پایتان جایی بروید که گرفتار شوید.
بنابراین اگر درون و بیرون شما سربازان اوست، نعمتی که خداوند به شما داده سرباز اوست و او برای گرفتن شما از جای دیگر لشکرکشی نمیکند، بلکه با همین لشگر نعمت خود شما را میگیرد؛ پس باید متوجه مسئولیت خطیر خود و مراقب اعمال خویش باشید