|
178
179
|
| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
مخاطرات آینده رسانهای و سیاسی کشور در گفتوگو با عباس سلیمینمین
رسانه باید با فساد مبارزه کند/علی رجبی
صبح یک روز تابستانی در دفتر مطالعات و تدوین تاریخ انقلاب اسلامی مهمان مدیر این مرکز بودم. همنشینی با عباس سلیمی نمین، برای هر فعال حوزه رسانه، فرصت مغتنمی است. شور و حرارت ایشان را در بیان مسائل و نقد فضای سیاسی و رسانهای کشور در مصاحبههای رودررو نیز میتوانید بهوضوح ببینید. آنچه در ادامه میخوانید خلاصهای است از ٩٠ دقیقه گفتوگوی پنجره با عباس سلیمینمین.
برای پیشبینی آینده سیاسی کشور چه ملزوماتی را باید مورد توجه قرار بدهیم؟
پیشبینی مسائل اقتصاد و فرهنگی را به سهولت میتوان انجام داد اما پیشبینی مسائل سیاسی، از سختترین و دشوارترین کارهاست؛ چون به مولفههای مختلفی وابسته است. اما صرف نظر از آنچه گفته شد، با رصد بعضی عوامل میتوان گفت؛ اگر بعضی روالها به همین منوال تغییر کند یا ثابت بماند، میتوان درکی از آنچه در آینده خواهیم داشت، به دست بیاوریم. در شرایط کنونی، روند مسائل سیاسی در کشور به گونهای است که رشد روزافزونی را متوجه ساختار و هم بنده قدرت یا همان مردم رقم میزند. البته، به این معنی نیست که ما با آفتهاي جدي در كشور مواجه نيستيم و نخواهیم بود؛ اما خوشبختانه تاکنون این آفات نتوانسته ساختار قدرت در کشور را آلوده کرده و آن را در مسیری قرار بدهد که در تعارض با مبانی انقلاب اسلامی بشود. در آینده هم میتوان این مهم را متصور بود. در مسائل سیاسی اگر ما به دو عامل توجه جدی نکنیم، میتواند صحنه را تغییر بدهد. این دو عامل عبارتاند از: آگاهی بخشی بهجامعه از طریق رسانههای قوی و اصلاح ساختار سیاسی کشور از طریق بستن راههای نفوذ فسادانگیز به قانون.
درباره رسانه صحبت کردید. روند فعلی رسانهها را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا روند فعلی آگاهی بخشی رسانه، روند مطلوبی است؟
درست است که ملتی ارزشمند داریم که پایبندی خودش به ارزشها و انقلاب را کاملا نشان داده ولی عملکرد دقیق این ملت منوط به آگاهی اوست. ما باید اطلاعات لازم برای جامعه را به طور شفاف و رفته رفته در اختیار مردم قرار بدهیم تا حساسیت لازم را نسبت به مسائل داشته باشند. لازمه دادن آگاهی بهجامعه این است که اطلاعات بهتدریج به مردم تزریق شود. در حال حاضر رسانهها بهصورت غیرتدریجی اطلاعات مهم را در اختیار مخاطبان قرار میدهند. بهطوریکه در نزدیکی انتخاباتها، جامعه بهصورت غیرطبیعی با حجم بالایی از اطلاعات روبهرو میشود که فضا را ملتهب میکند. البته خود این انتخاباتها منشا خیر است و رقابتی که در زمان آن انجام میگیرد باعث رشد سیاسی کشور البته بهصورت نامتوزان میشود. ما در آینده میتوانیم با ایجاد بستری مناسب برای تزریق متوازن اطلاعات در طول سال، زمینه رشد سیاسی بيشتر و البته متوازن را فراهم کنیم.
همیشه از زبان سیاستمداران میشنویم که میگویند مردم کشور آگاه به شرایط هستند. آیا برای آنکه بتوانیم سطح رشد سیاسی مردم کشور در دهه آینده را در سطح مطلوب نگاه داریم، نیازی به اصلاح ساختار رسانهها در دهه پیشرو احساس نمیشود؟
اگر همین روند در آینده ادامه پیدا کند و تأثیر تدریجی ثروت در انتخابات را بیش از پیش شاهد باشیم، این آگاهیهای در آستانه انتخابات هم نخواهد توانست بهطور قابلقبول، به مقابله با پیوندهای میان ثروت و قدرت که مقام معظم رهبری به آن اشاره کردند، بیانجامد. بهنظر من اگر جلوي تأثیر روزافزون ثروت در انتخابات گرفته نشود میتواند موهبت بزرگ انتخابات را که همان رشد سیاسی جامعه است از ما بگیرد. یک ملت آگاه میتواند آینده سیاسی خود را تضمین کند. اگر میخواهیم جامعه در آینده سیاسی خود بهدرستی عمل کند باید هزینه داشتن رسانههای قوی را بپردازیم. ما الان حاضر نیستیم روزنامههای قویای داشته باشیم که بتوانند بهجامعه اطلاعات روشن و شفاف بدهند.
آیا این رسانه قوی که شما از لزوم بهوجود آمدن آن در آینده سخن میگویید همان بحث کهنه رسانه آزاد است؟
خیر؛ منظور من از روزنامه قوی، روزنامههایی هستند که اداره آن توسط افرادی است که بدون تعلقات دنیوی و حزبی، دغدغه اصلیشان اطلاعرسانی و حفظ سلامت جامعه باشد. ادارهکنندگان این رسانهها باید افرادی متعلق به همین نظام، دلسوز و در عینحال بدون وابستگی مالی و سیاسی به حزب، دسته یا گروه خاصی باشند تا در مسیر سالمسازی شور از پلشتیها قدم برداریم. بهنظر من از این دسته رسانهها در حال حاضر نداریم؛ البته منظور من از این جمله اسائه ادب به بعضي دوستان روزنامهنگار که با دغدغه فعالیت میکنند، نیست. ما امروز شاهدیم خیلی از صاحبان روزنامهها فقط صفحه 1 و 2 برایشان اهمیت دارد و بهدنبال کیفیت مطالب دیگر رسانه خود نیستند. بهطور مشخص همین مثالی که زدم نشان میدهد که رسانههای امروزی نتوانستند روندی صحیح در اطلاعات بخشی بهجامعه داشته باشند. البته روزنامههایی هم داریم که حرفهای عمل میکنند اما جهتگیریشان در راستای اهداف انقلاب نیست. بیشتر نگاهشان بهسوی غرب و رهنمودهای آن برای اداره جامعه است. اینگونه رسانهها به نظام تعهدی ندارند و دستکم میتوان گفت که اینها در جهت سالمسازی ساختار جمهوری اسلامی بر نخواهند آمد. بهطور جدی میتوان گفت در حال حاضر وضعیت رسانهای کشور مخاطرهآمیز است به طوریکه در آینده نمیتوان از فضای فعلی برای رشد کشور بهره برد.
وضعیت رسانههای مجازی را چطور ارزیابی میکنید؟
وضعیت سایتها و خبرگزاریهای مجازی فاجعهبارتر است؛ چراکه نه ادبیات خبری درستی دارند و نه اصول خاص سیاسی و حرفهای را دنبال میکنند! اینگونه به همریختگی، در خبررسانی اینترنتی، باعث به همخوردن تعادل جامعه و در نهایت سرخوردگی مردم خواهد شد. حتی رسانههای همسو با جهتگیری انقلاب نیز همینطور هستند. اکثریت افرادی که امروز رسانهها را مدیریت میکنند، با اصول اولیه حرفهی خبرنویسی ناآشنا هستند. ما اگر بهدنبال این هستیم که با رصد و پیشبینی آینده سیاسی کشور از رخداد بعضی مسائل ناخوشایند جلوگیری کنیم، از همین امروز باید بهدنبال تصحیح همین رویه معمول در رسانهها باشیم. در حال حاضر با پیگیری مداوم رسانهها و علیالخصوص رسانههای مجازی بهجای آنکه اطلاعات شفاف به شما برسد، از وضعیت موجود کشور دلزدگی در شما ایجاد میشود. این رفتار غیرحرفهای در حالی صورت میگیرد که انتظار درست از رسانه این است که اطلاعات را بهصورت تدریجی، مداوم و آرامشبخش به مردم منتقل کند. امروز تناقضاتی در روند آگاهی بخشی از طریق رسانهها به مردم منتقل شده که متأسفانه هیچکس از بهوجود آمدن آن احساس خطر نمیکند. در حال حاضر توسط دولت چیزی نزدیک به 450 میلیارد تومان یارانه برای تداوم موجودیت رسانهها، که رسالت اصلیشان سالمسازی جامعه است، داده میشود و از طرفی دیگر چند برابر همین مبلغ از وزارتخانهها به رسانهها تزریق میشود تا آنها را آلوده کند!
چهکسی باید جلوی این رفتارهای غلط را بگیرد؟
شعور سیاسی حکم میکند وقتی این مقدار سرمایه کشور هزینه میشود تا رکنی به نام مطبوعات برای سالمسازی کشور ایجاد شود، با کسانیکه این چنین بهدنبال آلوده کردن رسانهها هستند، برخورد شود. اما نهادهای متولی همچون قوه قضاییه و معاونت مطبوعاتی ارشاد هیچ کاری نمیکنند. من با وجود آنکه ساختار نظام را آنقدر محکم میبینم که قطعا این مشکلات نمیتواند در روند کلی آن ايجاد خلل کند؛ اما همواره نگران هستم که این اقدامات نادرست، در تضعیف ساختار درست فعلی کشور، نقش ایفا کند. وقتی رهبری نسبت به عواقب پیوند خوردن باندهای قدرت و ثروت در مجلس هشدار میدهد چهکسی جز رسانه باید بهدنبال انتشار اطلاعرسانی سالم برای جلوگیری از ایجاد این پیوند باشد؟ رسانههای ما اینقدر نامتوازن و غیرحرفهای حرکت کردند که حتی نهیب رهبری، مبنی بر لزوم برخورد با فضای تهمت و افترا را بهدنبال داشت. امروز با ادامه یافتن عملکرد غلط رسانه، مردم کمکم از رسانهها فاصله میگیرند. این کنار رفتن رسانه، باعث شده تا فلان مداح، بشود تریبون آگاهیبخشی جامعه! چون کسانیکه میخواهند جریانسازی سیاسی بکنند، وقتی میبینند تیراژ روزنامهها پایین آمده، بهدنبال این هستند که جایگاهی جایگزین را برای رساندن حرف خود به مردم و ایجاد فضا و موج در جامعه ایجاد کنند. همین است که فلان مداح معروف که کارش چیز دیگری است، میشود منبع دادن آگاهی و اطلاعات! وقتیکه ابزار عوض شود، افراد بهسمتی میروند که، به هر کسی که میتواند حرف آنها را در تریبونی ولو غیرمرتبط بزند، میدان ميدهند. در همین دولت آقای احمدینژاد، شاهد بودیم که سرمایهگذاری بسیار جدی بر روی مداحان انجام شد، تا رقبا را از میدان به در کنند؛ که البته چوب خدا صدا ندارد و امروز شاهدیم که گریبان خودشان را گرفته است.
از صحبتهای شما اینطور برداشت میشود که رسانههای ما آنچنان که باید، نتوانستهاند موفق باشند؛ چراکه نقش نظارتی آنها بسیار کمرنگ شده است. نظر شما بهعنوان یک فعال رسانهای، درباره تضعیف اینجایگاه چیست؟
مطبوعات میتوانند نقش نظارتی را به خوبی اجرا کنند. دستگاههای نظارتی از آنجا که در همه جا حضور ندارند، باید ممنون رسانههایی باشند که به تکمیل وظیفه آنها مجانی کمک میکنند! فضای فعلی ما در مطبوعات بهگونهای است که هم میگوییم باید باشد و هم میگوییم نباشد. اگر میگوییم باشد؛ باید به پیشنیازهای آن تن بدهیم. بعضیها میگویند نباید باشد؛ چون در آنها امکان نفوذ هست. البته نفوذ در مطبوعات صورت گرفته اما این کمكاري متوجه وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی است؛ چراکه شایسته نیست بهخاطر یک بینماز درمسجد را ببندند. آنوقت ما بهجای آنکه بیاییم و به مطبوعات کمک کنیم تا بهعنوان بازویی نظارتی عمل کنند، کسی را در رأس معاونت مطبوعاتی قرار میدهیم که آشنایی چندانی با مطبوعات ندارد و در کل بهصورت گترهای در حوزه مطبوعات عمل میشود. با تمام این محالات، شناخت نسبی من از ساختار سیاسی نظام، این نوید را به من میدهد که بهسمت خوبی حرکت خواهیم کرد؛ حتی اگر فرض کنیم در تمامی لایههای میانی فساد نمایان شود، این اطمینان فکری را داریم که به لایههای اصلی کشور نمیرسد. اینکه مردم بهخاطر فساد مدیران پایین دست و میانی از نظام دلسرد شوند و مشارکت سیاسی آنها کاهش یابد برای نظام خسران بزرگی است. بنابراین ما باید با ابزاری بهنام مطبوعات قوی در جهت رفع فساد برآییم.
شما صحبت از لزوم اصلاح ساختار در آینده کردید. برای خوانندگان ما، این عامل دوم که در ابتدا به آن اشاره کردید را بیشتر توضیح بدهید.
عامل دومی که برای من مهم است اصلاح ساختار سیاسی کشور از طریق بستن راههای نفوذ فسادانگیز به قانون است. ما باید سعی کنیم هر جا قانون، راه نفوذی دارد، سریعا آن را بپوشانیم. هر نظامی باید در مواجهه با تجربیات و پدیدههای جدید خود را تقویت کند. منظور من این است که باید در مواجهه با پدیدههای جدید، آنها را قانونمند کنیم و راه سوءاستفاده احتمالی را ببندیم. بهنظر من با ادامه یافتن روند فعلی در تدوین قوانین و مقررات، کشور در دهه آینده دچار مشکل خواهد شد. در واقع ما نظامی ارزشمند با سرمایه بسیار زیادی داریم که بهجای آنکه بهدنبال تقویت این سرمایه اولیه عظیم باشیم، در حال کاستن از آن و هزینه کردن از این سرمایه در مقاطع مختلف هستیم. برای افزایش سرمایه کشور باید مدام بهدنبال آن باشیم که کاستیهای قانون را با قانونهای جدید بپوشانیم. متأسفانه ما تجربیات غلط را دوباره تجربه میکنیم. به طور مثال هیچگاه درصدد بر نیامدیم منافذی را که در دولت آقای هاشمی موجب شد تا ایشان رفته رفته از انقلاب گرفته شود ببندیم و قانون تدوین کنیم. و ادامه دادن همان روند و بازگذاشتن منافذ قانون باعث شد همان روش، آقای خاتمی را نیز از ما بگیرد. بدتر از همه این است که هنوز در دولت آقای احمدی نژاد هم این کاستیها ادامه دارد. وقتی میبینیم که کاستی در قوانین و مقررات وجود دارد؛ بهطوریکه رخنه در نهادهای مختلف ممکن است، باید این منافذ را ببندیم.