|
158
159
|
| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
آیندهای پر امید برای جهان معاصر از نگاه امام خمینی (رحمتاللهعلیه)
فردا از آن ماست/ سیدعباس فاطمی
در عصر ظهور اندیشههای به اصطلاح رهاییبخش مارکسیستی و سوسیالیستی و در اوج پدیدار شدن فرهنگ و تمدن اومانیستی و افیون معرفیشدن دین و سقوط خانواده و در روزگار غربت اخلاق و در پایان قرن سیزدهم هجری قمری و خاموشی حوزههای دینی در جهان مسیحیت، ناباورانه، نوری خیرهکننده چشمهای نگران بشر را در پایان هزاره دوم میلادی روشن کرد.
اگرچه مطلع این نور، ریشه در 14 قرن مبارزه، جهاد و شهادت روحانیت شیعه داشت و عنصر امید در لایهلایه اعتقادات شیعیان عینیت داشته و تا ظهور آخرین منجی از نسل امام حسین (علیهالسلام)، حیاتبخش نهضت شیعه خواهد بود؛ اما در سالهای پایانی هزاره دوم میلادی؛ این روحالله الموسوی الخمینی (رحمتاللهعلیه) بود که با کولهباری از تجربه مبارزات صدها ساله روحانیت شیعه؛ بهویژه نهضتهای 100 ساله اخیر به میدان آمده و جهان را بهلرزه درآورد و انقلابی برپا داشت؛ «انقلابی به نام خدا».
مشکلات سر راه بهحدی بود که امام خمینی (رحمتاللهعلیه) در پاریس و در گفتوگو با رسانههای مختلف جهانی، خوشبینانه صحبت از زمان 20 ساله برای بازسازی و اصلاح امور کرد. 20 سال در شرایطی که پیشبینی جنگ هشت ساله و درگیریها و مسائل سالهای 58 و 59 نیز در آن لحاظ نشده بود.
امام با رهبری خردمندانه خود، امتی دیگر ساخت. به یکباره پس از گذشت 25 سال، شاهد تغییرات شگرف در مردمی بودیم که با نفس قدسی امام، متحول شده بودند. مردمی که با گذشت 10 سال از پیروزی انقلاب، پرشورتر از قبل بهدنبال رشد و اعتلای کشور و اسلام عزیز بوده و در این راه سر از پا نمیشناختند.
امام اولین گام برای بازگشت ملت ایران بهجامعه ایرانی – اسلامی را اصلاح نگرش و سپس رفتار مردم میدانست. لذا در جهت این امر بیانات متعددی در دیدار اقشار مختلف بهویژه صنعتگران، نظامیان و فرهنگیان داشتند. ایشان در دیدار با سه تن از مخترعین جوان فرمودند:
«خداوند تأیید کند شما را، و مهم این است که ایرانیها بفهمند که خودشان مىتوانند کار بکنند. در این طول زمان، این معنا را همچو کرده بودند که ایرانیها چیزى نیستند و باید همه، همه چیز را بروند از خارج بیاورند، از اروپا بیاورند، از آمریکا بیاورند.»
در بیاناتی دیگر امام فرمودند: «ما را در غفلت و در خواب نگه داشتند که ما هیچیک از امور صنعتى را قادر بر تحققش نیستیم. ملت ما فقط لُولِهِنْگ [نوعى آفتابه] مىتواند بسازد. کار دیگر از او نمىآید. باور کرده بود این ملت بیچاره روى تبلیغاتى که قدرتهاى پیشرفته و بزرگى کرده بودند. و تبلیغات داخلى که وابستگان به آنقدرتها کرده بودند به اینکه ما باید همه چیزمان از خارج باشد.»
امام خمینی و تأکید بر هوش برتر ایرانیان
بیان مسائل و چرایی علل وابستگی و عقب ماندگی چیزی را تغییر نمیداد. امام توجه دادن اقشار دانشگاهی، صنعتگر، نظامی، سیاسی و بهویژه جوانان را به اين نكته مهم که حقیقتا ایرانیان چیزی از ملتهای موفق در دانش و فنآوری کم ندارند و واقعا کمتر از ملتهای دیگر نیستند، اجتنابناپذیر دانستند و بارها مورد تأکید قرار دادند. امام هیچوقت برتری نژادی و چیزهایی از این دست را ارزش نمیدانستند. اما برای خروج از بنبست «نمیتوانیم» و «امکان ندارد» چارهای جز یادآوری داشتهها نداشتند. لذا همواره تأکید میفرمودند:
«ایران افرادش، مردمش از سایر افراد، کمتر نیستند، بلکه از بسیارى از نژادها بالاترند. لکن نگذاشتند که این استعدادها بهکار بیفتد. باید استعدادها را بهکار بیندازند، و دولت و ملت تأیید کنند از این کسانى که اختراع و ابداع مىکنند تا - إنشاءالله - ایران خودش همهچیز را بسازد و مستقل بشود... مادامى که ما محتاجیم از دیگران چیز بگیریم مستقل نیستیم. مادامى که ما زراعتمان به اندازهاى نشود که دستمان پیش دیگران دراز نباشد، وابسته هستیم. تا ما نتوانیم صنعت خودمان را برسانیم به آنجایى که دیگر محتاج به دیگران نباشیم، وابستهایم. باید همه کوشش کنیم. آنهایى که مخترع هستند، آنهایى که متفکر هستند، زارعین، کارخانهدارها، همه کوشش کنند که خودشان کار خودشان را انجام بدهند.»
امام عزیز با وجود آنکه به بشر مسلمان و مؤمن به خدا، اعتقاد داشتند، اما در عینحال کمتر به تفاوتهای نژادی و امثالهم اهمیت میدادند. اما برخی مواقع برای آنکه زنگارهای یأس را از ذهنهای بیمار ملت بزدایند به موضوع برتری نژاد ایرانیان اشاراتی داشتند که بیتأثیر در موفقیتهای بعدی ملت ما نبود. ایشان در این زمینه میفرمایند:
«بفهمید این معنا را که نژاد ژِرْمَن از نژاد آریا بالاتر نیست. و غربیها از ما بالاتر نیستند، زودتر کار راه انداختند. مشغول بشوید و کار را انجام بدهید. ژاپن همین معنا را مبتلا بود و بعد بیدار شد و اراده کرد و شد یک مملکت صنعتى که الان صنعت او مقابله مىکند با آمریکا. هندوستان بیدار شد با اینکه از همین نژادهایى بود که غیرعربى بودند و غیرآلمانى و غیرژرمنى بودند که آنها مىگفتند اینها اَبَر هستند و اینها نمىتوانند، وقتى ملتشان خواست، شد؛ شما هم بخواهید مىشود. خواستید که سلطنت جائر پهلوى نباشد و شد و از بین رفت. خواستید که قدرتهاى دیگر بر شما و بر ذخایر شما سلطه نداشته باشند، همینطور شد و الان سلطه ندارند...»
اتکال به خدا و اعتماد به نفس، راه رسیدن به استقلال
حضرت امام استقلال کامل کشور و رفع نقیصههای فنی و تکنولوژیک را تنها با اتکال به خدا و اعتماد به نفس جوانان و دانشمندان ایرانی ممکن میدانستند. ایشان مکررا میفرمودند:
«رژیم سابق باید بگوییم که رژیم بازدارنده بود نسبت به جوانهاى ما، آنها را نه اینکه نمىخواست رشد بدهد، آنها را مىخواست متوقف کند بهنفع ابرقدرتها. و لهذا همه جهات این کشور وابسته شد، و با چپاولهاى بسیار زیاد، وابستگان به آن رژیم فرار کردند و یک کشورى که ورشکسته بود تقریبا، به دست شما جوانان دادند، و شما جوانان برومند کشور هستید که باید جبران آن نقیصههایى که در طول تاریخ این دو جنایتکار، پدر و پسر جنایتکار به این کشور وارد شد جبران کنید. و عمده این است که شما دو جهت را در نظر بگیرید که من کرارا عرض کردم، یکى اعتماد به خداى تبارک و تعالى، که وقتى که براى او بخواهید کار بکنید به شما کمک مىکند، راه را براى شما باز مىکند، در هر رشته که هستید راههاى هدایت را به شما الهام مىکند، و یکى اتکال به نفس، اعتماد به خودتان. شما خودتان جوانهایى هستید که مىتوانید همه کارها را انجام بدهید. مخترعین ما مىتوانند در سطح بالا اختراع بکنند. مبتکرین ما مىتوانند در سطح بالا ابتکار کنند، به شرط اینکه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند، و معتقد بشوند به اینکه «مىتوانیم». در رژیم سابق «نمىتوانیم» را در بین همه قشرها شایع کردند، به همه گفتند «ما نمىتوانیم» و باید تواناها بیایند و به ما تعلیم بدهند، آنها هم که مىآمدند تعلیم نمىدادند، شماها را وابسته مىکردند.»
با این نگاه بود که حضرت امام از مسئولین کشور خواستند تا زمینه رشد و ارتقای جوانان برای رسیدن به بالاترین ارزشهای اخلاقی، اعتقادی و علمی و هنری را فراهم کنند. لذا فرمودند:
«من به همه مسئولین و دستاندرکاران سفارش مىکنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقاى اخلاقى و اعتقادى و علمى و هنرى جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهى کنید؛ و روح استقلال و خودکفایى را در آنان زنده نگه دارید. مبادا اساتید و معلمینى که بهوسیله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهیدهاند، تحقیر و سرزنش نمایند و خداى ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجیها بت بتراشند و روحیه پیروى و تقلید و گدا صفتى را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. بهجاى اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم، به هویت انسانى خود توجه کنند و روح توانایى و راه و رسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانستهایم آنهمه هنرآفرینى و اختراعات و پیشرفتها داشته باشیم. إنشاءالله در شرایط بهتر زمینه کافى براى رشد استعداد و تحقیقات را در همه امور فراهم مىسازیم. مبارزه علمى براى جوانان زنده کردن روح جستوجو و کشف واقعیتها و حقیقتهاست. و اما مبارزه عملى آنان در بهترین صحنههاى زندگى و جهاد و شهادت شکل گرفته است.»
فردای بهتر
بنیانگذار جمهوری اسلامی با تقویت روحیه خودباوری در ملت آنان را بهصورت واقعی در مسیر رشد علمی و صنعتی هدایت میکردند. امام بهدنبال جهشهای غیر قابل انجام در این مسیر نبودند، لذا به ملت مسیر رشد علمی و صنعتی را پله کانی نشان داده و میفرمودند:
«... شما متوقع نباشید که همین امروز بتوانید طیاره درست کنید. میگ درست کنید. البته الان نمىشود، اما مأیوس نباشید از اینکه مىتوانیم درست کنیم. باید بیدار بشوید، بروید دنبال اینکه آن صنایع پیشرفته را خودتان درست بکنید. وقتى این فکر در یک ملتى پیدا شد و این اراده در یک ملتى پیدا شد، کوشش مىکند و دنبال کوشش این مطلب حاصل مىشود.»
یأس آفت موفقیت
امام ضمن توجه دادن مردم به لزوم امیدوار بودن، با پدیده جدی ترویج یأس و ناامیدی در بین مردم مقابله میکردند و در هر فرصتی به سمزدایی و مقابله با یأسآفرینی میپرداختند. ایشان در این زمینه میفرمودند:
«... یأس از جنود ابلیس است، یعنى شیطانها انسان را به یأس وامىدارند. همین ابلیسهایى که مىبینید در طول تاریخ ملتهاى ضعیف را مأیوس کردهاند. همینهایى که به ملتهاى ضعیف تزریق کردند که ما هیچ نمىدانیم و هیچ نمىتوانیم. همینهایى که به ملتهاى ضعیف بهواسطه وابستگیشان به خارج گفتند که ما باید غربى باشیم. ما ارتشمان هم باید از غرب برایش یک کسى بیاید. کارخانههایمان هم باید از غرب بیاید راهش بیندازد. ما باید این جنود ابلیس را کنار بزنیم. و امید، که از جنودالله است در خودمان زنده بکنیم. به خودمان امیدوار باشیم. تکیه به اراده خودمان بکنیم. تابع اراده دیگران نباشیم.»
امام راحل وظیفه همه نویسندگان و گویندگان را، انتقال روح خودباوری و توانستن میدانستند و میفرمودند:
«امید در خودتان ایجاد کنید. نویسندههاى ما، گویندگان ما همهشان دنبال این باشند که به این ملت امید بدهند؛ مأیوس نکنند ملت را. بگویند توانا هستیم. نگویند ناتوان هستیم. بگویند خودمان مىتوانیم و واقع همینطور است، مىتوانیم. اراده باید بکنیم.
... اطمینان در ملت ایجاد کنند. استقلال روحى در ملت ایجاد کنند. اگر این خدمت را این رسانههاى گروهى، این مطبوعات، این نویسندگان، این گویندگان، این اطمینان را در ملت ایجاد کنند ما تا آخر پیروز هستیم... باید این ملت را امیدوار کرد، و باید مطمئن کرد ملت را.»
این تأکیدات امام زمینهساز حضور قدرتمندانه ایران در عرصه ساخت تجهیزات نظامی مورد نیاز در دوران دفاع مقدس و سپس کسب موفقیتهای پیاپی در دانش هستهای، سلولهای بنیادی، نانو تکنولوژی، سدسازی، صنایع هوا فضا و پرتاب ماهواره امید و رصد و... شد. سرعت رشد علمی کشور، چنان بالاست که تمام مراکز ارزیابی پیشرفتهای علمی کشورها قاطعانه به این موفقیتها اذعان کرده و هر روز منتظر اعلام موفقیتهای جدید از سوی ایران هستند.
امام خمینی و نوید آیندهای پر امید برای جهانیان
افق نگاه امام محدود به ایران نبود. امام از ایران حرکت اصلاحی خود را آغاز کرد، ولی بهدنبال نجات بشریت بود. ایشان حتی قبل از پیروزی بر رژیم ستمشاهی و در زمانی که هنوز نامی از اسراییل به گوش بسیاری از رهبران سیاسی منطقه نرسیده بود، خطر صهیونیسم را گوشزد میکردند.
ایشان انقلاب اسلامی را نمونه کاملی از آنچه مسلمانان باید داشته باشند دانسته و میفرمودند:
«بحمدالله از برکت انقلاب اسلامى ایران دریچههاى نور و امید به روى همه مسلمانان جهان باز شده است؛ و مىرود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودى را بر سر همه مستکبران فرو ریزد...»
و نیز فرمودند: «من باید... از تمام اقشار ملت تشکر کنم که یک ملت نمونه هستند. و امید است که این ملت نمونه اسباب این بشود که انقلاباتى در ایران، در دنیا پیدا بشود زیادتر از آنى که الان هست.»
ایشان نهتنها مسلمانان، بلکه جهانیان را مخاطب خود قرارداده و نجات آنان را رهایی از اسارت ایدئولوژیهای مادی اعم از کمونیسم و... دانستهاند. ایشان در سخنانی مستضعفان را خطاب قرار داده از آنان خواستند برای ایجاد دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد از سلطه جباران و زورگویان باشند. ایشان میفرمودند:
«و شما اى مستضعفان جهان و اى کشورهاى اسلامى و مسلمانان جهان بهپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوى تبلیغاتى ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم مىکنند، از کشور خود برانید؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ و به سوى یک دولت اسلامى با جمهوریهاى آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همه مستکبران جهان را بهجاى خود خواهید نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که خداوند تعالى وعده فرموده است.»
امام راحل در فرازی دیگر از وصیتنامه خود، ملتهای اسلامی را خطاب قرار داده فرمودهاند:
«وصیت من به ملتهاى کشورهاى اسلامى است که انتظار نداشته باشید که از خارج کسى به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتى که آزادى و استقلال را تحقق مىبخشد، قیام کنید. و علماى اعلام و خطباى محترم کشورهاى اسلامى دولتها را دعوت کنند که از وابستگى به قدرتهاى بزرگ خارجى خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزى را در آغوش خواهند کشید. و نیز ملتها را دعوت به وحدت کنند؛ و از نژادپرستى که مخالف دستور اسلام است، بپرهیزند؛ و با برادران ایمانى خود در هر کشورى و با هر نژادى که هستند، دست برادرى دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده. و اگر این برادرى ایمانى با همت دولتها و ملتها و با تأیید خداوند متعال روزى تحقق یابد، خواهید دید که بزرگترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل مىدهند. به امید روزى که با خواست پروردگار عالم این برادرى و برابرى حاصل شود...»
امام و بیداری اسلامی
تزریق روح خودباوری از یک سو و زدن تلنگرهای بیدار باش به ملتهای عقب نگه داشته شده جهان سوم در جملات بعدی حضرت امام (رحمتاللهعلیه) بهطور شفاف نمایان است:
«... تا بیدار نشویم از این خواب و تا توجه به این نکنیم که ما هم انسان هستیم، و ما هم شخصیت داریم و ما هم ملتهاى بزرگ هستیم، ما هم، مسلمین هم یک میلیارد تقریبا جمعیت با همه وسایل دارند، تا این معنا را ما باورمان نیاید، نمىرویم دنبال کار. یک جمعیتى اگر نشستند و دستشان را دراز کردند پیش یک جمعیتهاى دیگر که بده به ما، تمام همشان این بود که هرچه مىخواهد از خارج بیایند و بدهند به شما و ذخایر شما را از اینجا ببرند در ازاى آن چیزى که مىدهند، این ملت اگر یک میلیون سال هم زندگى بکند همان حال اول است، تنبل بار مىآید، بى اراده بار مىآید. این تبلیغات دامنهدارى که کردند و حالا هم باز مىکنند، به گوش شما نباید برود. شما باید بیدار بشوید و از این خوابى که بیشتر از چند صد سال به ما تزریق کردند و ما را خواب کردند. اول قدم این است که ما بیدار بشویم.
باید کارهاى خودمان را انجام بدهیم. مدتى مىگذرد و ما خودمان صنعتگر خواهیم شد. آنهایى که این صنعتهاى بزرگ را درست کردند، آنها هم انسانهاى یک سر و دو گوشى هستند که مثل سایر انسانهایند منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند. قبل از اینکه ما بیدار بشویم آنها بیدار شدند. و هم خودشان را صرف این کردند که با ایادى خودشان مستقیما یا به غیرمستقیم ما را غافل کنند. ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمىتوانید. حتى تزریق کنند که شما نمىتوانید حکومت کنید. شما نمىتوانید یک حکومت صحیح داشته باشید. شما نمىتوانید یک نظام صحیح داشته باشید. شما نمىتوانید یک صنعتى داشته باشید. اگر ما از این خواب بیدار نشویم، هرچه فریاد بزنیم فایده ندارد.»
رهبر کبیر انقلاب در فراز دیگری از وصیتنامه خود خبر از بیدار شدن مسلمانان داده و میفرمایند:
«... اکنون ملتهاى محروم جهان بیدار شدهاند و طولى نخواهد کشید که این بیداریها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطه ستمگران مستکبر نجات خواهند داد. و شما مسلمانانِ پایبند به ارزشهاى اسلامى مىبینید که جدایى و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان مىدهد؛ و مغزهاى متفکر بومى بهکار افتاده و بهسوى خودکفایى پیشروى مىکند و آنچهکارشناسان خائن غربى و شرقى براى ملت ما محال جلوه مىدادند، امروز بهطور چشمگیرى با دست و فکر ملت انجام گرفته و إنشاءالله تعالى در دراز مدت انجام خواهد گرفت.»
امام و صدور انقلاب
دغدغه لزوم صدور انقلاب نزد امام راحل با دیگران فرق اساسی داشت. آنچه که امام از صدور انقلاب مطرح میکرد، صدور فرهنگ انقلاب بود و ربطی به کشورگشایی نداشت.
«ما به تمام جهان تجربههایمان را صادر مىکنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچکترین چشمداشتى، به مبارزان راه حق انتقال مىدهیم و مسلما محصول صدور این تجربهها، جز شکوفههاى پیروزى و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام براى ملتهاى دربند نیست.»
پیام نهایی امام
پیام نهایی امام به آیندگان چنین بود:
«... راه طولانى است، و قوى باشید، قدرتمند باشید؛ ارادهتان قوى باشد. إنشاءالله که این چهرههاى نورانى ذخیره براى اسلام باشد و متصل بشود این زمان به زمان ظهور مهدى - سلامالله علیه.»