| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
نظارت بر رسانه ملي، مشكلات برنامههاي نمايشي، نقدپذيري سياست در رسانه، فتنه٨٨، كروبي، موسوي، احمدينژاد و... در گفتوگوی تفصیلی با مهندس سیدعزتالله ضرغامی
حاشیه جذاب است اما رسانه متعهد یعني متن/سيدمرتضي فاطمي
خبری را شنیدم که شاید شما در جریان نباشید. اینکه آقای ضرغامی یک دستور درون سازمانی درباره حجاب داده. این مسأله درست است؟
نه، شایعه است. اینکه عرض میکنم مربوط به سال 83 و در مورد تولیدات سازمان است. امروز با افتخار میگوئیم علیرغم همه تبلیغات دشمن در سطح جامعه مشکل بدحجابی در سیما نداریم. برخی به ما انتقاد میکنند که زنهایی که شما در تلویزیون نشان میدهید، با واقعیت خارجی جامعه مطابقت ندارند! بله شما در خیابان که حرکت میکنید، بسیاری از زنها را طور دیگری میبینید؛ ولی در تلویزیون - بازیگران سریالها و مجریها - آنگونه نیستند؛ دلیلش این است که صداوسیما باید الگوسازی کند. ما اینجا الگوسازی میکنیم، حجاب خوب را نشان میدهیم. همین حجاب خوب باید متنوع باشد. مصوبه کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم در خصوص ساماندهی مد و لباس، این وظیفه را به عهده صداوسیما گذاشته که بتواند حجاب اسلامی را در مدها و رنگهای متنوع و مختلف بهخصوص برای جوانان، معرفی کند تا اقبال بیشتری به حجاب اسلامی شود. البته چادر حجاب برتر است و ما امروز در مورد بسیاری از نقشهای نمایشی از چادر استفاده میکنیم که نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته و بهصورت یک فرهنگ غالب درآمده است که پیش از این در صداوسیما نبود؛ اما در کنار آن، ترویج حجاب اسلامی متنوع را طبق وظیفه قانونی خود انجام میدهیم؛ حالا یک نفر سلیقهاش اینطور است که اگر یک روسری آبی ببیند خیال میکند که این اشکال دارد، ولی نه هیچ اشکالی ندارد. برخی طرحهای زیبای لباس و روسری و مقنعه کامل، هیچ اشکال شرعی ندارد و وظیفه ماست که این تنوع را تبلیغ کنیم. اما اگر کسی بگوید که زنان جامعه، بهدلیل هزار مشکل اجتماعی از جمله تأثیرپذیری فرهنگی، تصویری متفاوت با آنچه در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی به تصویر کشیده میشود، دارند، بازهم عقبنشینی نمیکنیم و میگوییم که داریم برای جامعه الگوسازی میکنیم.
و حتما قبول دارید که در برخی برنامهها هم مشکلاتی دیده میشود.
اگر استثنایی دیده شود، تخلف است. در هر کاری تخلف صورت بگیرد، برخورد شده و اصلاح میشود. بعضی مواقع، بهخصوص در مورد کارهای تاریخی، کارگردان اصرار میکند و میگوید که این صحنه را باید اینطور در بیاورم؛ در نتیجه میبینیم که بعضی سکانسها حذف میشوند. در بعضی مواقع نگران میشوم وقتی میبینم برخی دوستان و همفکران ما که باید در تحقق دستورات اسلامی و سیاستهای فکری و عقیدتی پشتیبان رسانه ملی باشند؛ موضعی انتقادی میگیرند، یعنی بهجای اینکه یک موضع حمایتی بگیرند که اگر صداوسیما سختگیری کرده و این سکانس را حذف کرده بهخاطر مسأله حجاب و یا بهخاطر یک کلام نامربوط بوده است خودشان تریبونی میشوند برای کسانیکه این مسأله را زیر سؤال میبرند. این رفتار متناقض را معمولا در تریبونهای همفکران خودمان میبینیم که قابلتوجیه نیست.
در حوزه کارهای نظارتی، سختگیریهای ما زیاد است و در بسیاری از برنامهها وضعیت گریم خیلی بهتر شده است. الان کمتر میتوان آرایش را در چهره بازیگران و مجریان دید و به واقع آرایش معنا ندارد. بازیگر باید گریم متناسب با نقش را داشته باشد. امری که در گذشته بیشتر با آرایش انجام میشد تا گریم. اما خیلی مواقع مسائل پیشبینی نشده و بیرونی باعث میشود تصور کنیم تخلفی صورت گرفته است. ما گروههای نظارتی تشکیل دادیم. آنها سر صحنه رفتهاند و از خانمهایی که مسئول این کار هستند، بازدید کرده و دیدهاند که هیچگونه آرایشی نیست، گریم هم بسیار منطقی و مطلوب است، اما هنگام پخش بهدلیل عدم تنظیم درست رنگهای مانیتورها و گیرندهها احساس میشود که آرایش غلیظی صورت گرفته است؛ در واقع در کنتراست رنگ چنین اتفاقی میافتد.
من هم با نظر شما موافقم؛ از نظر حجاب شرعی و عرفی در سازمان مشکل حادی نداریم. ولی در بحث عفاف و حیا مشکلاتی وجود دارد، نه فقط در سیما که در صدا هم هست. بهعنوان مثال ممکن است حجاب رعایت شده باشد اما شاهد حرکات، لحنها و یا ورود به حریمهایی هستیم که عفاف و حیا را خدشهدار میکند.
حجاب، بخشی از عفاف است و بخش مهمی هم هست. در بحث روابط بین زن و مرد بهخصوص در کارهای نمایشی، ما باید بیشتر کار کنیم. اغلب در گفتوگو با شخصیتهای دینی، حوزههای علمیه و روحانیت یکی از مباحثی که مطرح میکنم این است که در کار نمایشی رابطه بین زن و مرد را چگونه باید نشان داد؟ رابطه زن و شوهر، رابطه مادر و فرزند و یا رابطه صمیمی بین خواهر و برادر.
مردم از ما پذیرفتهاند که زنان را با حجاب کامل حتی در رختخواب نشان دهیم. اما وقتی میخواهیم روابط عاطفی و حسی را نشان دهیم، چه باید بکنیم؟ در کشور ما متأسفانه بعضی از نگاهها افراطی است. مثلا یک عالم مجتهد در یک جلسه به ما گفت : اخبار گفتن خانمها چون یک عده را تحریک میکند خلاف شرع است. و یا امام جمعه محترم دیگری میگوید فیلمهای خارجی بهدلیل بیحجابی زنان، مطلقا نباید نشان داده شوند.
البته ما این نظرات را اجرا نمیکنیم، بهعنوان یک نظر محترم هستند، اما ملاک ما نظرات حضرت امام (رحمتاللهعلیه) و رهبری (مدظلهالعالی) در این زمینه است.
اما آیا واقعا یک گوینده خبر ممکن است برای عدهای تحریککننده باشد؟ اگر اینطور باشد، آن عده باید خودشان را اصلاح کنند! اگر کسی با نگاه کردن به گوینده خبر دچار آزار و اذیت میشود یا نباید نگاه کند یا باید خودش را اصلاح کند.
بهنظر شما آیا میتوان بهخاطر برخی نکات مهمتر، از پارهای خط قرمزها صرفنظر کرد؟
بهطور کلی نه! ولی اصل با محتوا و تأثیرگذاری نهائی پیام یک فیلم و یا سریال است، سریال دکتر قریب از کارهایی بود که رهبری در یک جلسهای از آن اعلام رضایت کردند. این سریال مربوط به زندگی و خدمات دکتر محمد قریب است و بسیاری از صحنههای این مجموعه در بیمارستان کنار مریضها، پرستارها و منطبق با حال و هوای سالهای دور تصویر شده. شخصا همیشه نگران نحوه نمایش این روابط بودم، بسیاری از روابط، روابطی عاطفی و حسی بود؛ ولی رهبری فرمودند که این سریال کار خوبی بوده، نه اینکه اشکال نداشته باشد. من چندینبار که از ایشان در مورد اینگونه مشکلات سؤال کردم، رهبری فرمایش بسیار بلند و حکیمانهای داشتند و فرمودند: همه این ضوابط باید رعایت شوند، ولی دقت کنید به آن پیام اصلی که منتقل میشود. در مورد سریال یوسف هم به ایشان عرض کردم که آرایش همسر فرعون زیاد است و یک جاهایی خود ما به آن اشکال داریم، ایشان فرمودند: اگر آن پیام کلی و معنوی که منتقل میشود، برتری و تفوق خود را نشان دهد، این مسائل میتواند قابلاغماض باشد.
پس شاخص در این زمینه تفوق پیام بر ظاهر است؟
بله. شاخص این است، اما این شاخص معنایش آن نیست که در آن زمینه زیادهروی کنیم، من فکر میکنم ما در حوزه نمایش هنوز نیاز داریم که حوزههای علمیه و شخصیتهای علمی ما کار کنند. بالأخره وقتی یک پدر و دختر، یک مادر و پسر، یک زن و شوهر به هم میرسند، چه باید بکنند؟
ظاهرا شما تلاشهایی در این مسیر داشتید تا یکسری ایرادات را مرتفع کنید...
بله ما در این حوزهها خیلی کار کردیم، بهنظر من روز به روز روشهای مناسبتری را با مبانی دینی تجربه میکنیم و خداوند هم توفیقات خوبی داده است. نظرسنجیها نشان میدهد که تولیدات نمایشی مثل فیلم و سریال بالاترین درصد جذب مخاطب را دارند. البته ممکن است بعضی برنامههای گفتوگو محور بهدلیل شرایطی که دارند و در مقاطع خاص؛ مخاطب خیلی زیادی داشته باشند که همین الان در صداوسیما برخی از آنها را داریم. اما کارهای نمایشی نوعا مخاطب بالاتری دارند.
با توجه به نیازی که در کار نمایش احساس میشد و پیچیدگیهایی که داشت، سرمایهگذاری ویژهای انجام دادیم، الان تقریبا تولید برنامههای نمایشی ما نسبت به ابتدای دورهای که من آمدم، به بیش از پنج برابر رسیده.
حتی در حوزه تولید انیمیشن که کار پیچیده و سختی است و هزینه بالایی هم میخواهد، توفیقات خوبی داشتیم.
در زمینه پخش آثار نمایشی هم نسبت به گذشته رشد زیادی داشتهایم، یعنی در سال 82 که سال قبل از مسئولیتم در رسانه ملی بود، پخش برنامههای نمایشی حدود 3 هزار و 500 ساعت بود، اما امروز تقریبا بیش از 40 هزار ساعت پخش برنامههای نمایشی داریم؛ یعنی بیش از 10 برابر. تنوع تولیدات ما در حوزههای مختلف زیاد شده، تولید برنامههای نمایشی مانند فیلم، سریال و انیمیشن پنج برابر سال 82 و میزان پخش برنامههای نمایشی بیش از 10 برابر آن است. نسبت پخش سریال ایرانی به خارجی از نسبت 1 به 2 به نسبت 2 به 1 تغییر یافته و بسیاری از ساختارهای متنوع که نتیجه نوآوری همکاران برای ارتباط مؤثر با مخاطب است با موفقیت همراه بوده است. مثلا در مجموعههای معارفی، سریالهای معارفی بهمعنای خاص که به موضوعات دینی و معارفی بپردازد، نداشتیم. ما از سریال «کمکم کن» شروع کردیم، بعد سریالهایی از قبیل او یک فرشته بود، آخرین گناه، روز حسرت، اغماء، صاحبدلان و... ، مجموعههایی بودند که اتفاقا برای اولینبار موضوعاتی مثل شیطان، برزخ و آخرت را موضوع قرار دادند که هیچوقت در یک سریال جذاب با یک درام مشخص ارائه نشده بودند. البته این ایده، ابتدای کار سختیهای خودش را داشت و با اعتراضات زیادی هم مواجه شد. مثلا در سریال اغماء ابتدا برخی علماء اعتراض کردند، برخی از شخصیتها فکر میکردند اینکه ما شیطان را نشان میدهیم یا به شیطان میگوییم الیاس، یعنی یک اسم مذهبی روی شیطان گذاشتهایم، کار نادرستی است. در حالی که شیطان به صورتهای مختلف درمیآید و طبیعی است وقتی میخواهد یک انسان مؤمن را منحرف کند، باید ظاهر و اسم و همهچیزش شبیه او باشد.
برای اولینبار برنامههای شبانه از حالت اپیزودیک خارج شد و به صورت یک قصه و درام واحد درآمد. این روند با سریالهایی مثل نرگس شروع شد و با مجموعههایی مثل دلنوازان، رستگاران، ترانه مادری و... ادامه پیدا کرد که اینها همه با مخاطبهایی نوعا بالای 70 درصد و رضایتمندیهایی بین 80 تا 90 درصد، جزو موفقترین برنامههای رسانه ملی بودند. در بسیاری از حوزههای سیاسی ملاحظه میکنید که برخی نیازها به بهترین نحو در یک کار دراماتیک صورت گرفته که نمونههایش سریالهایی مثل «ارمغان تاریکی» یا «مرگ تدریجی یک رؤیا» است. برخی مستندها مثل مستند گرگها که ماهیت ضدانسانی و پلید منافقین را برای انسانهای فعلی و آینده روشن کرد نیز از کارهای خوب سیاسی است.
در کارهای نمایشی، کمیت را بالا بردیم و همزمان با آن در ساختارها نیز تنوع ایجاد کردیم. مثلا در مورد طنز، یکی دو گروه بودند که کار میکردند، اما امروز حداقل 10 گروه هستند که کارهای خوبی ارائه میدهند. در کارهای نمایشی اغلب فکر میکنیم هر کار نمایشی باید کاری فاخر مثل مختار باشد. حالا نمیخواهم راجع به سریال مختار صحبت کنم، این سریال احتیاج به یک بحث مستقلی دارد. آن قدر در سریال مختار پیامهای سیاسی، حکومتی و درسها و عبرتهای جامعه هست که به نظر من هر قسمت آن میتواند موضوع دهها سخنرانی و مقاله قرار بگیرد. مختارنامه کار برجسته، فاخر و استثنایی است و آقای میرباقری، یک ظرفیت استثنایی در کشور هستند و یک کار بینظیری را سامان دادند، کاری که از هر لحاظ میتواند برای کارهای نمایشی کشور تراز باشد اما در کنار این، مجموعهای داريم مثل ستایش و حتی دیگر سریالهایی که من نمیخواهم اسم ببرم یا مجموعههای طنزی که ممکن است برخی از مخاطبان احساس کنند یک مقدار سطحی است، ولی آنها هم مخاطب خاص خودشان را دارند و با رضایتمندیهای بالا. برخی دوستان بعضا به ستایش برخی برنامههای ماهوارهای میپردازند که غیر از ابتذال و نمایش روابط بسیار شنیع غیراخلاقی و سطحیترین قصهها و درامها چیز دیگری ندارد. آن وقت از صداوسیما سؤال میکنند که شما چرا این چنین سریالهایی نمیسازید؟ ! در حالیکه اگر یک مقدار دقت کنند؛ متوجه میشوند که آن سریالها فوقالعاده سطحی هستند. مردم به انواع و اقسام ژانرها و البته کیفیتها نیاز دارند، گاه نخبگان ما، در سطح اساتید دانشگاه و دانشجویان، مخاطب همین برنامهها هستند. چون یک آدم نخبه هم وقتی به منزل میرود، الزاما نمیخواهد کارهای سنگین و جدی ببیند، دنبال همین برنامههای مفرحی است که یک مقدار ساده مسائل را مطرح میکنند. بنابراین ما در حوزه نمایش با توجه به مخاطبشناسی درستی که انجام دادیم توانستیم نیازهای واقعی مردم را ارزیابی کنیم. از این رو هم به لحاظ کمی و کیفی و هم به لحاظ ورود به ساختارهای مختلف، فکر میکنم کار سازمان، کار موفقی بوده است.
به بحث مخاطب اشاره کردید، شما مخاطبین رسانه ملی را رصد میکنید و حتما دستهبندی هم دارید، اگر امکان دارد یک گزارشی از رصد مخاطبین رسانهای توسط مدیریت سازمان یا مجموعه سازمان بدهید و بگویید اصالت از دید شما با کدام طیف از مخاطبان است؟
برای ارزیابی کار رسانهای و بهخصوص کار نمایشی، همهچیز باید با هم دیده شود و نمیتوان گفت که اصالت با کدام است. مخاطب هم یکی از این مسائل است. اولا برنامهای که دیده نشود، به درد نمیخورد. منتها بعضیها بلافاصله بحث اصالت مخاطب را بهگونهای مطرح میکنند گویی آنچه مهم است فقط میزان مخاطب است. نه، میزان مخاطب به تنهائی هیچ وقت اصالت ندارد. اولین سؤالی که در ارزیابی مطرح میشود هدفگذاری آن و پیامهایی است که میخواهد منتقل کند.
بنابراین مهندسی پیام، جزو اصول کار ماست. پیامی خوب مهندسی میشود که بتواند غیرمستقیم باشد. پیام غیرمستقیم، نهادینه شده و در دل و جان مخاطب مینشیند، البته پیامهای مستقیم هم تأثیرگذاری خاص خود را دارند. یکی از کارهای موفق خارجی، سریال کلید اسرار بود که اتفاقا سریال سادهای است و موضوع مکافات عمل را تکرار میکند، مردم هم از آن استقبال کردند. یکی از شخصیتهای برجسته کشور به من گفت کلید اسرار برنامه خوبی است، گفتم حاج آقا، پیامهایش خیلی مستقیم و تکراری هستند و ضمنا قسمتهای بد زیادی هم دارد که آنها را حذف میکنیم. چون این ساختار مورد توجه بخشی از جامعه قرار گرفت، مشابه آن را با مزیتهای بیشتر تولید کردیم مانند سریال «شاید برای شما اتفاق بیافتد» که سریال پرمخاطبی هم شده است.
شما میزان دیده شدن این برنامهها را از طریق نظرسنجی رصد میکنید؟
بله. مرکز نظرسنجی سازمان، از معتبرترین مراکز نظرسنجی کشور است. و بهطور مستمر در سطح تهران و استانهای کشور بازخورد مناسب مخاطبان را از زوایای گوناگون به مدیران و برنامهسازان ارائه میدهد.
برویم سراغ مقوله نقد، شما بهعنوان رییس رسانه ملی چقدر به نقد اعتقاد دارید، آیا از نقد استقبال میکنید؟
بدون تردید رسانه با نقد پیش میرود. این مسأله در مورد هر فعالیت و حوزه و سازمان دیگری به نوبه خود صادق است، اما در کار رسانه که دارای ابعاد متنوع و ساختار منشوری است، فقط با اظهارنظر و نقد عالمانه میتوان کار را ارتقا داد. رسانه ملی بهعنوان پلی بین مردم و مسئولین، همواره یکی از رویکردهای جدیاش نقد سالم است. بنابراین در بسیاری مواقع اگر قرار است رسانه ملی مورد نقد قرار بگیرد، باید از این جهت نقد شود که آیا نقادی میکند یا نه؟ اگر نقادی میکند، عالمانه است؟ دلسوزانه است؟ و یا اینکه سیاهنمایی میکند.
چند وقت پیش سخنرانیای راجع به شهید مطهری داشتم در حضور همسر ایشان، بعدها مکرر به من گفتند که بهترین تعابیری که در طول این 30 سال راجع به شهید مطهری شنیدهاند در همین سخنرانی بوده است. این مدال افتخاری برای من است، زیرا خود را از مریدان شهید مطهری میدانم و خدا را شکر میکنم که از دوران جوانی تا امروز، با آثار ایشان آشنا شده؛ آنها را تدریس کردهام و سخنرانیای نیست که یادی از آن شهید بزرگوار نکنم. مطلب من در آن سخنرانی این بود که استاد مطهری، شهید راه نقد بود. اولین بار بود که بحثی با این صراحت تئوریزه میشد. به اعتقاد من شهید مطهری ویژگیهای برجسته زیادی داشت که همه را با هم جمع کرده بود، ولی آن چیزی که مطهری را شهید کرد، نقد بود؛ نقد مردانه. نقد مردانه را هم تبیین کردم با همین واژه مردانه. اولا وقتی میخواست کسی را نقد کند مردانگی از خودش نشان میداد؛ یعنی چه؟ یعنی نامردی در حق آن فرد نمیکرد. نامردی نکردن به چه معنا؟ یعنی اینکه حرف طرف مقابلش را درست مطرح میکرد و کم و زیاد نمیکرد. آیا امروز در فضای نقادی ما اینگونه است؟ آیا اگر میخواهند کسی را نقد کنند، تمام حرفهایش را کامل کنار هم میگذارند؟
همین گفتوگویی که امروز من با شما میکنم و شما منعکس میکنید، آیا اگر کسی خواست صحبت من را نقد کند، تمام حرفهای من را کنار هم میگذارد؟
نقد مردانه وجه دومی هم دارد یعنی او در نقد به قدری قوی و همجانبه و مستدل عمل میکرد که جایی برای توجیه و فرار طرف مقابل نمیگذاشت. حجت را تمام میکرد. به همین دلیل او را تحمل نکردند.
شما علاوهبر معیارهای موجود برای تقسیمبندیهای مرسوم، نقد مردانه و نامردانه را هم به ادبیات منتقدان افزودید.
بله. من معتقدم در جامعه، اشخاص و سیاسیون را میتوان به مرد و نامرد و یا با شخصیت و بیشخصیت نیز تقسیم کرد. این تقسیمبندی در مورد هنرمندان کشور هم صادق است.
بحث نقد بود... .
بله بعضی از نقدها، نقدهای کارشناسی و دلسوزانه است. ما باید دست کسانی را که اینطور نقد میکنند ببوسیم. برخی منتقدان میدانند که من بعضا با آنها تماس گرفته و از نظراتشان بهرهمند شدهام. بعضی مواقع هم در روزنامهای نقد بسیار مردانهای میبینم که حسابی یک برنامه را نقد کرده و حرفهایش درست است و مثل یک نسیم ما را نوازش میدهد، مثل آبی است که به کویر سرازیر میشود، واقعا لذت میبرم و میگویم دفتر از طرف من از آن روزنامه یا نویسنده تشکر کند. بعضی مواقع هم مکتوب کردیم و بعضی مواقع هم هدیه فرستادیم. اما خیلی وقتها نقادیها، نقادیهای کاسبکارانه است، یعنی قرار است که زیرآب یک چیزی زده شود، قرار است یک مجموعهای دائما مورد حمله قرار بگیرد و سیاهنمایی شود و هیچچیز مثبت دیده نشود. در این موارد وقت را تلف نمیکنم چون احساس میکنم هرچه که میخوانم جز یکسری حرفهای بیاساس و دروغپردازی چیز دیگری نیست. فکر میکنم این روش میتواند برای همه باشد، یعنی گزینش کنيم کسانیکه حرفهای دلسوزانه و عالمانه میزنند، ولو موافق ما نباشند چون کارشان را صادقانه انجام میدهند به حرفهایشان توجه شود.
تا امروز که هفت سال و چند ماه از مسئولیت من میگذرد و روزانه دهها مقاله انتقادی حتی اتهامات بیاساس به صداوسیما وارد میشود، حتی یک شکایت از هیچ رسانهای نداشتهام. حتی روز اولی که آمدم تمام شکایتهایی را که از قبل در دستور کار سازمان بود لغو کردم. ( البته یک مورد تخلف شده بود و حرف من را گوش نکرده بودند)، یادی کنیم از مرحوم کردان خدا رحمتش کند، مطلع شدم که ایشان شکایتی را پیگیری میکرد و توجهی به دستور من در این خصوص نکرده بود؛ برخورد کردم. ظاهرا مربوط به شکایت از آقای محمدرضا خاتمی بود.
خیلیها میگویند چرا بعضی مسائل که راجع به سازمان مطرح شده، توضیح داده نمیشود، یا چرا تکذیب نمیشود، چون روزانه دهها مطلب خلاف واقع در مورد سازمان گفته میشود که حتی یک مورد هم تکذیب نمیشود.
معتقدیم دیگران باید حرف بزنند، مگر باید دائما همهچیز را تکذیب کرد، شنونده باید عاقل باشد و ببیند که واقعا این حرف نسبت به یک برنامه یا یک فرد یا یک جریان فکری منطق دارد یا نه. بعد هم اگر قرار باشد مرتب تکذیب کنیم، اینطور میشود، حرف یک سایت یا روزنامهای که شاید هزار مخاطب هم نداشته باشد، وقتی از طرف صدا و سیما تکذیب میشود، میلیونها نفر مخاطب پیدا میکند. بالأخره روشهای ژورنالیستی غربی را میشناسیم. ضمن اينكه اين تكذيبيه ها و پاسخ هاي مكتوب به رسانه ها ، داراي سابقه و تجربه ناموفقي در صدا و سيماست.
در گذشته بسياري از انتقادات رسانه اي نسبت به صدا و سيما به بيانيه هاي مفصل ، شديد اللحن و تند پاسخ داده مي شد و و يكي از معاونين نيز مرتباً درگير تنظيم اين بيانيه ها بود كه آثار منفي زيادي هم به همراه داشت.
امروز چنين رويه اي اصلاً در صدا و سيما وجود ندارد. در بسیاری از برنامههای ما منتقدان شرکت میکنند و در همان برنامههای زنده با صراحت هرچه تمامتر برنامههای صداوسیما را نقد میکنند، مدیریت صداوسیما را نقد میکنند. آخرین برنامهای که من دیدم در شبکه یک بود، آقای عظیمی انیمیشنساز خوب ما در پارک ملت صحبت میکرد و به شدت هم مدیریت را نقد میکرد. گفتند که این نظارتی که انجام میشود پدر ما را درآورده است، من این برنامه را دیدم و از این دوستان تشکر کردم و گفتم نقد به این میگویند. مردانه و شجاعانه بود، البته حرفش اشتباه بود و پاسخ داشت، منتها همین که از تریبون رسانه اینقدر صریح ما را نقد کرد، من لذت بردم. البته فایده دیگری هم داشت؛ من اگر میخواستم با هزار قسم و آیه به دستگاههای نظارتی ثابت کنم که نظارت در حین ساخت واقعاَ جدی است، به اندازه انتقادهای تند آقای عظیمی باورپذیر نبود!