| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
نگاهی به ناآرامیهای سوریه و علل و عوامل مؤثر در آن
سوریه و امتحان سخت مقاومت/ فریدالدین حدادعادل
کشور سوریه و دولت آقای بشار اسد، روزگار و امتحان سختی را پشت سر میگذارند. پس از شش ماه همچنان شهرهایی از این کشور ناآرام است. همسویی کشورهای غربی و عربی در این مسأله شایان توجه است. جریانها و جوامع مقید و متعصب سنی مذهب که بیشترشان گرایشهای سیاسی «اخوانی» دارند منشأ جمعیتی ناآرامیهای سوریه هستند ولی در این بین قدرتهای غربی و حکومتهای عربی در جستوجوی اهداف ذیل هستند:
1- مؤاخذه بشار اسد بهدلیل حمایت مستمر از جریان مقاومت در منطقه و بهطور خاص حزبالله لبنان.
2- جبران تغییر توازن سیاسی منطقه؛ شکستهای پی در پی حکومتهای وابسته به غرب بهویژه سقوط مبارک و بنعلی موجب شده است دولتهای محافظهکار و غربگرای منطقه، با هدف قرار دادن سوریه و شخص آقای بشار اسد بهطور مشخص، در پی جبران بخشی از ناکامیهای خود باشند.
3- محاصره ایران پس از حضور غربیها در عراق و افغانستان و قطع ارتباط ما با حزبالله و ناامن کردن مرزهای شمالی عراق شیعی. این مسأله اگرچه از قرائن پیدا بود ولی اذعان نماینده روسیه در ناتو به این مسأله، مهر تأییدی بر صحت گمانههای موجود زد.
4- انحراف اذهان منطقه از انقلابهای اصیل منطقه که ماهیتی اسلامی و ضدغربی دارند. با قرار دادن چهرهای ضداسراییلی و غیروابسته، مستقل و سالم، همچون اسد در کنار چهرههایی همچون بنعلی، علی عبدالله صالح و قذافی؛ تشخیص ماهیت قیامهای منطقه دشوار خواهد بود.
5- پرخاش به بشار اسد که رییس کشوری ضد اسراییلی، بدون وابستگی ارگانیک به غرب و بیبهره از اقتصاد نفتی است؛ برای کشورهای غربی و عربی فرصت مناسبی است که وجهه مردمی خود را بازسازی کنند. ملک عبدالله به همین دلیل در پیامی به اسد خواستار ملاطفت با مردم شده و دولت بحرین در کنار کویت و قطر، سفیر خود را از سوریه فراخوانده است.
ابزار و روش مخالفان سوریه در این هجمه در چند حربه قابلجمعبندی است:
الف- رسانه، ابزار مهم این مقابله است. رسانههای غربی و عربی بهطور کاملا هماهنگ به انعکاس اعتراضات و درگیریهای خیابانی میپردازند. تعداد زیاد شبکههای سیاسی و خبری عربی و در رأس آنها دو شبکه الجزیره و العربیه که بهطور واضح و کاملا هماهنگ عمل میکنند، موضع دولت سوریه را تضعیف کرده است. رسانهها بهطرز تأثیرگذاری به هدایت افکار عمومی جهان عرب میپردازند و در این حرکت موفق بودهاند.
اینترنت و یوتویوب نقش مؤثری در انعکاس و بزرگنمایی مسایل سوریه دارند و دولت نیز نمیتواند به کنترل این دو ابزار اطلاعرسانی بپردازد.
ب- بزرگنمایی مسایل در فضای بینالمللی و رسانهای، از شگردهای رایج مخالفان دولت سوریه است. از کوچکترین مسایل تا سرکوبهای جدی و شدید دولت، در هجمی وسیع منتشر میشود. این بزرگنمایی، امروز بهطور جدی فضای افکار عمومی و جهان عرب را تحتالشعاع قرار داده است.
ج- بیان دروغهای رسانهای، بخش دیگری از ترفندهای مخالفین است. بارزترین نمونه این خلافگوییها، انتشار خبر استعفای سفیر سوریه در فرانسه از سمت خود و یا پخش مصاحبه با چند نفر از افراد عادی در لباس افسران بلندپایه است. البته واکنش بهموقع دولت اسد بهخصوص وزیر اطلاعرسانی آن باعث شد این شیوه کمتر بهکار گرفته شود.
د- رسانههای طرفدار مخالفین بهطور منظم از انتشار اخبار فعالیتهای نظامی معارضین امتناع میکنند.
دبیرکل سازمان ملل که بشار اسد را به جنایت متهم کرده، هیچگاه به این مطلب اشاره نکرده است که اگر ارتشی در درگیریها 492 نفر از نیروهای خود را از دست بدهد، با مخالفان مسلح چه میکند. در هیچ شبکه تلویزیونی نیز اشاره نشد که گور دستهجمعی سربازان و افسران ارتش سوریه در نزدیکی مرز ترکیه بهدست چهکسی ایجاد شده است.
فضای نامناسب بینالمللی کنونی، شدیدتر از شرایط شش ماه پیش است. غربیها و دولتهای محافظهکار عرب، در ابتدای بحران نگران به قدرت رسیدن گروههای اخوانی تندرو بودند و سعی میکردند مسایل سوریه در حد تنبیه و تنبه بشار اسد و تضعیف سوریه محدود بماند اما اکنون بهنظر میرسد مخالفین دولت اسد علائم دوستانهای به ناظرین خارجی نشان دادهاند تا غربیها نسبت به آینده مدیریت سوریه آسودهخاطر شوند؛ به همین دلیل آنها اکنون بهراحتی از حذف اسد صحبت میکنند. مسایل سوریه، پیچیده و نسبت به قبل گستردهتر شده است؛ این در حالی است که انتظار میرفت سوریه بتواند با سرعت بیشتری مسایل را حل کند.
بخشی از دلایل این عدم موفقیت بهطور اجمال چنین است:
1- بشار اسد در انجام اصلاحاتی که پذیرفته و اعلام کرده است، از چیرگی و خبرگی اجرایی و رسانهای برخوردار نیست و معارضین با دریافت علائم اصلاحات جسورتر شده و با عدم تحقق عملی آن خشمگینتر شدهاند.
2- کنترل ناآرامیها در سوریه خشن است و بهتازگی پلیس و نیروهای امنیتی به روشهای کمتر خشن روی آوردهاند. دولت سوریه - بهخصوص در ابتدا - در کنترل اغتشاشات خیابانی تلفات جانی بالایی بر جای گذاشت که موجب افزایش انزجار عمومی شد.
3- در سوریه ماهوارهها بهطور فراگیر فضای خبری و تفننی خانوادهها را پر کردهاند. مردم اعتماد زیادی به ماهوارهها دارند و در نتیجه رسانههای خارجی توانستهاند باور عمومی مردم را اندک اندک جهتدهی کنند. عدم مقابله و مواجهه دولت با مقوله ماهواره امروز اثر سوء خود را نشان داده است. روزگاری تصور میشد ماهوارهها باعث سرگرمی و تفنن مردم شدهاند و به اعتقادات و مسایل سیاسی کاری ندارند، ولی اکنون دیده میشود که ماهوارهها توانستهاند مدعای مخالفین و گستره مخالفتها را بهصورت هدایتشده گسترش دهند.
4- دولت سوریه از ضعف رسانهای - خارجی و داخلی - رنج میبرد. امروز هیچ رسانه خبری بینالمللی به انتشار اخبار این دولت نمیپردازد. شبکههای ملی سوریه نیز در اقناع مخاطبان موفق نیستند. در سوریه بهتازگی ساخت فیلم و سریال شروع شده و قدرت اقناع عمومی فرهنگی دولتی ضعیف است و به همین دلیل ماهوارهها توانستهاند به کنترل افکار عمومی جامعه بپردازند.
همسویی عربستان سعودی، آمریکا، انگلیس، دولتهای حاشیه خلیجفارس و در نهایت اظهار خرسندی اسراییل از حوادث اخیر سوریه قابلفهم و توجه است. مسأله تعجببرانگیز، حمایت ترکیه از مخالفین تنها دولتی است که در طول 30 سال خاموشی و سکوت حکام عرب در قبال اسراییل، از مبارزین و مجاهدان فلسطینی و لبنانی حمایت کرده است. چگونه دولت ترکیه راضی شده است از معارضین سوری حمایت کند، در حالیکه آمریکا و اتحادیه اروپا و عربستان سعودی هم از آنها پشتیبانی میکنند؟ آیا ترکیه به امید جلب افکار عمومی جهان عرب با موج رسانهای غیراصیل منطقه همراه شده است؟ امید است سیاستهای اعلامی و اعمالی ترکیه با هم متفاوت باشند. در پایان تأکید بر این مسأله ضروری است که اگر سوریه در جنگ 33 روزه از حزبالله لبنان حمایت نکرده بود؛ اینک چنین تاوان سنگینی نمیداد و این حمله، تلافی آن ایستادگی است
روزهای سخت اسد و ميوه اردوغان
سوریه و رییسجمهوری جوان آن، «بشار اسد»، روزهای سختی را پشت سر میگذارند؛ روزهایی که برای آینده سوریه و منطقه مهم و سرنوشتساز است. سختی این روزها بیش از هر چیز به درهم تنیده شدن مسائل منطقهای و بازی مرموزانه برخی از کشورهای منطقه از جمله ترکیه و نخستوزیر آن، «رجب طیب اردوغان»، مربوط میشود:
1- تحولات سوریه از زمانی آغاز شد که سیاستمدارن غربی، رژیم صهیونیستی و برخی از بازیگران منطقهای، فضای بهوجود آمده پس از انقلابهای عربی را زمینه مساعدی برای سازماندهی اعتراضات مردمی علیه حکومت اسد دیدند. اینگونه بود که تماسها با برخی از سران قبایل، سلفیها و اخوان سوری برقرار شد و پس از ارسال کمکهای مادی و تسلیحاتی، جرقههای اولیه برای شکلدهی به اعتراضات زده شد. با این جرقهها بود که عملیات رسانهای، با هدف دعوت مردم به حضور در خیابانها آغاز شد و جریانی موازی از اعتراضات مردمی و اقدامات مسلحانه مخالفان شکل گرفت. در این میان، اقدامات نادرست دولت سوریه در نحوه برخورد با اعتراضات شکل گرفته، زمینه مساعدی برای شکلدهی به ترورها و قتلهای خیابانی تحریککننده توسط گروههای نامریی سازماندهی شده فراهم کرد تا تصاویر منتشر شده توسط گروه رسانهای از سرکوب اعتراضات و افراد به قتل رسیده که همگی بر گردن دولت سوریه انداخته شد، افکار عمومی جهان را برای اقدامهای بعدی آماده کند. اینگونه بود که مرحله اول طرح سرنگونی بشار به اجرا درآمد.
2- بازی مرموزانه ترکها هرچند پیشتر و در جنگهای داخلی لیبی آغاز شده است، اما این بازی در سوریه با وضوح بیشتری دیده میشود. بهنظر میرسد وقت چیدن میوه اردوغان رسیده است. اردوغان از آن دست اسلامگرایانی است که رابطه خوبی با ایالات متحده دارد! نمونههای اردوغان را پیشتر به وفور پس از پیروزی انقلاب اسلامی دیدهایم. رشد اردوغانیسم نهتنها ضربهای به منافع نظام سرمایهداری وارد نمیکند که میتواند در شرایط قدرت گرفتن اسلامگرایان غیرسکولار به عنوان جایگزینی مناسب مطرح شود؛ جایگزینی که ضربات خطرناک آمریکاستیزی اسلامگرایان غیرسکولار را میگیرد. اصولا اردوغانیسم مدل اصلاح شده غرب برای توسعه نظام سرمایهداری در جهان اسلام است و از این روی تلاش میشود تا بهعنوان جایگزین مدل جمهوری اسلامی در جهان اسلام تبلیغ شود. درست به همین دلیل است که درحالیکه اردوغان ژستهای محکم ضداسراییلی میگیرد، بهترین روابط اقتصادی را با رژیم صهیونیستی برقرار کرده است؛ ژستی که کمک شایانی به پیشبرد اهداف وی در جهان اسلام و مسأله فلسطین کرد. نقشآفرینی وی در رویدادهای جاری سوریه بیتردید در راستای نقشی است که از سوی ایالات متحده بر عهده دولتمردان ترک گذاشته شده است تا ترکها پس از خالی کردن زیرپای محور ایرانی سوری لبنانی مقاومت، خود را به عنصری مهم در معضل صلح خاورمیانه تبدیل کنند و پس از آن به ایفای نقش بپردازند تا شاید گره کور صلح خاورمیانه که در طی چند دهه گذشته بهدست مصر و عربستان باز نشد، اکنون بهدست ترکیه باز شود.
3- ورود یا عدم ورود ایران به تحولات سوریه، هریک تبعات خاص خود را بههمراه خواهد داشت. ورود ایران باعث آغاز جریان تبلیغاتی تازه علیه ایران و دولت اسد خواهد شد؛ جریانی که تلاش میکند مردم سوریه را به مقابله با دخالتهای یک کشور خارجی در مسأله داخلی خود تحریک کند و تصویری ضدانقلاب گونه از جمهوری اسلامی در مسیر انقلابهای عربی ایجاد کند و بدین وسیله ارتباط میان انقلابهای اصیل عربی را با انقلاب ایران از بین ببرد. عدم دخالت ایران نیز تکیهگاه بشار اسد جوان را که هماکنون خود را در مقابل اقدامات ایالات متحده، اروپا، ترکیه، عربستان سعودی و سایر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس تنها میبیند ضعیف میسازد.
بشار اسد این روزها در حالی اقدامات اصلاحی خود را آغاز کرده است که جریانهای خارجی و گروههای سازماندهی شده داخلی، تمایلی به موفقیت این اصلاحات ندارند و به همین دلیل تلاشهای خود را به ایجاد درگیریهای مسلحانه منعطف کردهاند تا علاوهبر گسترش دامنه نارضایتیهای داخلی، زمینه را برای دخالت خارجی و سرنگونی اسد فراهم کنند. مرحله دوم طرح آمریکایی صهیونیستی بیتردید سرنگونی، تسلیم یا تضعیف اسد است