|
78
79
|
| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
قرآن و عاشورا
كربلا و قرآني كه بر نيزه شد/ حجتالاسلام علیرضا محمدپور
هر قانون اساسی و برنامه کلی که برای اصلاح فرد یا جامعه مقرر میگردد، به ناچار بنابر شرایط گوناگون ـ که در زمانها و مکانهای مختلف پدیدار میگردد ـ نیازی مبرم به مبین و مفسری صاحب فن و توانا دارد. اوست که میباید با حفظ خطوط اصلی قانون اساسی، تدبیرات لازم را جهت پیشبرد جامعه بهسوی هدف و سعادت موردنظر اعمال کند.
بنابر مفاد حدیث شریف و متواتر «ثقلین»، قرآن کریم و اهلبیت (علیهمالسلام) عِدل یکدیگرند؛ قرآن کریم، امام صامت و امام (علیهالسلام) قرآن ناطق است.
قرآن کریم در تمام زمانها و مکانها راهنما و هادی است؛ بنابراین امام و پیشواست، امام معصوم (علیهالسلام) نیز از این خصوصیت برخوردار است که اگر اینگونه نباشد، این زمین آرام، اهلش را فرو میبرد. قرآن کریم که در تمام زمانها و مکانها بهترین برنامه و برترین قانون کلی برای سعادت دنیایی و آخرتی جوامع بشری است، از آن قاعده مهم پیشگفته مستثنی نبوده، مبینان و مفسرانی شایسته دارد که آنان نیز از سوی خالق این کتاب آسمانی برگزیده شدهاند؛ ایشان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امامان معصوم (علیهمالسلام) هستند؛ لذا قرآن کریم فرمود: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک إِلا رِجالا نُوحِی إِلَیهِمْ فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذکرِ إِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ. بِالْبَیناتِ وَ الزبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الذکرَ لِتُبَینَ لِلناسِ ما نُزلَ إِلَیهِمْ وَ لَعَلهُمْ یتَفَکرُونَ» و نیز فرمود: «... لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» هستند. هیچگاه از یکدیگر جدا نمیشوند.
قرآن کریم کلام خدا و مصون از خطا و اشتباه است و امام معصوم (علیهالسلام)، عِدل قرآن و معصوم است؛ کُنه سخن معصوم را تنها معصوم درمییابد، لذا فرمود: «إِنهُ لَقُرْآنٌ کرِیمٌ فِی کتابٍ مَکنُونٍ لا یمَسهُ إِلا الْمُطَهرُونَ تَنْزِیلٌ مِنْ رَب الْعالَمِینَ» آن، قرآن کریمى است، که در کتاب محفوظى جاى دارد، و جز پاکان نمىتوانند به آن دست زنند ـ دست یابند ـ آن از سوى پروردگار عالمیان نازل شده.
هر امام معصومی بنابر شرایط زمانی خاصی که در آن واقع است، مبین و مفسر قرآن کریم است؛ در نتیجه هر کاری را که انجام میدهد، شرح و تفسیر ناب و بهجایی از کلام خدا و اراده الهی در آن برهه از زمان است. این مسئولیت بزرگ در سیره امام (علیهالسلام) دو نوع ظهور دارد: الف) در گفتار و ب) در کردار.
امام حسین (علیهالسلام) یکی از این مفسرین و مبینین است که قرآن کریم در قول و فعل ایشان ظهور یافته است. قرآن، مردم را به رشد هدایت میکند: «یهدی إلی الرشد»، امام حسین (علیهالسلام) نیز میفرماید: «أُدعوکم ألی سبیل الرشاد». اگر قرآن حق و یقینی است؛ «وَ إِنهُ لَحَق الْیقِینِ» در زیارت امام حسین (علیهالسلام) نیز میخوانیم: آنقدر صادقانه و خالصانه عبادت کردی که به درجه یقین رسیدی؛ «حتی أتاک الیقین». اگر قرآن مقام شفاعت دارد؛ «نعم الشفیع القرآن» امام حسین (علیهالسلام) نیز مقام شفاعت دارد؛ «و أرزقنی شفاعه الحسین». اگر در دعای چهل و دوم صحیفه سجادیه درباره قرآن میخوانیم که پرچم نجات است؛ «عَلَم النجاه»، در زیارت امام حسین (علیهالسلام) نیز میخوانیم او پرچم هدایت است؛ «إنه رایه الهدی». قرآن کریم امر به معروف و نهی از منکر میکند: «فألقرآن آمر و زاجر»، امام حسین (علیهالسلام) نیز فرمود: «أُرید أن آمر بالمعروف و اَنهی عن المنکر».
حال با توجه به این مقدمه ما سعی میکنیم در وجوه مختلفی رابطه واقعه عاشورا را با قرآن کریم نشان دهیم:
الف) تجلی قرآن کریم در گفتار امام حسین (علیهالسلام):
امام حسین (علیهالسلام) در مسیر راه به مناسبتهای مختلف به آیات مختلفی از قرآن کریم اشاره داشتند. بهعنوان مثال:
1. وقتی نماینده یزید (مروان) در مدینه، تصمیم گرفت از امام حسین (علیهالسلام) بیعت بگیرد، امام (علیهالسلام) فرمود: «ویلک یا مروان إنک رجسٌ» وای بر تو، تو پلید هستی و ما خانوادهای هستیم که خداوند در شأن ما فرموده است: «إِنما یرِیدُ الله لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهرَکمْ تَطْهِیرا» همانا خداوند میخواهد که از شما اهلبیت، هر پلیدی (احتمالی، شک و شبههای) را بزداید و شما را چنانکه باید و شاید پاکیزه بدارد.
2. امام حسین (علیهالسلام) در پایان وصیتنامهای که قبل از حرکت به کربلا نوشتند، به این آیه استناد کردند: «وَ ما تَوْفِیقِی إِلا بِالله عَلَیهِ تَوَکلْتُ وَ إِلَیهِ أُنِیبُ» توفیق من بهجز به (اراده) خداوند نیست که بر او توکل کردهام و به او روی آوردهام.
3. همین که برای فرار از بیعت با یزید، از مدینه بهسوی مکه خارج شدند (28 رجب)، این آیه را تلاوت فرمودند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفا یتَرَقبُ قالَ رَب نَجنِی مِنَ الْقَوْمِ الظالِمِینَ» آنگاه که (موسی) از آنجا ترسان و نگران بیرون شد و گفت: پروردگارا مرا از قوم ستمگر نجات بده.
4. شیخ مفید (رحمتالله) میگوید: همین که امام حسین (علیهالسلام) بهسوی مدینه رهسپار شد، گروههایی از جن و فرشته برای یاری آن حضرت حاضر شدند، اما امام (علیهالسلام) این آیات را تلاوت فرمودند: « أَینَما تَکونُوا یدْرِککمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیدَه» هرجا که باشید ولو در برجهای استوار سر به فلک کشیده، مرگ شما را فرامیگیرد. همچنین آیه «لَبَرَزَ الذِینَ کتِبَ عَلَیهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِم» کسانی که کشته شدند، در سرنوشتشان نوشته شده بود، (با پای خویش) به قتلگاه خود رهسپار میشدند.
5. همین که امام حسین (علیهالسلام) شب جمعه سوم شعبان (قبل از حرکت به کربلا) وارد مکه شدند، این آیه را تلاوت فرمودند: «وَ لَما تَوَجهَ تِلْقاءَ مَدْینَ قالَ عَسى رَبی أَنْ یهْدِینِی سَواءَ السبِیلِ» و چون رو بهسوی مدینه نهاد، گفت باشد که پروردگارم مرا به راه راست راهنمایی کند.
6. در مکه زمانیکه با ابن عباس گفتوگو میکردند، درباره بنی امیه این آیات را تلاوت فرمودند: «أَنهُمْ کفَرُوا بِالله وَ بِرَسُولِهِ وَ لا یأْتُونَ الصلاه إِلا وَ هُمْ کسالى» آنان به خداوند و پیامبر او کفر ورزیده و جز با حالت کسالت به نماز نپرداختهاند... و همچنین آیه «یراؤونَ الناسَ وَ لا یذْکرُونَ الله إِلا قَلیلا» با مردم ریاکاری کنند و خدا را جز اندکی یاد نمیکنند. و آیه «مذَبْذَبِینَ بَینَْ ذَلِک لَا إِلىَ هؤُلَاءِ وَ لَا إِلىَ هؤُلَاءِ وَ مَن یضْلِلِ الله فَلَن تجَِدَ لَهُ سَبِیلا» در این میان ـ بین کفر و ایمان ـ سرگشتهاند، نه جزو آنان ـ مؤمنان ـ و نه جزو اینان ـ نامؤمنان ـ و هرکس که خداوند در گمراهی واگذاردش، هرگز برای او بیرون شدنی نخواهی یافت. و فرمودند: «کلُ نَفْسٍ ذَائقَه المَْوْتِ وَ إِنمَا تُوَفوْنَ أُجُورَکمْ یوْمَ الْقِیمَه» هر جانداری چشنده ـ طعم ـ مرگ است، و بیشک در روز قیامت پاداشهایتان را به تمامى خواهند داد.
7. در آستانه عید قربان که امام حسین (علیهالسلام) از مکه بهسوی کربلا حرکت کردند، نماینده یزید در مکه راه را بر حضرت بستند، درگیری با تازیانه رخ داد، به امام حسین (علیهالسلام) گفتند: «میترسیم شما بین مردم شکاف بیافکنی!»، حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «لىِ عَمَلىِ وَ لَکمْ عَمَلُکمْ أَنتُم بَرِئیونَ مِما أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِىءٌ مما تَعْمَلُونَ» عمل من از آن من و عمل شما، از آن شما، شما از آنچه من مىکنم، برى و برکنارید، و من از آنچه شما مىکنید، برى و برکنارم.
قرآن و عاشورا
كربلا و قرآني كه بر نيزه شد/ حجتالاسلام علیرضا محمدپور
8. زمانیکه در مسیر کربلا خبر شهادت مسلم را شنیدند، فرمودند: «إِنا لِلهِ وَ إِنا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» کسانىکه چون مصیبتى به آنان رسید گویند: ما از آن خداییم و به خدا باز مىگردیم.
9. در نزدیکی کربلا همین که حر به امام (علیهالسلام) گفت: «چرا آمدهای؟» فرمود: «نامههای دعوت شما مرا به اینجا آورد، ولی حالا پشیمان شدهاید» و این آیه را تلاوت فرمود: «فَمَن نکثَ فَإِنمَا ینکثُ عَلىَ نَفْسِهِ» پس هرکس پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است.
10. در روز عاشورا برای لشکر یزید این آیه را تلاوت فرمود: «فَأَجْمِعُواْ أَمْرَکمْ وَ شُرَکاَءَکمْ ثُم لَا یکنْ أَمْرُکمْ عَلَیکمُْ غُمه ثُم اقْضُواْ إِلىَ وَ لَا تُنظِرُونِ» شما با شریکانی که قائلید، کارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم کنید، سپس در کارتان پردهپوشی نکنید، آنگاه کار مرا یکسره کنید و مهلتم ندهید. و نیز آیه «إِن وَلِِىَ الله الذِى نَزلَ الْکتَابَ وَ هُوَ یتَوَلى الصالِحِینَ» سرور من خداوند است که ـ این ـ کتاب آسمانی را فروفرستاده است و او دوستدار شایستگان است. و نیز آیه «وَ إِنىِ عُذْتُ بِرَبىِ وَ رَبکمُْ أَن تَرْجُمُونَ» و من از شر اینکه سنگسارم کنید، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىبرم. و همچنین آیه «إِنىِ عُذْتُ بِرَبىِ وَ رَبکم من کلُ مُتَکبرِ لا یؤْمِنُ بِیوْمِ الحِْسَابِ» من به پروردگار خود و پروردگار شما از ـ شر ـ هر متکبرى که به روز حساب باور ندارد، پناه مىبرم.
ب) تجلی قرآن کریم در کردار امام حسین (علیهالسلام)؛
1. قرآن کریم نهتنها به معروفها امر کرده و از منکرات بازمیدارد، بلکه نفس آن نیز امر به معرف و نهی از منکر است؛ بهعبارتی دیگر، کلام خدا هم نسخه شفابخش دردها است و هم خود شفاست: «وَ نُنزَلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَه للْمُؤْمِنِینَ وَ لَا یزِیدُ الظالِمِینَ إِلا خَسَارا» و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مىکنیم و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمىافزاید. امام حسین (علیهالسلام) نیز همینگونه بودهاند و درباره علت قیام خود فرمودند: «مگر نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل جلوگیری نمیشود، من بنا دارم ـ هرچند با شهادت و ریختن خونم باشد ـ امر به معروف و نهی از منکر کنم؛ إنی أُرید أن آمر بالمعروف و... »
2. در قرآن کریم میخوانیم: «وَ ارْکعُواْ مَعَ الراکعِینَ»، «أَقِمِ الصلَوه لِدُلُوک الشمْسِ»، «وَ أَقِیمُواْ الصلَوه»؛ نماز را با جماعت بهپا دارید، نماز را در اول وقت بپادارید، نماز باید در جامعه و علنی اقامه شود. و ظهور بارز و اتم آن را در کردار امام حسین (علیهالسلام) مشاهده میکنیم، آنجا که ایشان نماز ظهر عاشورا را در اول وقت و با جماعت، آن هم در برابر صفوف دشمن اقامه کردند، با اینکه میتوانستند در آن بحبوحه که اوج سختی و ناملایمتی بود در خیمه نماز بگزارند.
3. در قرآن از افراد ترسو و تنپرور بهشدت انتقاد شده است؛ «یخَْشَوْنَ الناسَ کخَشْیه الله» «و لَا طَاقَه لَنَا الْیوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ» و از افراد شجاع ستایش شده است؛ «الذِینَ اسْتَجَابُواْ لِلهِ وَ الرسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابهَُمُ الْقَرْحُ لِلذِینَ أَحْسَنُواْ مِنهُْمْ وَ اتقَوْاْ أَجْرٌ عَظِیمٌ. الذِینَ قَالَ لَهُمُ الناسُ إِن الناسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانا وَ قَالُواْ حَسْبُنَا الله وَ نِعْمَ الْوَکیل» آنها که دعوت خدا و پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم) را، پس از آن همه جراحاتى که به ایشان رسید، اجابت کردند ـ و هنوز زخمهاى میدان احد التیام نیافته بود، به سوى میدان «حمراء الاسد» حرکت کردند ـ براى کسانى از آنها، که نیکى کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگى است. اینها کسانى بودند که (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم ـ لشکر دشمن ـ براى ـ حمله به ـ شما اجتماع کردهاند از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را کافى است و او بهترین حامى ماست.»
صبح روز عاشورا، صبح روز رستاخیز عظیمی است که بشریت در هولناکترین مواقف و هراسانگیزترین ایستگاه قرار گرفت و با حوادثی روبهرو شد که فرشتگان آسمانی را هم به شگفتی انداخت. استقبال از این روز، تنها در تاریخ انسانیت، از یک نفر صادر شده است و آنکس، امام حسین (علیهالسلام) است او که با عمل خود، آیات رشادت و شهامت در راه خدا را تفسیر کرد.
4. یکی از اصولی که قرآن بر آن اصرار دارد، عشق به خوبان و خوبیها و بيزاري از بدان و بدیهاست. سوره برائت نشانگر آن است که تنها علاقه به خوبیها کافی نیست، بلکه بايد با بیان و فریاد، گفتن و نوشتن، نامه و ناله و اشک و عمل، از بدیها بیزاری جست و نسبت به آنها ابراز تنفر کرد. حرکت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) از مدینه تا رسیدن به کربلا و شهادت در راه خدا نیز برای همین مهم صورت پذیرفته است. در همین راستا ایشان در سرزمین کربلا در مورد بیعت با جرثومه فساد، یزید فرمودند: «مثلی لا یبایع مثله» چو منی با مثل او بیعت نمیکند.
قرآن به تسلیم و رضا در پیشگاه خدا سفارش میکند، امام حسین (علیهالسلام) نیز روزی بر دوش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و روزی زیر سُم اسبان، در هر حال راضی و تسلیم خداوند است.
و آخر دعوانا اَن الحمدلله رب العالمین
روضه
قرآن و حسین/ منبع: خصائص الحسینیه
قرآن کلامالله صامت است، و حسین کلامالله ناطق. قرآن شریف و مجید است، و حسین شریف و مجید و شهید. قرآن مشتمل است بر قصص و احوال انبیا و بیان آنچه به ایشان وارد شده از صدمات، و حسین آیت آن قصص و حالات است بالعیان. قرآن آیاتش به حسب ظاهر 6 هزار و 236 آیه است، و حسین زخمهای بدنش به منزله آیت است، و به قولی 4 هزار بوده و اگر زخم بر زخم نیز بشمارند و زخمهای سم مرکبان را نیز ملاحظه کنند، به همان عدد آیات قرآنی میرسد.
قرآن مشتمل است بر بسمله در 114 موضع، و حسین 114 زخم شمشیر داشت. قرآن مشتمل است بر اجزاء و سور و کلمات و نقاط و حروف و اعراب، و حسین بر بدنش بود سطرها از شمشیرها و کلمات از اثر نیزه و نقاط از اثر تیر. قرآن چهار قسم است: طول یعنی سورههای طولانی، و مئین که هریک 100 آیه هستند، و مثانی که از اینها کوتاهترند، و مفصل که بعد از سوره محمدند، و بنا به قولی حسین نیز چهار قسمت شد: سرش به نیزهها به سفر شام رفت، و جسد در کربلا مقیم خاک بود، و خونش بر بال مرغان و شمهای بر ملائکه، و صغار مفصل اجزا بدنش متفرق در صحرا.
قرآن نور است و حسین نور، قرآن روح است و حسین ریحانه رسول و راحت از برای خلایق.
قرآن حکیم است و معالجه میکند قلوب را به هدایت، و حسین حکیم است و معالجه کرد جمعی را به هدایت و جمعی را معالجه کرد به شفاعت.