| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
آموزههای عاشورایی/ جواد محدثی
اگر کربلا را یک «دانشگاه» شمردهاند، گزافه نیست.
«دانشگاه حسینی» همواره داوطلب ورودی میپذیرد.
در این دانشگاه، حسین بن علی (علیهالسلام) استاد است، ایمان و ایثار و شهادت، «درس» است، همهجا و همه تاریخ، زمین و زمان این آموزش است و مبارزه با ظلم و فساد، «برنامه ویژه» این مکتب است.
فلسفه نهضت حسینی، «احیای دین» بود.
و... دفاع از دینداران، ترویج نماز، گسترش معنویات، نفی مفاسد، مبارزه با منکرات، مقابله با انحرافات.
آنان که در ادامه آن راه، سنگ عاشورا به سینه میزنند و مهر آن امام مظلوم را در سینه دارند؛ معتقدان به آن فلسفه و پویندگان آن راه هستند.
مرامنامه عاشورا چیست؟
دستههای عزاداری، باید مجریان فرمان حسین بن علی در کربلای ایران باشند.
ذاکران حسینی، باید مروجان تعهد و احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر شوند.
واعظان عاشورایی، باید روشنگران «چراغ بصیرت» در دلها شوند.
هیأتها و حسینیهها، باید پایگاه و مرکزیت انسانهای دلسوز، دردآشنا، ارزشی، انقلابی، ولایی، اهل نماز، متدین و پایبند به رساله و فتوا و احکام شرعی باشند.
ایام عاشورا اگر تقویتکننده «بینش دینی»، «حس مذهبی»، «شور انقلابی» و «تزکیه اخلاق» نباشد، از مسیر اصلی و هدف والای خود فاصله گرفته است.
پرچمهای عزا، کتیبههای محرم، سیاهپوشی اماکن و مساجد و تکیهها، اگر نشانه غیرت دینی و حمایت از حق و دفاع از قرآن و حرکت در مسیر اباعبدالله (علیهالسلام) نباشد و سوگواران را در خط اهلبیت قرار ندهد و دین و تقوا را رونق نبخشد و از گناهان در جامعه نکاهد و مردم را از «اخلاق یزیدی» و «تفکر اموی» و «خط شیطانی» جدا نکند، چه فایده دارد؟
باری... ایام عزای سالار شهیدان است.
عطر عاشورا، رایحه ایثار و شهادت را میپراکند.
اینکه گفتهاند:
«هر روز عاشورا و همهجا کربلاست»، پیام دارد.
امروز چگونه میتوان بهندای «هل من ناصر» آن شهید مظلوم پاسخ داد؟
و چگونه میتوان «حسینی بودن» را ثابت کرد؟
این است مطالبه عاشورا از ما!
واکنش به غرب در برابر ترور شهید شهریاری
پاداش کلوخانداز سنگ است!/ فریدالدین حدادعادل
شهید شهریاری از مبرزترین دانشمندان هستهای کشور بود. او و دکتر عباسی همزمان با هم ترور شدند تا عاملان این اتفاق، خباثت خود را طی حرکتهای تروریستی برنامهریزیشده، درست در زمان سفر حریری به تهران، بهنمایش بگذارند. آیا این اتفاق، عملیاتی دیگر از جنگی است که با شهادت دکتر علیمحمدی آغاز شده است؟!
شباهتهای قابلملاحظهای بین این اتفاق و دیگر توطئههای دشمن ضد ملت ایران وجود دارد. در ابتدای مسأله، همه خود را به ندیدن و نفهمیدن میزنند، ولی وقتی خشم فرزندان انقلاب دامنشان را میگیرد؛ کمکم گوشها میشنوند و تدابیری برای حل بحران اندیشیده میشود.
به احتمال خیلی زیاد اسراییلیها و رییس جدید موساد «تمیر پردو» که پیش از این قائممقام آن سازمان بوده است، عاملان اصلی این جنایت هستند.
مقوله تأملبرانگیز، سکوت مجامع غربی در برابر این جنایت بود. سیاستمداران، مقامات علمی، محافل دانشگاهی، سینهچاکان حقوق بشر و شیفتگان اهل علم و دانشگاه، هیچکدام این حادثه را محکوم نکردند. گویا از بین ایرانیان فقط آقای کروبی و خانم سکینه محمدی و عوامل پژاک و یا بعضی از منافقان فتنه سبز طرف توجه مدافعان حقوق بشر هستند و دیگران در خیل انسانهای ذیحق نمیگنجند! کسی حتی اعتراض نکرد که چرا دشمن در طرح خود برای ترور دانشمندان غیور ایرانی حتی ملاحظه خانواده آنها را نکرده است. این پرونده، آینه تمامنمای هویت غرب است، ذات غرب همین است. ما چون مسلمانیم تروریستیم و در بین ما، آن کسانیکه وجودشان برای غرب منفعت دارد، نامشان در فهرست کسانیکه باید مورد حمایتهای حقوق بشری قرار گیرند، یافت میشود و بهزعم غربیان تنها میتوان حق ایشان را مطالبه کرد.
رفتار عالمانه دکتر جلیلی در نشست 1+5، نمونه دیپلماسی انقلابی و اصولگرایانه موردنظر رهبری بود. غربیها که برای مذاکره آمده بودند، باید میدانستند و میفهمیدند ما لبخند آنها را پس از شهادت دکتر شهریاری فراموش نمیکنیم. جلیلی درست عمل کرد که پیش از همه صحبتها از خون شهیدان راه کسب حقوق مشروع انرژی هستهای این دیار دفاع کرد و بهدرستی به حریف یادآور شد که لازم است به حافظه خود بسپارد که ما مسئولیت این جنایت را بر عهده ایشان میدانیم. جلیلی بهدرستی نگذاشت بازی مذاکرات طبق قاعده حریف و در زمین حریف صورت بگیرد و به همین دلیل کاترین اشتون مواضع متناقضی اتخاذ کرد.
جدیت جلیلی در طرح مسأله شهید شهریاری پیام دیگری هم داشت؛ و آن، اینکه ما صف دشمن را از هم تفکیک شده نمیدانیم و همه غرب را در برابر تمام ظلمهایی که به مردم ایران میشود، پاسخگو میدانیم. پیام دکتر جلیلی را دیپلماتهای غربی بهخوبی احساس و درک کردهاند چراکه آنها به جایگاه این ضربالمثل فارسی در جامعه ایرانی بهخوبی واقفند که: کلوخانداز را پاداش سنگ است
مقاومت جهانی برای پاک دامنی
فهم رویدادهای مهم فرهنگی از پس پردههای ضخیم سیاست، اقتصاد و حتی ورزش، در روزگار درهم تنیدگی و مسخ هویتها کار چندان سادهای نیست؛ رویدادهایی که غالبا تأثیراتی درونی دارند و آثار برونی خود را سالها بعد نشان میدهند. بر سکو قرار گرفتن دختران و زنان محجبه ایرانی، در مسابقات آسیایی گوانگجو، از همین دست رویدادهاست که شاید ارزش آن از تمامی موفقیتهای دیگر بهدست آمده در این مسابقات بیشتر باشد؛ ارزشی که نهتنها مورد توجه کافی قرار نگرفت بلکه حتي از سوی برخی با بیمهری مواجه شد.
با فرا رسیدن عصر مدرن و شکلگیری انسان خودبنیاد، نظام سرمایهداری جهانی، زن را به مثابه واسطهای جذاب برای کسب ثروت دانست؛ واسطهای که میتواند نقشی بیبدیل در فروش و توزیع انواع کالا و خدمات داشته باشد و حتی خود تبدیل به نوعی کالا و خدمات شود! اینگونه بود که نظام سرمایهداری به کمک اندیشههای جنسی «زیگموند فروید» و در یک فرآیند تدریجی، زن را از کانون گرم خانواده به عرصههای اجتماعی کشاند و با ترویج منفعتگرایی و لذتجویی فردی و تخریب اندیشه پاکدامنی، خانواده غربی را سست و بیبنیاد کرد.
از سر گسترش همین موج در جهان بود که به تدریج موج شئوارگی زنان، کره خاکی را درنوردید تا از قبل آن، جنون مانکن شدن نیز جهان زنانه را بهسوی برهنگی تمامعیار سوق دهد. رویدادی که بهتدریج از عهد قاجار و از بستر جامعه شبهروشنفکری ایرانی، وارد جامعه ایرانی شد، در عصر پهلوی صورتی عینی و اجتماعی یافت و در عصر جمهوری اسلامی با گسترش رسانهها و ارتباطات تهدیدی بالفعل شده است.
اجتماعی شدن زنان در بستر شیءساز نظام لیبرال سرمایهداری، در طی چند قرن گذشته، اگرچه توانست ضربات هولناکی به اندیشه پاک دامنی وارد سازد، اما خلاء معنوی شکل گرفته در جهان از پس گسترش فساد اخلاقی، کمبود محبت و بروز عواطف عمیق انسانی از پی سست شدن بنیاد خانواده و مادری و رستاخیز دوباره اسلامی، جهان را به رویکردی دوباره به پاک دامنی کشانده است؛ رویکردی که حجاب و پوشش دینی را بهعنوان ابزاری اصیل و مهم میشناسد. درست به همین دلیل است که بازگشت به حجاب در طی دهه گذشته به موجی قابلتوجه در جهان بدل شده است و مسلمانان در جهان غرب و در مراکز فساد و برهنگی، و علیرغم فشارهای اجتماعی و قانونی به حفظ و داشتن پوشش تکیه و پافشاری میکنند.
با گذشت عصر «توسری» خواندن «روسری» و مبارزه با حجاب زنان و آغاز مبارزه تازه از سوی زنان مسلمان برای حفظ حجاب اسلامی در جهان، شرکت فعال و موفق زنان ورزشکار ایرانی در عرصه مسابقات آسیایی گوانگ جو، نقطه عطفی در این مبارزه و مقاومت جهانی برای پاک دامنی است.
اگر با پیروزی انقلاب اسلامی، نام خداوند با جرأت در آغاز سخنرانیهای بینالمللی برده شد، اکنون زنان ایرانی با پافشاری بر این اقدام و تلاش برای حضور موفقتر در عرصههای بینالمللی میتوانند زمینههای حضور مشابه دیگر زنان مسلمان از کشورهای اسلامی را فراهم کنند؛ تا اینبار عرصه پرقدرت و پرجاذبه ورزش، بستری برای ترویج دوباره حجاب و پاک دامنی ناشی از آن در جهان باشد و حضور زن پاکدامن ایرانی در عرصه اجتماع، به الگو و نمادی موفق برای زنان جهان بدل شود.
این امر بیشک تلاش بیشتر برای حضور مقتدرانهتر زنان ایرانی در عرصه بینالمللی بهویژه در مسابقات جهانی و المپیکهای ورزشی را میطلبد تا اینبار صدای زن ایرانی در جهان وارونه شده، طنین تازهای بیاندازد