| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
گفتوگو با محمد صادقالحسینی
افشای جنایات آمریکاییها در ویکیلیکس دروغ نیست
اسناد ویکیلیکس ابعاد جدیدی از جنایات پنهان و آشکار آمریکا را در منطقه و جهان عیان ساخت. برخی تحلیلگران بر این باورند که انتشار این اسناد، 11 سپتامبر اطلاعاتی در آمریکا بود. در تحلیل دیگری نیز از درست جلوه دادن ادعاهای آمریکا برای حمله به ایران سخن گفته شده است. اما فارغ از هرگونه تحلیل، این نکته که انتشار اسناد ویکیلیکس اخلاق سیاستمداران غربی را نمایان ساخت، قابلتوجه است. ویکیلیکس یک سایت اطلاعرسانی نیست بلکه یک جریان اطلاعاتی و امنیتی است که اهداف شومی را در پشت پرده دارد. صادق الحسینی تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است: ویکیلیکس ادعای آمریکاییها در روابط بینالملل و دوستی با کشورها را زیر سئوال برد. به باور صادق الحسینی این اسناد نشان میدهد که پروژههای ایرانهراسی و شیعههراسی آمریکاییها واقعی است. و از سوی دیگر همه اسناد دروغ نیست و در واقع افشای جنایتکاران آمریکایی یکی از مسائل درست است.
سایت ویکیلیکس را چگونه ارزیابی میکنید این سایت از کجا آمده است؟
آنچه مشخص است، امنیتی بودن سایت ویکیلیکس است؛ در واقع ویکیلیکس یک سایت اطلاعرسانی متعارف نیست و بیشتر یک سایت اطلاعاتی - امنیتی است.
تحلیل من این است که ویکیلیکس نشانهای از سردرگمی و درگیری شدید اطلاعاتی در هیئت حاکمه آمریکاست و اکنون دریچهای باز شده و اطلاعاتی نیز به بیرون درز کرده است.
این سایت با آمریکا، اسراییل و صهیونیزم بینالملل ارتباط دارد. اسناد ویکیلیکس از ضعفهای متعدد در سطوح مختلف امنیتی، راهبردی، سیاسی، اقتصادی آمریکا پرده برمیدارد و نشان میدهد این کشور در حوزههای مختلف سیاست خارجی در برخورد با رقبا و همپیمانان عاجز شده است.
انتشار کتابهای خاطرات جورج بوش و تونیبلر نقطهمشترکی دارند و آن سردرگمی و در عینحال درگیری شدید بین نظامیان و غیرنظامیان هیئت حاکمه آمریکا، مشاوران رییسجمهور، شرکتهای فراملیتی و کارخانههای اسلحهسازی است.
در این بین عدهای هم منافع خود را در این دیدهاند تا پنجرهای باز کنند و وارد آرشیو سری ایالات متحده آمریکا و وزارت امور خارجه شوند.
انتشار این حجم از اسناد در این مقطع حساس که ناتوانی آمریکا در عرصههای مختلف نمایان شده، برای اهداف مشخص است. مهمترین طرح نئومحافظهکاران و صهیونیستها، ایجاد فتنه در جهان اسلام با اشکال مختلف بین ادیان، کشورها، طوایف، نژادها، مذاهب و... است.
صهیونیستها و سرمایهداران و کشورهای بزرگ، از این فتنهها منافع فراوانی میبرند و پابرجاتر میشوند.
در واقع این اقدام نوعی افشاگری از طرف سرویس جاسوسی مرتبط با صهیونیستهاست.
هدف، کشف واقعیت نیست، بلکه ایجاد جنگهای سیار فتنه در منطقه است.
عدهای معتقدند که هدف این اسناد تخطئه جمهوری اسلامی است؟
قبل از هر چیز باید بگویم، واقعیتهایی در این اسناد مطرح شده و همه این اسناد دروغ نیست. افشای جنایات آمریکاییها یکی از این مسائل است.
سیاست ایرانهراسی و شیعههراسی آمریکاییها در این اسناد مشخص شده است. این اسناد نشان میدهد آمریکا چنین پروژههایی را در دست اقدام دارد. این اسناد اینگونه مطرح میکنند که ایران به کشورهای منطقه طمع دارد و صهیونیستها سعی دارند که ایرانهراسی را القا کنند.
همچنین این اسناد نشاندهنده، نوعی شیعههراسی است. کشورهای عربی هرجا با آمریکا نشستهاند، از شیعیان و خطر احتمالیشان برای منافع آمریکا سخن گفتهاند.
صحبتهای ولید جنبلاط مبنی بر تأیید گفتههایش در ویکیلیکس مدعای خوبی است، جنبلاط گفته است آن زمان در غربت این سخن را علیه حزبالله گفتهام اما در حال حاضر نجات یافتهام.
تحلیل شما درباره اسناد مطرح شده درباره مسائل داخلی ایران چیست؟
این اسناد دروغ محض هستند، اما بهخوبی اهداف و سیاستهای آمریکا را نشان میدهند. همه این دروغها بخشی از یک پروژه از پیش تعیین شده برای بر هم زدن امنیت مردم ایران است. درباره انتخابات ریاستجمهوری، و... مطالبی منتشر کردهاند که دروغ است. طرح دوباره موضوع انتخابات در این اسناد، معلوم میکند که وارد یک ماجراجویی از پیش تعیینشده برای افراد وابسته به خود شدهاند. اما آنها باید بدانند فتنه سال 1388 خاموش شده است.
برخی تحلیلگران معتقدند که این اسناد با هدف درست جلوهدادن ادعاهای آمریکا برای حمله به ایران است؟
این اسناد سعی دارد قبح مسأله را بشکند، این مسأله همان پروژه شکستخورده حمله به ایران را احیا میکند. آمریکاییها برای حمله به ایران برنامه داشتند اما برای اجرا و عملی کردن آن ناتوان ماندند. علت آن نیز عدم همکاری رهبران منطقه و همپیمانان آنان، در کنار تدابیر و سیاستهای مقام معظم رهبری و انسجام حکومت ایران است که باعث شد آنها از حمله به ایران منصرف شوند. اما انتشار این اسناد باعث میشود تا ژانرالها و جناحبازها در آمریکا برای حمله به ایران جریتر شوند و زمینهای را برای حمله به ایران شکل بدهند. بهنظرم این موضوع در حد یک جنگ روانی برایشان مفید است!
در عمل، آمریکا از هر نوع اقدامی در جهان اسلام فعلا ناتوان است و قادر به حمله به هیچ کشوری نیست. آمریکا قادر به ائتلاف برای حمله به ایران نیست زیرا هزینههای سنگینی برای آنان در پی دارد. تحلیلگران میدانند که جنگ ایران و آمریکا، بین این دو کشور باقی نخواهد ماند، بلکه جنگ دنیای غرب و اسلام خواهد بود.
در کل، این موضوع موجب شارژ و تزریق روحیه برای جنگطلبان آمریکایی است.
آیا میتوان از این اسناد علیه آمریکا استفاده کرد؟
قطعا این اسناد شواهد مناسبی علیه آمریکا بهشمار میروند، این اسناد بهخوبی نشان دادند که سفیران آمریکا جاسوس هستند و برای رسیدن به اهداف خود، حاضر هستند دوستان و همپیمانان خود را قربانی کنند. آمریکا برای حفظ منافع خود و رژیم صهیونیستی دوست و دشمن نمیشناسد.
نکتهای که باید بر آن تأکید کنم، عدم انتشار هرگونه سند علیه رژیم صهیونیستی در اسناد ویکیلیکس است و در مقابل، عمده اسناد درباره دیگر کشورها و بهویژه کشورهای مسلمان و ایران است.
حقوق ملتها، اقلیتها، مذاهب و حقوق بشر در این اسناد، نقض شده و طبق این اسناد آمریکا مرتکب جنایاتی در کشورهای مختلف شده است. آمریکا برای رسیدن به اهداف خود در عراق و افغانستان دست به جنایت زده است.
بازتاب انتشار این اسناد بین کشورها را چگونه ارزیابی میکنید؟
انتشار این اسناد عملا یک اتفاق جالب در معادلات جهانی است. آمریکا دیپلماسی سنتی را از میان برد و موجب از بین رفتن اعتماد متقابل بین دیپلماتها و بهویژه با آمریکاییها شد. از این پس هیچ سفیر، مدیر یا رییسجمهوری با مسئولان و سفرای آمریکایی، صحبت صریح و با اعتمادی نخواهد داشت.
ویکیلیکس باعث شد تا اعتماد دولتها و ملتها نسبت به آمریکا از بین برود و دیپلماسی و عرف بین کشورها مورد سئوال قرار گیرد. از این پس نوعی هرج و مرج، در دیپلماسی و ارتباط فیمابین کشورها شکل میگیرد.
این پدیده تابهحال اتفاق نیفتاده بود، اما انتشار اسناد ویکیلیکس تمام مرزهای دیپلماسی را از بین برد که سبب اصلی آن آمریکاییها هستند.
نکته درخور توجه، عیان شدن این فرمایش امام (رحمتالله علیه) است که فرمودند سیاست ما عین دیانت ماست. اسناد ویکیلیکس فرق بین سیاستمداران اسلامی و غربی را روشن ساخت و نشان داد که اخلاق چه جایگاهی در سیاست غربیها دارد
جسم نزارش از قاب نگاه ما پر کشید/ سیما انصاری جعفری
محمود درویش میگوید: «مرگ به من بر میخورد!» و چه حقیقتی در ورای این طنز گزنده نهفته است که خواهناخواه آدمی را به تامل و درنگ وا میدارد؛ درنگی که اگر خوب در ابعادش دقت کنیم، خواهیم دید که انگار پناه بردن به کلام و زیستن در متن، نوعی رد و انکار مرگ است که اهالی واژه به درایت آن را برمیگزینند و زیستنشان را مکرر میکنند؛ تا دیگر مرگی در کار نباشد که به آدمیزاد بربخورد و از حضورش دلتنگ شود.
شمس آلاحمد هم چه خوب این نکته را دریافته بود که وقتی کسی از او میپرسد: چند سال است که برادرتان مرده؟ با دلخوری و شاید کمی هم پرخاش میگوید: «اهل واژه و مرگ؟! چه بدسلیقگی هولناکی در این پرسش نهفته است! واقعا لازم است که من به همه سئوالها جواب بدهم؟!» و همین ما را امیدوار میکند به اینکه او نمرده و اگر خوب دقت کنیم، میبینیم که هنوز حضورش در گوشه و کنار فرهنگ و تاریخ روشنفکری ایران محسوس است و شاید محسوستر از قبل هم شده باشد.
بگذار تاریخ زمینی و تقویمهای روی میز، 14 آذر 1389 را بهعنوان روز مرگ او ثبت کنند، چه باک وقتی که او تا همیشه در میان ماست و از زبان آثارش، راز و دردش را با ما در میان میگذارد؟! بیتردید آنکه در روز 16 آذر، در میان خیل دوستداران و شاگردانش بهسوی بهشت زهرای تهران تشییع شد و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرمید، او نبود، جسم نزارش بود که از قاب نگاه ما پر کشید