| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
مواضع مشابه
صحبتهای جدید مشایی و سخنانی که پیشتر جوانفکر در جایگاه مشاور مطبوعاتی رییسجمهوري به زبان آورده بود، حاکی از خط فکری مشترک در موضوع اطلاعرسانی است.
همانگونه که مشایی معتقد است تبلیغ قواعدی دارد که برای انعکاس فعالیتهای دولت باید بر اساس اصول و قواعد آن عمل کرد و کارهای کلیشهای و تکراری، برای مخاطب جذابیت چندانی ندارد، جوانفکر نیز معتقد است ایرنا نتوانسته از تمام ظرفیتهای خود برای انعکاس فعالیتهای دولت استفاده کند.
شاید اقدام امروز آنها متأثر از همان طرز فکر مدیرعامل کنونی خبرگزاری جمهوری اسلامي است که نزدیک به سه سال پیش وقتی اولین زمزمههای طرح تشکیل سازمان اطلاعرسانی دولت به گوش میرسید، گفته بود: «ساختار ایرنا، قدیمی و کهنه شده و مربوط به ۳۰ سال قبل بوده و هیچ تغییری نسبت به گذشته نداشته است.»
او هماکنون بهعنوان چهارمین مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی در دولت احمدینژاد فعالیت میکند، اما این سخن از او در آن زمان که باید ساختار ایرنا در جهت نیاز دولت نهم تغییر کند، خطر جناحی شدن خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران و تبدیل این خبرگزاری به بولتن ریاست جمهوری را گوشزد میکند.
بر این اساس به بررسی اقدام دولت از سه رویکرد سیاسی، حقوقی و رسانهای میپردازیم:
جواد آرينمنش
جفا به خبرگزاری
نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است طرح ارتقای تشکیلاتی ایرنا قانونی نیست. جواد آرینمنش میگوید: «مؤسسات و نهادهایی که براساس قانون تأسیس شدهاند، هرگونه تغییر و تحول در کار آنها باید مبتنی بر اصلاح قانون باشد. خبرگزاری جمهوری اسلامی چه قبل از انقلاب که بهعنوان خبرگزاری پارس نامیده میشد و چه بعد از انقلاب که چندبار اساسنامه آن مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفت، طبق قانون زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است.»
آرینمنش ادامه میدهد: «از سوی دیگر اداره خبرگزاری جمهوری اسلامی در بند 2 قانون وظایف وزارت ارشاد ذکر شده است و اداره خبرگزاری جمهوری اسلامی و نظارت بر آن جزو وظایف مستقیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. بنابراین انتقال آن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به هر نهاد دیگری نیازمند اصلاح قانون است.»
وی میگوید: «بهطور کلی من معتقدم خبرگزاری جمهوری اسلامی، خبرگزاری کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی است و اینگونه نیست که خبرگزاری قوه مجریه باشد، بلکه بایستی اخبار و رویدادهای کل قوای سهگانه و کشور را در داخل و خارج از کشور انعکاس بدهد و لذا منحصرکردن آن به انعکاس فعالیتهای قوه مجریه تصور میکنم کوچک کردن این سازمان است و نه بزرگ کردن آن؛ به هر حال این خبرگزاری هرچقدر فراجناحیتر عمل کند، جایگاهش ارتقا پیدا میکند و هرچقدر که محدود شود به رسانهای انعکاسدهنده اخبار یک قوه، جفا به خبرگزاری و تضعیف آن است و نه تقویت.»
سيدجلال فياضي
شرط و شروطها
رییس اسبق سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نظری منفی نسبت به قرار گرفتن ایرنا زیر نظر ریاست جمهوری ندارد، اما این ارتقاي تشکیلاتی را منوط به شرط و شروطی میداند و معتقد است چون این خبرگزاری، خبرگزاری مجموعه نظام است، در صورت ارتقای تشکیلاتی، باید شورای نظارتی متشکل از نماینده سه قوه، در رأس خبرگزاری وظیفه نظارتی بر این رسانه را ایفا کنند - همچون صدا و سیما - تا، ارتباط این خبرگزاری با مجموعه ارکان نظام برقرار باشد.
سید جلال فیاضی میگوید: «حتی اگر در این شورای نظارت، نمایندهای از سوی رهبر معظم انقلاب نیز حضور داشته باشد قطعا میتواند، جایگاه این رسانه را بسیار محکمتر کند.» او اما از ایراد قانونی نیز غافل نیست و میگوید: «از آنجا که اساسنامه خبرگزاری جمهوری اسلامی مصوب مجلس بوده و به صورت قانون درآمده است، بنابراین تغییر در ساختار تشکیلاتی آن نیاز به مصوبه مجلس دارد و اگر موضوع ارتقای تشکیلاتی، مورد موافقت رییسجمهوری است، باید طی لایحهای این موضوع در مجلس مطرح شده و تغییر در اساسنامه با رأی مجلس صورت بگیرد.»
وی درباره آسیبهایی که در صورت نبود یک شورای نظارتی میتواند این رسانه را تهدید کند نیز میگوید: «ایرنا بازتابنده مجموعه اطلاعات، اخبار و مواضع نظام است، یا به تعبیر و تعریفی دیگر خبرگزاری جمهوری اسلامی، سخنگوی مکتوب نظام است. اگرچه خبرگزاریهای دیگری هم در داخل کشور الان وجود دارند و انحصار از دست ایرنا خارج شده است، اما رصد مواضع خبری نظام جمهوری اسلامی از خبرگزاری جمهوری اسلامی اتفاق میافتد و مجموعه خبرگزاریهای دنیا مواضع خبری نظام را به استناد خروجی خبرگزاری جمهوری اسلامی رصد میکنند. اگر نگاه و فعالیت خبرگزاری فراقوهای نباشد، ممکن است وارد حیطه سلیقهای شود. طبیعی است که اختلافنظرهایی بهلحاظ کاری بین قوای کشور ایجاد میشود و بهتر این است که خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، له یا علیه هیچیک از قوا وارد اطلاعرسانی و موضعگیری نشود. مثلا اگر دولت و مجلس اختلافنظر دارند بهتر این است كه خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نسبت به این مسئله ورود پیدا نکند و به اطلاعرسانی صرف بپردازد. اگر نظارت سه قوه بر این رسانه وجود نداشته باشد، در آن صورت آسیبی که متوجه خبرگزاری میتواند باشد این است که خبرگزاری در یک مقطعی در اختلافنظر بین قوا، له یا علیه یک قوه موضع بگیرد و آن را از جایگاه خبرگزاری نظام تغییر بدهد و موضع کلی نظام را بازتاب ندهد.»
محمد سلطانيفر
مرگ نقد
شاید از دید رسانهای بتوان گفت تدوین استراتژی یکسان برای مجموعهاي از رسانهها، قدم گذاشتن در مسیر حذف صداهای منتقد و حرکت بهسمت یکصدایی و انهدام چندصدایی باشد، اقدامی که بهزعم محمد سلطانیفر از اساتید علوم ارتباطات، مرگ یک رسانه را رقم میزند.
این استاد علم ارتباطات که روي چند پایاننامه درباره تخصصی شدن خبرگزاریها، از جمله ایرنا کار کرده، معتقد است: «مرگ یک رسانه وقتی رقم میخورد که بر میزان وابستگی خودش به یک تفکر یا یک فرد یا یک جریان سیاسی اصرار کند. همه میدانند که تمامی رسانههای دنیا بهنوعی وابستگی فکری، فردی، اقتصادی، یا جناحی دارند، اما همه رسانهها در تمام دنیا سعی دارند که به ظاهر، استقلال خود را هم حفظ کنند و به همین انگیزه هیچ رسانهای در دنیا نیست که وابسته بودن رسمی و قانونی خود را اعلام و اصرار بر آن کند. به همین انگیزه همه میدانیم که تفاوتی بین دولتی بودن خبرگزاری جمهوری اسلامی و یا تحت نظر رییسجمهوری وجود ندارد، در باطن قضیه هر دو یکی است و هر دو میباید رسما عمل کند، اما اینکه یک خبرگزاری وابسته به یک دولت باشد متفاوت از آن چیزی است که یک خبرگزاری ادعا کند زیر نظر یک شخص عمل میکند.»
وی ادامه میدهد: «ذات یک رسانه در قدرت نقد و نقدپذیری آن است و اگر ما نقد را از یک رسانه بگیریم مرگ آن را امضا کردهایم؛ رسانه، خبرگزاری و یا حتی رادیو و تلویزیون باید توان انتقاد حتی از شخص رييس دولت را هم داشته باشد. آن چیزی که در دنیا مرسوم است این است که رؤسا، رییس میشوند تا مردم بتوانند از آنها انتقاد کنند و اینکه یک خبرگزاری زیر نظر یک شخص آن هم در یک کشور جهان سومی مأموریت بگیرد قدرت انتقاد از رییسجمهوري پایین میآید و رییسجمهوری که نتوان از او انتقاد کرد، فاصلهاش با مردم بیشتر میشود.»