|
4
5
|
| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
خاصيت برادران ايماني/ آیتالله عبدالله جوادیآملی
یادداشت ذیل تنظیم شده دو گفتار از حضرت آیتالله جوادی آملی است که به مانند ویژهنامه نوروزی سال گذشته، دیباچه پنجره نوروز است.
با سپاس از دفتر معظمله، این متن را با هم میخوانیم.
در مراسم ديد و بازديد عيد نوروز بايد يک دعايي داشت که انسان را از عذاب الهي برهاند. همين جمله معروف دعای خوبي است: «يا محول الحول و الاحوال».
و اين تحول آن است که انسان از درون منقلب بشود و انقلاب هم مادامي اثر دارد که الي الله باشد. قبل از انقلاب الي الله، هيچ انقلابي بارور نخواهد بود. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، اين چنين انقلابي را در پيش داريم؛ اگر با رغبت و به اشتياق منقلب اليالله شديم، طوبي لنا و حسن مأب، اگر نشديم ما را منقلب ميکنند.
در مراسم ديد و بازديد، يک بياني از وجود مبارک علي بن موسيالرضا عليهالسلام آمده، البته در خصوص نوروز نيست، بلکه در مطلق زيارتهاي همديگر که فرمودهاند: «تزاوروا فان في زيارتکم احياء لاحاديثنا و احاديثنا تعطف بعضکم الي بعض» به زيارت يکديگر برويد، صله رحم بکنيد اما بکوشيد در جمعتان آيات الهي و احاديث بازگو بشود. اين احاديث در شما عاطفه ايجاد ميکند، گرايش ايجاد ميکند، آن خيالهاي خام را از سرهايتان ميگيرد، آن کينههاي بيهوده را از دلهايتان میزداید. خاصيت برادران ايماني اين است. آنچه در ديد و بازديدهاي نوروز مطرح است همينهاست: ديد و بازديدهاي مشروع، سخنان الهي را در ديد و بازديد گفتن، و احاديث الهي را در آن مطرح و عاطفه ايجاد کردن است.
صله رحم
جامعه انساني نيازمند علل و عواملي است تا گرايش و صفاي ضمير بين افراد آن تأمين شود و صرف قوانين و مقررات سياسي، نظامي، اقتصادي و... كافي نيست و از طرف ديگر، جامعه بزرگ بشري را جوامع كوچك خانوادگي ميسازند؛ يعني اعضاي خانوادههاي متعدد عامل تحقق مجتمع رسمي خواهند بود، و مادامي كه سبب رأفت و گرايش در بين اعضاي خانواده پديد نيايد، هنگام تشكل مجتمع رسمي نيز هرگز بين آحاد آن، صفاي ضمير و روح تعاون و پيوند دوستي برقرار نخواهد شد، و مهمترين عاملي كه بين افراد خانواده، رأفت و گذشت و ايثار را زنده ميكند، تجلي روح مادر در بين اعضاي خانواده است، زيرا پدر گرچه بهعنوان (الرجال قوامون عليالنساء)، عهدهدار كارهاي اداري و اجرايي جامعه كوچك، يعني خانواده است، ليكن اساس خانواده كه بر مهر و وفا و پيوند پيريزي شده عهده مادر است، زيرا مادر مبدأ پيدايش و پرورش فرزنداني است كه هر كدام به ديگري وابستهاند.
افرادي كه از يك زن متولد ميشوند، همانند ميوههاي يك درخت نيستند كه همچون گیاه روح ايثار انساني در آنها ظهور نكند، و يا مانند بچههاي يك حيوان ماده نیستند كه فاقد تعاون انساني بوده و پيوند خاص بشري در آنها جلوه نكند، بلكه فرزندان متولد شده از يك زن، خواه بدون فاصله و خواه با فاصله، نسبت به يكديگر رئوف و مهربان بوده و پيوند فطري خود را در پرتو تعاليم ديني شكوفا میکنند، و در مكتب دين، حفظ اين پيوند و فراموش نكردن آن از اهم وجبات بهشمار آمده، و اگر كسي اين پيوند فطري و ديني را قطع کند، از رحمت ويژه الهي محروم خواهد شد، زيرا صله رحم از چيزهايي است كه خداوند به آن امر فرموده و درباره قاطعانِ چيزي كه بايد وصل شود، لعن و نفرين الهي وعده داده شده است: الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثاقِهِ و يقطعون ما أمر الله به أن يوصل و يفسدون في الأرض أُولئك هم الخسرون؛ آنانيكه پيمان خدا را پس از بستن آن ميشكنند، و آنچه را خدا به پيوستن آن امر کرده، ميگسلند و در زمين به فساد ميپردازند، آنانند كه زيانكارانند. و الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثاقه ويقطعون ما أمر الله به أن يوصل و يفسدون في الأرض أُولئك لهم اللعنه و لهم سوء الدار؛ آنانيكه پيمان خدا را پس از بستن آن ميشكنند و آنچه خدا به پيوستن آن امر کرده، ميگسلند، و در زمين به فساد ميپردازند، آنانند كه بر ایشان لعنت است و بدفرجامي آن دنياست.
شايد سر اينكه افساد در زمين، در كنار قطع چيزي كه وصل آن لازم است، ذكر شده؛ اين باشد كه افرادي كه در خانوادههاي اصيل ديني رشد كرده و قانون صله رحم و حفظ پيوند اعضا را ادراك و عمل کردهاند، وقتي وارد اجتماع رسمي شدند، دست به افساد در زمين نميزنند، زيرا با روح پيوند و ايثار، گام به جامعه نهادهاند، ولي كسانيكه از خانوادههاي غيرديني برخاستهاند، چون اصل پيوند فطري بين اعضا، در اثر رعايت نكردن قانون صله رحم و لزوم ايثار و تعاون و... فراموش شده است؛ لذا با ورودشان به جامعه رسمي، پديدههاي توحش و تنمر نيز ظهور خواهد كرد.
خلاصه آنكه قانون صلهرحم، اصل مهمي است كه جامعه كوچك را درست تربيت كرده و زمينه شكوفايي جوامع بزرگ را فراهم میکند، و صله رحم اصل حاكم بر ارحام و محارم و وابستگان خانوادگي است، و منشأ همه اين رحامتها و وابستگيها، همانا پيدايش همه اعضا از يك رحم است و آن رحم كه مبدأ تكون اعضاي بههم پيوسته است، جزو زن بوده و در حقيقت مقام والاي زن است كه پايهگذار قانون ارحام و صله رحم و محرميت و... است.
نتيجه آنكه مهره اصلي خانواده و رحامت را زن بهعهده دارد؛ گرچه مرد مسئول كارهاي اجرايي و تأمين هزينههاي زندگي و مانند آن است.
از اين رهگذر، قرآن كريم ضمن توصيه انسان به گرامي داشتن پدر و مادر، زحمات مادر را كه به زايمان و شيردادن است و منشأ اصلي آنها رحم است، يادآور ميشود: و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته أُمه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلثون شهرا...؛ و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم؛ مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با رنج او را به دنيا آورد و بار برداشتن و از شير گرفتنش 30 ماه است. و همچنین آمده: ...حملته أُمه وهنا علي وهن و فصاله في عامين...؛ مادرش به او باردار شد، سستي بر روي سستي و از شير باز گرفتنش در دو سال است.
و نيز حضرت امام زين العابدين (عليهالسلام)، در رساله حقوق كه لزوم رعايت حقوق ارحام را به مقدار پيوستگي و قرابت نسبت به رحم بيان فرموده، اولين حق را در نظام خانوادگي به مادر داده؛ آنگاه از حق پدر سخن به ميان آورده و چنين فرموده است: «... و حقوق رحمك كثيره متصله بقدر اتصال الرحم في القرابه فأوجبها عليك حق أُمك ثم حق أبيك ثم حق ولدك ثم حق أخيك ثم الأقرب فالأقرب».
عنايت به اين نكته لازم است كه نقش زن، نه تنها ايجاد رابطه رحامت بين اعضاي نسبي يك خانواده است، بلكه سهم آن در ايجاد پيوند رحمي بين وابستگان سببي نيز قابلانكار نيست، زيرا در اسلام، وابستگان سببي، همانند پيوستگان نسبي، از رحامت خاص برخوردارند و قانون مصاهرت مقررات فراواني را بههمراه دارد؛ چنانكه از خطبه رسول اكرم (صلي الله عليه وآله و سلم) در مراسم عقد زناشويي حضرت اميرالمؤمنين علي (عليهالسلام) و حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعليها) چنين استفاده ميشود كه مصاهره و دامادي، ملحق به نسب بوده و عروس و داماد به منزله فرزندان دو خانواده محسوب شده و اعضاي دو خانواده، مخصوصا پدران و مادران، به منزله افراد يك خانواده بهحساب خواهند آمد و اين قانون كه از خطبه رسول اكرم و نيز از خطبه عقد زناشويي حضرت جواد (عليهالسلام)، توسط حضرت امام رضا (عليهالسلام)، استفاده شده، از آيه: هو الذي خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا...؛ و اوست كه از آب بشري آفريد و او را داراي خويشاوندي نسبي و دامادي قرار داد، استنباط ميشود.
از اينجا وارد مطلبی مهم ميشويم، و آن روشن شدن نقش زن در ايجاد ارتباط بين مرد، بهعنوان پدر و بين افرادي كه بعدا متولد ميشوند، بهعنوان فرزندان؛ يعني زن اولا مرد را جذب كرده و رأفت و عاطفت را محور ارتباط با او قرار ميدهد، سپس به كمك همان عنصر آرام و فرد رئوف و مطمئن، خانواده آرام و ارحام مهربان را تشكيل ميدهد. اگر اين مسئله مُستدل شود، معلوم خواهد شد كه اصالت خانواده بهعهده زن است و پايه اصيل تأسيس حوزه رحامت و تشكيل حكومت مهر و رأفت، همانا زن خواهد بود كه اولا مرد اجنبي را رحم ميكند، ثانيا با تكثير نسل، دو خانواده را در اثر مصاهره به هم مرتبط میکند، ثالثا در اثر رضاع، افراد بيگانه را محرم کرده و پيوند رضاعي را چون پيوند مصاهره به رابطه رحامت نزديك میسازد